• ناسخ و منسوخ

                                                          ناسخ و منسوخ

    الف) تعریف نسخ

    1- در لغت: به معنای زایل کردن است، گفته می شود: نسخت الشمس الظّل(خورشید، سایه را زایل کرد) به معنای تبدیل و تغییر نیز آمده است که شاهد بر این قول فرموده الله تعالی است:  { وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ } [النحل: 101](هرگاه آیه ای را با آیه ای عوض کردیم و تغییر دادیم)

    2- در اصطلاح برداشته شدن یک حکم شرعی به دلیل حکم شرعی جدیدتر را نسخ گویند. بنابر این حکمی که برداشته می شود، منسوخ و حکم جدید رافع یا ناسخ و این برداشته شدن یا رفع حکم، نسخ نامیده می شوند.

    بنا بر این کار نسخ نیاز به منسوخ دارد، و منسوخ  نیز همان حکمی است که قبلاً وجود داشته و نیاز به ناسخ یعنی دلیل تازه، دارد.

    ب) شروط نسخ

    1. باید حکم منسوخ، شرعی باشد

    2. باید دلیل برداشته شدن حکم،مدتی بعد از حکم قبلی منسوخ آمده باشد.

    ج) حکمت وقوع نسخ

    1- درتاریخ ادیان ،نسخ، جایگاه بسیار مهمی را به خود اختصاص داده است،به گونه ای که  راهی برای انتقال تدریجی انسان به سوی  کاملترین حالات در تشریع ( قانونگذاری) به شمار می رود، که پایان بخش تمام شریعت ها ی گذشته و کامل کننده ی تمام آنها همانی بود که بر محمد صلى الله عليه وسلم نازل گشت، که با این تشریع، انسانیت به اوج نقطه ی تکامل در تشریع رسید.

    به بیانی آشکار تر : نوع بشر نیز مانند کودک، در ادوار مختلف زندگی دچار تغییر و تحول می شود، که برای هر یک از این دوره های زندگی کودک، حالاتی وجود دارد که متناسب همان دوران بوده و با سایر دورانهای زندگانی وی تطابق ندارد.  بشر نیزبه همین ترتیب، در ابتدای حیاتش از نظر، سادگی، ضعف و بی علمی، مانند نوزادی تازه تولد یافته است و سپس کم کم شروع به تغییر از این حالت نموده در این مسیر تحول گام می نهد، و حالات متباینی از لحاظ ضعف خرد و جهالت،وضعیت جوانی و توانایی جسمی  بر آنها گذر می کند، به همین گونه تکامل بشری، وجود شریعت های مختلف را اقتضا می کند.  

    و درست زمانی که جهان به دوران بلوغ و اوج تکامل خود رسید و تمدن در بین کشورها و ملتهایش رواج یافت، این دین حنیف به عنوان خاتم تمام ادیان و مکمل همه ی آنها آمد.

     این دین تمام عناصر حیاتی و منافع انسانی و اصول پایدار را در خود جمع کرده است، و خواست های هر دو بعد جسمی و روحی را با خود داشته، بین علم ودین هم آوایی بی نظیری ایجاد نموده، ارتباط انسان با الله تعالی و کل هستی از فرد، خانواده و گروهها، اقوام وملت ها گرفته تا حیوانات و گیاهان و جمادات  را نظم و ترتیب بخشیده است، همین خصوصیت باعث شده، این دین به حق بر سرتاسر زمین و ساکنانش حاکم شود.

    2- یکی دیگر از حکمت های نسخ تخفیف و آسانگیری است: مثلاً در ابتدا الله تعالی در این آیه({إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ} [ الأنفال:65]) دستور به پایداری یک نفر صحابه در برابر ده نفر از کفار دادند، اما بعد از آن این حکم را با نازل کردن این آیه نسخ فرمودند: ({الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ} [الأنفال:66])(اگر صد نفر صابر از شما باشند بر صد نفر غالب خواهند شد ) که این مثال دلیل روشنی بر تخفیف و آسانگیری و برداشتن مشقت است،تا مسلمان متوجه نعمت خداوند به خود گردد.

    3- رعایت نفع و مصلحت بندگان

    4- امتحان انسانهای مکلف و آگاهی دادن به او بر حسب تغییرات به وجود آمده در دعوت و حالات مردم.

