• در سایه سار سورۀ طور

    در سایه سار سورۀ طور

    این سوره یورشی را میآغازدکه تاثیر ژرفی در دل انسان دارد. وسوسهها وگمانها و شبههها و باطلها را سخت میراند و دنبال میکند. آن وسوسهها وگمانها و شبههها و باطلهائیکه بر دل میتازند و به نیرنگ مینشینند و در اینجا و آنجایگوشهها وکنارهای دل پنهان و نهان میگردند. به باطل گرداندن هر حجتی و هر عذری میپردازد که دل برایکنارهگیری از حق و دوری از ایمان برمی‏گزیند و بدان چنگ میزند ... یورشی استکه هیچ دلی تاب مقاومت در برابر آن را ندارد. یورشی استکه پیاپی بر دل میشود تا آن را وادار به اقرار و اعتراف و تسلیم شدن و فرمان بردن میگرداند!

    یورشی استکه واژه و عبارت، معنی و مدلول، تصویرها وسایهروشنها، و آهنگها و نواهای طنینانداز و نغمهپرداز این سوره، و بندها و فاصلههای آن، یکسان و همآوا، در آن شرکت دارند. از آغاز تا به انجام این سوره، آیهها پشت سر هم میآیند. انگار آیههای این سورهگدازههائی هستندکه پرت میگردند، و آهنگها و نواهای این سوره صاعقهها و آذرخشها هستند، و تـصویرها و سایهروشنهای این سوره تازیانههای گزندهای هستند که بر احساس و شعور میتازند و یک لحظه هم از آغاز تا به انجام به حس و شعور مهلت و فرصت نمیدهند!

    این سوره با سوگندی میآغازدکه یزدان سبحان به چیزهای مقدسی در زمین و آسمان میخورد. برخیها معلـوم و مشخص هستند، و بـعضیها نهان و ناپیدا و نامعلوم میباشند:

    (وَالطُّورِ . وَكِتَابٍ مَسْطُورٍ . فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ . وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ . وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ . وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ).

    سوگند به کوه طور(که موسی بالای آن با خدا به گفتگو و مناجات پرداخته است). و قسم به کتاب نوشته شده (آسمانی! که برای رهنمود انسانها به کره زمین فرستاده شده است. کتابی که نوشته شده است) در صفحاتی و (میان جهانیان) پخش گردیده است. و قسم به خانه آبادان (كعبه! که دائماً از زائران موج میزند). و سوگند به سقف برافراشته (آسمان). و سوگند به دریای سراپا آتش‌!.

    سوگند خورده میشود برکار بزرگ هراسانگیزیکه دل را به تکان و لرزه میاندازد، و احساس و شعور را هراسناک میگرداند. با تعبیری سوگند یاد میشودکه لفظ آن با معنی هراسانگیز آن مناسبت دارد. در صحنهای نیز به میان میآیدکه دلها از آن به لرزش و چندش میافتند:

    (إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ .مَا لَهُ مِنْ دَافِعٍ . يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْرًا . وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا ).

    قطعاً عذاب پروردگارت واقع میشود (و کفار را در آغوش خود میکشد). و هیچ کس و هیچ چیزی نمیتواند از وقوع آن جلوگیری کند. روزی (این عذاب الهی رخ میدهد که) آسمان سخت به تکان و جنبش میافتد و تند درهم میلولد. و کوهها (از جا کنده میشوند و) به شتاب روان میگردند.

