تاریخ چاپ :

2021 Aug 04

IslamQT.Com 

لینک مشاهده :  

عـنوان    :       

مقاصد سورۀ فاتحه

مقاصد سورۀ فاتحه

شناخت کلی از سوره

سورۀ فاتحه اولین سورۀ قرآن در ترتیب مصحف است، نه در تنزیل وحی؛ این سوره مکی است، همان طور که از ابن عباس رضی الله عنهما روایت شده است، ولی از دیدگاه عطار بن یسار این سوره مدنی است. در بعضی روایت ها آمده، که سوره فاتحه دو باره نازل شده، یکبار در مکه، هنگامی که نماز فرض شد، و بار دیگر در مدینه، هنگام تغییر قبله از بیت المقدس به بیت الله الحرام.

اجماع علماء بر هفت آیه بودن سورۀ فاتحه است، و کسانی که در تعداد آیات اختلاف کردند، بسیار اندک هستند، و جزء اختلاف به حساب نمی آید، جمهور علماء مکی و کوفی بر این باورند که {بسم الله الرحمن الرحیم} آیۀ ی از سورۀ فاتحه است، در حالی که آنها {انعمت علیهم} را آیۀ ی مستقل به حساب نمی آورند، و دیگران { صراط الذين أنعمت عليهم } را آیۀ مستقل به حساب آورده اند، و بسمله را آیه ی از فاتحه به حساب نیاوردند.

ابن عطیة صاحب تفسیر "المحرر الوجیز" می گوید: قول خداوند که می فرماید: { ولقد آتيناك سبعا من المثاني }[1] (الحجر:87)، فصل ختام در این موضوع می باشد.

اسمهای سوره

مفسرین اسمهای زیادی برای سورۀ فاتحه ذکر کردند، از جملۀ آنها: الحمد، وفاتحة الكتاب، وأم الكتاب، وسبع مثاني، واقيه، كافيه، شفاء، شافيه،رقيه، واجبه، كنز، دعاء، اساس، نور، سورۀ نماز، سورۀ تعلیم المسأله، سورۀ مناجات، سورۀ تفویض. همۀ اسمهایی که بر این سوره گذاشته شده است، دال بر این است که این سوره کل مقاصد قرآن را در بر دارد، و اساس و پایۀ قرآن می باشد. بعضی از اسمها از پیامبر (صلی الله علیه وسلم) ثابت شده، و بعضی دیگر از سلف صالح نقل شده است.

 علت نامگداری به بعضی اسمها را اینچنین بیان کردند:

امام بخاری می گوید: این سوره را "ام الکتاب" نامیدند، چون در مصحف نخست کتابت این سوره شروع شده، و در نماز نخست قراءت این سوره شروع می شود.

ابو سعود صاحب تفسیر " إرشاد العقل السليم إلى مزايا الكتاب الكريم" می گوید: ام الکتاب نامیده شده است، چون این سوره اصلی برای همۀ کائنات به حساب می آید.

ابن تیمیه می گوید: این سوره را واجبه نامیدند، چون قراءتش در نماز واجب است، و نمازی بدون آن وجود ندارد، و آن را کافیه نامیدند، چون این سوره بدون سورۀ دیگر کفایت می کند، ولی سورۀ دیگر بدون فاتحه کفایت (نماز گزار) نمی کند.

می گویند: این سوره به "مثانی" نامگذاری شده است، چون در هر رکعت ثنا می گوید، و گفته شده، بدین اسم خوانده شده است، چون سورۀ فاتحه برای این امت خاص شده، و بر امتهای پیشین چنین سوره ی نازل نگشته است.

و آن را ام القرآن نامیده اند، چون اصل و منشأ اساسی برای قرآن است، امام بقاعی می گوید: آن را ام القرآن گفته اند، چون همۀ قرآن مفصلی از مجمل فاتحه می باشد.

و آن را سورۀ الحمد می نامند، چون ابتدای کلام با { الحمد لله رب العالمين } است، و حمد خداوند"سبحانه و تعالى" است که سوره دور آن می چرخد.

مفسرون می گویند: این سوره را سورۀ شکر و دعاء و تعلیم المسأله، نامیده اند؛ چون سوره شامل آنهاست. و آن را شافیه نامیده اند، به خاطر قول پیامبر (صلی الله علیه و سلم) که می فرمایند: (در فاتحه شفاء هر نوع دردی وجود دارد)[2].