    د) انواع نسخ در قرآن کریم

    1- نسخ تلاوت وحکم با هم

    از سیده عایشه ی صدیقه رضی الله عنها روایت شده است که فرمودند: در قرآن آیه ای با این عبارت وجود داشت که :"عشر رضعات معلومات يحرّمن "(ده بار (شیر خوردن معلوم) محرمیت ایجاد می کند) که این آیات نسخ شد و حکم آن به  پنج بارشیر خوردن تغییر یافت؛ که رسول خدا صلی الله علیه وسلم در حالی وفات یافتند که مردم هنوز هم این آیات را به عنوان آیات قرآن می خواندند. البته قرائت آیات منسوخ التلاوه و منسوخ الحکم در نماز یا عمل نمودن به آانها جایز نیست ، زیرا دیگربه کلی نسخ شده است، اما پنج بار شیر خوردن در نزد علمای شافعیه (رحمهم الله) که منسوخ التلاوه است، حکمش همچنان باقی است.

    2- نسخ تلاوت به همراه بقای حکم

    به این قسم آیات تنها به شرطی عمل می شود که امّت رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را قبول کرده باشند، زیرا روایت شده است که  در سوره ی نور این آیه نیز وجود داشته است: { الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما نكالاً من الله والله عزيز حكيم }(پیر مرد و پیر زن را در صورت زنا کردن رجم کنید تا عقوبتی از جانب الله بر معصیتی باشد که مرتکب شده اند و الله صاحب عزّت و با حکمت است.)؛ به همین خاطر عمر - رضی الله عنه – می فرماید: "اگر مردم نمی گفتند که عمر در کتاب خدا افزوده است، با دستان خودم آن را می نوشتم". ( امام زرکشی می فرماید: ظاهر قول عمر نشان دهنده جواز کتابت آن می باشد، ولی گفته های مردم او را باز داشت «چون تلاوت آن نسخ شده بود، و حکمش باقی مانده بود، حرجی در عدم نوشتن آن آیه نبود»، ولی اگر تلاوت آن باقی مانده بود، عمر – رضی الله عنه- به نوشتن آن مبادرت می ورزید، و گفته های مردم او را از این عمل منحرف نمی ساخت).

     

    بنا بر این تا اینجا دو نوع نسخ را بیان کردیم یعنی:

    1. نسخ حکم و تلاوت با هم و  2. نسخ تلاوت همراه بقای حکم( که البته این موارد در قرآن کریم بسیار کم و نادر است زیرا الله (سبحانه وتعالی) کتاب مجید خویش را فرستاده که مردم با تلاوت آن به عبادت او بپردازند و احکامش را در زندگی خود جاری سازند.

    3- نسخ حکم و بقای تلاوت

    این نوع از نسخ در قرآن کریم زیاد است که در شصت و سه سوره اتفاق افتاده است.

    مانند:

    1.       شب زنده داری که منسوخ شده است؛ آیه منسوخ: الله می فرماید: { يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمْ اللَّيْلَ إِلا قَلِيلا * نِصْفَهُ أَوْ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلا}[المزمل: 1- 3].

    آیه ی ناسخ: { إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِنْ ثُلُثَي اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنْ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْ الْقُرْآنِ } [المزمل:20].

    نسخ: وجه نسخ این است که قیام لیل در آیات قبلی واجب قرار داده شده بود که حکم آن با آیات بعدی برداشته و نسخ گردید، و دیگر واجب نیست.

    2.                محاسبه ی خطرات نفسانی

    آیه ی منسوخ:   { وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ } [البقرة: 284].

    ایه ی ناسخ: { لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا } [ البقرة:286 ].

    نسخ: وجه نسخ این است که حکم مورد محاسبه قرار گرفتن خطرات غیر ارادی نفسانی که گاهی به ذهن انسان خطور می کنند طبق آیه ی قبلی گناه و مورد محاسبه قرار می گرفت که با آیه ی ناسخ آن نسخ  گردید.

    3.                حقیقت ترس از خداوند(آنگونه که شایسته ی ذات اوست)

    آیه ی منسوخ: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ } (ای اهل ایمان آنگونه که حق خداست از او بترسید)[آل عمران: 102].

    ناسخ: : { فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ }(پس تا می توانید از الله بترسید) [التغابن: 16].

    نسخ: خداوند حکم به رعایت حق تقوای از خود را به تقوای در حدّ توان تغییر داده آن را نسخ فرمود.