    در میانه صحنه هراسانگیز، میبنیم و میشنویم چیزی راکه به تکان و زلزله میاندازد و به ترس و هراس میافکند. آن چیز وای و واویلا، و کوبکردن و به جزع و فزع انداختن است:

    (فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ . الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ . يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا . هَذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِهَا تُكَذِّبُونَ . أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ . اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

    آن روز، وای به حال کسانی کـه (حق را) تکذیب کردهاند! آنان که سرگرم کارهای باطل خویشند (و پیوسته مشغول طعنه زدن بـه اسلام و قرآن و پیغمبرند). روزی آنان را با زور به میان آتش دوزخ میاندازند. (در این وقت فرشتگان بدیشان میگویند:) این همان آتشی است که آن را دروغ میپنداشتند. آیا این جادو است؟ یا این که شما نمیبینید؟ به آتش وارد شوید و بدان بسوزید، چه شکیبائی هـم کنید و چه بیتابی، به حال شما تفاوتی نمیکند. چرا که تنها بـرابر کارهائی که خودتان کردهاید کیفر داده میشوید.

    این مرحلهای از یورشی استکه میتازد و ميراند. به دنبال آن مرحله دیگری فرا میرسد و نوع دیگری و رنگ ديگری دارد. مرحلهای استکه دلهائی راکه آن هول و هراس وحشتناک را دیده است به طمع میاندازد، طمعکردن به امن و امان و نعمت بهشت جاویدان. این مرحله با نشان دادن تصویر پرهیزگاران و آنچه برای ایشان از تـعظیم و تکریم آمادهگردیده است میآغازد. بدیشان نـموده میشودکه از نعمتهای خوب و خوش و دلربا و دلانگیز چه اندازه برایشان آماده گردیده است، آن اندازهکه سخن از آن به درازا میکشد، و شرح و بسط آن طولانی میشود، و انواع و رنگهای آن بسیار و بیرون از شمار است. آنگونه از نعمتها سخن میرودکه به انسان احساس لذت بردن از نعمتها وآسودن درمیان آنها دست میدهد، آن هم پس از اینکه از عذاب وعقاب و از هول و هراس عذاب و عقاب سخن رفته است‌:

    (إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ .فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ . كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ .وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ . وَأَمْدَدْنَاهُمْ بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ . يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لا لَغْوٌ فِيهَا وَلا تَأْثِيمٌ . وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ . وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ . قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ .فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ .إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ (.

    قطعاً پرهیزکاران در میان باغهای بهشت و نعمتهای فراوان جای دارند، و در برابر چیزهائی که بدیشان داده است شاد و خوشحالند، و (نعمت بزرگتر از این، این که) خدای ایشان، آنان را از عذاب دوزخ محفوظ و مصون داشته است. به پاداش کارهائی که کردهاید بخورید و بیاشامید، نوش و گوارایتان باد! این در حالی است که بر تختهای ردیف و کنار هم چیده تکیه زدهاند، و زنان سـیاهچشم و درشتچشم زیبای بهشتی را همسرشان نمودهایم (و در کنارشان قرار دادهایم). کسانی که خودشان ایمان آوردهاند و فرزندانشان از ایشان در ایمان آوردن پیروی کردهاند، (در بهشت) فرزندانشان را بدین ملحق میگردانیم (تا زادگان دلبند خود را در کنار خود ببینند و از انس با آنان لذت بیشتر ببرند) بی آن که ما اصلاً از عمل آن کسان چیزی بکاهیم (و از اندوخته پدران و مادران چیزی برداریم و به فرزندانشان بدهیم، و یا بدین وسیله بر حسنات فرزندان بیفزائیم و یا گناهانشان را از این راه بزدائیم). چرا که هرکس در گرو کارهائی است که کرده است. پیوسته هرگونه میوهای و گوشتی را که بخواهند در اختیارشان می‏گذاریم. آنان در آنجا جامهای (شراب طهور) را كه نه بیهودهگوئی و یاوهسرائی در آن است و نه با گناه همراه است، از دست یکدیگر می‏گیرند (و سر میکشند و خوش میشوند). پیوسته در گرداگرد آنان نوجوانان ایشان (برای خدمتگزاریشان) در چرخش و گردشند. انگار آنان (در صفا و پاکی) مرواریدهای پنهان (در صدف) هستند. پرسشکنان روی به همدیگر میکنند (و هریک از آنان از نعمتها و خوشیهای بهشت و الطاف بیکران یزدان با دیگری سخن میگوید). می‏گویند ما پیش از این (در دنیا) در میان خانواده و فرزندانمان بیمناک (از خشم خدا و حساب و کتاب و جزا و سزای قیامت) بودیم. سرانجام خداوند در حق ما لطف و مرحمت فرمود، و از عذاب سراپا شعله دوزخ ما را به دور داشت. ما پیش از این (در جهان، تنها) او را به فریاد میخواندیم و فقط وی را پرستش میکردیم. واقعاً او نیکوکار و مهربان است.