و آن را صلاة نامیده اند، چون در حدیث قدسی آمده است: (صلاة «فاتحه» بین خودم و بین بنده ام تقسیم نموده ام).[3]

احادیثی در فضل سوره

فضائل زیادی برای این سوره ذکر شده است، که به بیان بعضی از آنها اکتفا می کنیم:

* ابوسعید بن معلی می‌گوید: در مسجد نبوی، نماز می‌خواندم که رسول الله(صلی الله علیه وسلم)مرا صدا زد. جواب ندادم. سپس گفتم: ای رسول خدا! من مشغول نماز خواندن بودم. آن حضرت(صلی الله علیه وسلم)گفت: «مگر خداوند نفرموده است ﴿(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ) [انفال: 24]. یعنی «فرمان خدا را بپذیرید و رسولش را اجابت کنید هنگامی که شما را برای امری حیاتی فرا خواند». آنگاه به من فرمود: «قبل از اینکه از مسجد خارج شوی، سوره‌ای را که بزرگ ترین سوره قرآن است به تو می‌آموزم». سپس دستم را گرفت و هنگامی که خواست از مسجد بیرون برود به او گفتم: مگر به من نگفتی که سوره‌ای را که بزرگ ترین سوره قرآن است، به تو می‌آموزم؟ فرمود: «آن، سوره حمد است که دارای 7 آیه می‌باشد و در هر رکعت نماز تکرار می‌شود و آن، همان قرآن بزرگی است که به من عنایت شده است»[4].

* أبی بن کعب (رضی الله عنه) می‌گوید: رسول الله(صلی الله علیه وسلم)فرمود: «سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، خداوند متعال نه در تورات و نه در انجیل مانند أم القرآن (فاتحه) نازل نفرموده است. این سوره، دارای هفت آیه می‌باشد که در هر رکعت نماز، تکرار می‌شود و همان قرآن بزرگی است که به من عنایت شده است». و در روایتی آمده است که: «در تورات، انجیل، زبور و بقیه فرقان (قرآن) مانند آن نازل نشده است»[5].

أبوهریره (رضی الله عنه) می‌گوید: شنیدم که رسول الله(صلی الله علیه وسلم)گفت: «خداوند متعال فرموده است: من نماز را میان خودم و بنده ام به دو نیم تقسیم نموده ام و به درخواست بنده ام پاسخ مثبت می‌دهم، پس هنگامی که بنده (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾ بگوید، خداوند می‌گوید: بنده ام مرا ستایش کرد. وقتی که بنده (الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴾ بگوید، خداوند می‌گوید: بنده ام مرا ثنا گفت. هنگامی که بنده (مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ﴾بگوید، خداوند می‌گوید: بنده ام عظمت مرا بیان کرد، و یک بار می‌گوید: بنده ام اختیارش را به من سپرد. و هنگامی که بنده ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾بگوید، خداوند می‌گوید: این (ارتباط) میان من و بنده است (ارتباط عبودیت و بندگی) و بنده ام هر چه بخواهد به او می دهم.  و وقتی که (اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (6) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ (7)﴾ بگوید، خداوند می‌گوید: این خواسته بنده ام را برآورده نمودم و سوال بنده ام را پاسخ دادم»[6].

مقاصد سوره، و اهداف آن

امام بقاعی می گوید: سورۀ فاتحه هر آنچه در قرآن آمده، را در خود جمع نموده است، سه آیۀ اول در بردارندۀ همۀ معانی اسماء حسنی و صفات بلند مرتبۀ خداوند هستند، پس هر چه در قرآن آمده، از تفصیل جوامع سورۀ فاتحه می باشد، و سه آیۀ آخر از {اهدنا} شامل هر چیزی است که سبب وصول به سوی خداوند ، و پیوستن به رحمتش، و انقطاع از غیر آنها می شود، بدون شک هر چیزی در قرآن آمده از تفصیل جامع این مسائل است.

ابن قیم در مقدمۀ کتابش "مدارج السالکین" می گوید: بدون شک این سوره شامل رد بر همۀ گروه های اهل بدعت و گمراه شده می باشد، و بیان کننده منازل سائرین، و مقامات عارفین است، و بیان اینکه هیچ سوره ی غیر از این سوره نمی تواند، در مقام آن قرار گیرد، و جایگزین آن شود، به همین خاطر نه در تورات و نه در انجیل مثل آن نازل شده است.