    ذ- حکمت نسخ حکم و بقای تلاوت چیست؟

    1.        مردم همانگونه که برای دانستن احکام و عمل به آنها  قرآن را می خوانند ، بدون تردید به این دلیل  نیز آن را تلاوت می کنند که کلام الهی است ، و بر خواندن آن پاداش تعلق می گیرد، بنا بر این تلاوت (گاهی) به خاطرهمین حکمت ترک شده است.

    2.       نسخ آیات غالباً به خاطر آسانگیری و تخفیف صورت گرفته است، در جاهایی که حکم نسخ شده ، تلاوت به خاطر تذکر و یادآوری نعمت خداوند بر رفع سختی و مشقت، نسخ نشده و به همان حال باقی مانده تا بندگان نعمت الله تعالی برخود را همواره به یاد داشته باشند.

    ر- نسخ آیه با آیه ی جایگزین و غیر جایگزین:

    1.       نسخ آیه و حکم،  با آیه و حکمی برابر و مشابه آن. مانند نسخ روکردن از بیت المقدس (در نماز) و تبدیل آن به روکردن به بیت الحرام : { قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا } [البقرة :144].

    2.       نسخ آیه و جایگزین کردن آن با مشابهی سخت تر، مانند آیه و حکم حبس زناکار در خانه وتبدیل آن به رجم برای زناکار متاهل و تازیانه برای زناکار عزب. و نسخ روزه ی عاشورا با آمدن حکم روزه ی ماه رمضان.

    3.       نسخ حکم  بدون جایگزین کردن مشابه آن ،مانند منسوخ شدن حکم صدقه  در صورت نجوا نمودن صحابه رضی الله عنهم با هم، در حضور رسول خدا صلی الله علیه وسلم.

    4.       نسخ و تبدیل حکم به حکمی خفیف تر که در مثالهای قبل به آن اشاره کردیم ( منظور حکم وجوب قیام اللیل یا شب زنده داری بود) که نسخ واز حالت وجوب خارج شد.

     

    ر) انواع نسخ

    نوع اوّل: نسخ قرآن با خود قرآن ، که علما بر جایز بودن آن اتفاق نظر دارند.

    نوع دوّم: نسخ قرآن با سنّت رسول الله صلی الله علیه وسلم که بر دو قسم است:

    1.       نسخ قرآن با نسبت قول یا فعلی با روایت آحاد به پیامبر صلی الله علیه وسلم که جمهور اهل علم نظر به عدم جواز آن داده اند.

    2.                نسخ قرآن با سنّت متواتر

    الف) امام ابوحنیفه، امام مالک و در قولی امام احمد (رحمة الله علیهم) این نوع نسخ را جایز دانسته اند و به این فرموده ی الله تعالی استدلال می فرمایند: { كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمْ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ} [البقرة: 180] که با حدیث متواتر حضرت صلی الله علیه وسلّم نسخ شده است " ألا لا وصية لوارث "  که این دانشمندان دلایل دیگری نیز ارایه می کنند و معتقدند که (به غیر از خود قرآن) تنها سنت می تواند آن را نسخ کند و ناسخ دیگری برای قرآن وجود ندارد.

    ب) امام شافعی و در قولی  امام احمد این نوع نسخ را جایز نمی دانند و به این آیه استدلال می نمایند: {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا}(هیچ آیه ای از قرآن را نسخ یا از یادت نمی بریم مگر اینکه، بهتر یا مانند آن را بیاوریم(نازل کنیم) ) [البقرة: 106] و می فرمایند: سنت نمی تواند بهتریا برابر با قرآن باشد.

    نوع سوم: نسخ سنت با قرآن : که جمهور علما آن را جایز می دانند که به عنوان مثال نسخ رو کردن پیامبرصلی الله علیه وسلم به بیت المقدس  در نماز -که طبق سنت ثابت است- ، و همچنین نسخ شدن حکم وجوب روزه ی عاشورا با آمدن حکم روزه ی ماه رمضان را ذکر می فرمایند.

     

    IslamQT.Com

    سایت جامع تفاسیر اهل سنت وجماعت

    ======================

    ترجمه: عبیدالله

     

     

     

     

     

     

     

     


    بازگشت به ابتدا

    بازگشت به نتايج قبل

     

    چاپ مقاله

     
    » بازدید امروز: 618
    » بازدید دیروز: 803
    » افراد آنلاین: 7
    » بازدید کل: 64048