    اکنونکه دلهای انسانها تازیانههای عذاب را در مرحله اول احساس کرده است، و شیرینی نعمت را در مرحله دوم چشیده است، مرحله سوم درمیرسد و وسوسهها و دغدغهها را میراند و پخش و پریشان میگرداند. شبههها وگمراهیها و سرگشتگیها را تعقیب میکند و دور مینماید. حجتها و دلائل نابجا و عذرها و معذرتهای ناروا را باطل ميسازد. حقیقت را برجسته و آشکار و سهل و ساده و استوار و پایدار نشان میدهد. حقیقتیکه با منطق توانا وگیرائی سخن میگویدکه توجیه و تاویلی نمیشناسد، و باکلام راست و درستی اظهار نظر میکندکه پیچ و خمی در آن نبوده و سرگیجهآور نیست. این مرحله گردنها را سخت به سوی خود پیچ میدهد و آنها را به اعتراف و تسلیم وامیدارد ... این مرحله با رویکردن به پیغمبر خدا (ص) و مخاطب قرار دادن او میآغازد. بدو امر میشودکه به پند و اندرزشان بپردازد، هرچند که آنان با او سوء ادب داشته و بیحرمتی کنند. دریچههای دلهای ایشان را با چنین منطق روشن و نیرومند و راست و درستی بکوبد:

    (فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلا مَجْنُونٍ .أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ .قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ .أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ .أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ .فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ .أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ . أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ بَل لا يُوقِنُونَ .أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُسَيْطِرُونَ .أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ .أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ .أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ .أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ .أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ .أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ )‌.

    (مردمان را به قرآن) پند و اندرز بده، تو در پرتو لطف و مرحمت پروردگارت نه غیبگوئی و نه دیوانه. آیا آنان میگویند که او شاعر است (و بگذارید تا زنده است اشعار خود را بسراید و دل مردمانی را برباید) و ما در انتظار مرگ او هستیم (تا دفتر اشعار و طومار عمرش را درهم پیچد و ما را از دست او راحت سازد). بگو: شما در انتظار (پندارهای خامتان) باشید، و من هـم با شما در انتظار (عاقبت نیک خود و سرانجام بد شما) هستم. آیا خردهایشان ایشان را به این (سخنان متناقض) دستور میدهد؟ یا این که اصلاً مردمان طغیانگر و سرکشی هستند (و سرپیچی از فرمان حق، سرشت و خصیصه آنان شده است؟). آیا میگویند: (محمّد خودش قرآن را از پیش خود ساخته است و) آن را فراهم آورده است؟! بلکه ایشان اصلاً ایمان ندارند. اگر راست می‏گویند (که محمّد خودش قرآن را از پیش خود ساخته است) سخنی همچون آن را بیاورند و ارائه دهند. آیا ایشان (همین جوری از عدم سر برآوردهاند و) بدون هیچگونه خالقی آفریده شدهاند؟ و یا این که (خودشان خویشتن را آفریدهاند و) خودشان آفریدگارند؟ یـا این که آنان آسمانها و زمین را آفریدهانـد؟! بلکه ایشان طالب یقین نیستند. آیا گنجینههای پروردگارت نزد ایشان و در اختیار آنان است (تا هرگونه که بخواهند قضاوت کنند و نبوت را به این بدهند و به آن ندهند؟) یا این که ایشان (بر همه چیز جهان) سیطره دارند (و ارباب و فرمانده کل کائنات هستند؟). آیا نردبانی دارند و بالای آن (مـیروند و در آسمانها، به عالم ملکوت) گوش فرا میدارند (و اسرار وحی را میشنوند؟). گوش فرادهنده ایشان دلیل روشنی بیاورد و ارائه دهد (و این ادعای خود را ثابت کند). آیا دختران، سهم خدایند، و پسران سهم شما؟! یا این که تو از آنان اجر و پاداشی (در مقابل ابلاغ رسالت خود بدیشان) میخواهی، و همچون بار گرانی بر دوش آنان سنگینی میکند؟ یا این که نزد ایشان، علم غیبیات و اسرار نهان (جهان و ملکوت یزدان) است و از روی آن (برای مردم هرچه بخواهند) مینویسند؟ یا این که میخواهند نیرنگ بزنند (و طرحهای شیطانی بریزند و حیلهگری کنند، تا پیغمبر را از میان بردارند، یا با آئـین او مقابله کنند. باید بدانند که) کفار به حیلت خود گرفتار میآیند (و توطئـههای ایشان سرانجام بر ضد خودشان تمام میشود و جملگی ایشان محكوم نقشههای الهی هستند). یا این که (آنان خیال میکنند که) معبودی (و حامی و یاوری) جز خدا دارند؟ خدا پاک و منزه از چیزهائی است که انبازش میدانند و میخوانند.