این سوره با وجود اختصارش – همان طورکه شیخ سعدی[7]- می گوید: این سوره شامل چیزی است، که هیچ سوره از سوره های قرآن شامل نمی باشد، متضمن توحید سه گانه است، توحید ربوبیت که از قول خداوند { رب العالمين }گرفته شده است، و توحید الوهیت، که افراد خداوند در عبادت است، از لفظ {الله} و قولش { إياك نعبد } گرفته شده است، و توحید اسماء و صفات، که اثبات صفات کمال برای الله جل جلاله است که الله برای خودش اثبات نموده، و یا رسول الله (صلی الله علیه وسلم) برای او اثبات نموده، بدون تعطیل، و بدون تمثیل و بدون تشبیه، و لفظ (الحمد) دلالت بر آن می دهد.

و اثبات پاداش بر اعمال در آیه ی { مالك يوم الدين } مأخوذ شده، لفظ (الدین) دلالت بر جزاء به عدل می دهد، چون (الدین) به معنای جزای به عدل است.

و قول خداوند { إياك نعبد وإياك نستعين } در بردارنده  اخلاص دین برای الله تعالی، و عبادت و استعانت به وی می باشد.

و آیۀ { اهدنا الصراط المستقيم } متضمن اثبات نبوت است، چون رسیدن به راه راست بدون رسالت امکان پذیر نیست، همچنین متضمن اثبات قدر است، و اینکه انسان فاعل حقیقی است، بر خلاف فرقۀ قدریه و جبریه، بلکه این آیه ردی بر همۀ گروههای اهل بدعت و گمراه است.

اما سید قطب (رحمه الله) می گوید: اين همان سوره‌ي بر گزيده شده براي تكرار در هر نمازی است‌. سوره‌ای‌که بدون آن هیچ نـمازی درست نمی‏باشد، در آن - با وجودکوتاه بودنش -  همه اصول ‌کلی و زیر بنای اندیشه‌ي اسلامی نهفته است و بسی گرایشهای درونی و حسی بیرون دمـیده از آن اندیشه را، در خود نهفته دارد.

بعضی از اهل علم می گویند: خداوند کتبی را نازل کرده، و همۀ این کتب را در کتب سه گانه (زبور- تورات- انجیل) جمع نموده، و همه این سه کتب را در قرآن جمع کرده، و قرآن را در سورۀ فاتحه جمع نموده ، و فاتحه را در { إياك نعبد وإياك نستعين } جمع شده است.

به شکل عموم سورۀ فاتحه در بردارندۀ همۀ معانی قرآن عظیم الشأن است، و شامل مقاصد اساسی آن می باشد؛ این سوره شامل مقاصد و اهداف زیادی شامل: اصول الدین و فروع آن، و عقیده و عبادت و قانونگذاری و اعتقاد به روز آخرت و ایمان به صفات خداوند، و افراد به عبادت و استعانت، و دعا، و طلب هدایت به راه راست، و پیمودن طریق صالحین، و دوری از راه اشقیاء و گمراهان و غیره می باشد.

در یک جمله کوتاه می توان گفت: سورۀ فاتحه دریای بی کرانی از رحمت الهی است، که هر چیز مثبت و خوبی را می توان از آن صید نمود.

IslamQT.Com 

 اسلام-قرآن و تفسیر

============

 



[1] -«و به‌ راستي، به‌ تو سبع‌المثاني‌ را عطا كرديم‌» اكثر مفسران‌ برآنند كه‌ مراد از «سبع‌المثاني‌»، آيات‌ هفت‌گانه‌ سوره‌ «فاتحه‌» است.

[2] - امام دارمی این حدیث را روایت کرده است.

[3] - امام مسلم این حدیث را روایت کرده است.

[4]- صحیح بخاری.

[5]- روایت ترمذی؛ و این حدیث، صحیح می باشد چنان که در صحیح ترغیب و ترهیب آمده است.

[6]- صحیح مسلم.

[7] - صاحب کتاب: تيسير الكريم الرحمن في تفسير كلام المنان.