    به دنبال این پرسشهای پیاپی، بلکه این گدازههای آذرخشی که باطل را کاملاً درهم مینوردد و نابود میکند، و خودبزرگبین و ستیزهجو را به تنگنا میافکند، و هر زبانی را لال میسازد کـه از حق کنارهگیری میکند یا با حق به مجادله میپردازد، رخنه گرفتن و عیبجوئیکردن و دشمنانگی ورزیدن آنان را در شکل و قیافه کسی به تصویر میکشد که بزرگی میفروشد و چیز محسوس و معلومی را به خاطر لاف وگزاف خود نمیپذیرد:

    (وَإِنْ يَرَوْا كِسْفًا مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَرْكُومٌ ).

    اگر بنگرند که قطعهای از آسمان فرومیافتد، میگویند: ابر متراکمی است‌.

    میان قطعهایکه از آسمان فرو میافتد، و میان ابری که در آن وجود دارد، فرق آشکاری است. امّا آنان به دنبال هرگونه شبههای هستند تا به بهانه آن از حـق آشکار و پدیدار کنارهگیری کنند.

    در اینجا واپسینگدازه را به سویشان میاندازد،گدازه تهدید هراسانگیزیکه خبر از فرا رسیدن صحنه هولناكی میدهدکه در سر آغاز این سوره از آن بیم داده شده بودند:

    (فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ . َوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ).

    پس ایشان را به حال خود واگذار، تا برسند به روزی که در آن هلاک میگردند. آن روزی که نیرنگها و توطئههایشان سودی به حالشان نخواهد داشت، و (از هیچ سوئی) مدد و یاری نمیشوند.

    آنگاه این سوره با آهنگ رضایتبخش خوشایندی پایان داده میشود ... این آهنگ رضایتبخش دلنواز برای پیغمبر بزرگواری به نغمه درمیآیدکه در باره او میگفتند:

    (شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ).

    او شاعر است (و بگذارید تا زنده است اشعار خود را بسراید و دل مردمانی را برباید) و ما در انتظار مرگ او هستیم (تا دفتر اشعار و طومار عمرش را درهم پیچد و ما را از دست او راحت سازد(.

    و میگفتند: او غیبگو یا دیوانه است ... این آهنگ از سوی پروردگارش خطاب بدو به نغمه درمیآید و با آن او را دلداری میدهد و با اعزاز و اکرام بدو لطف و عنایت میفرماید، با بیان و تعبیری که در سراسر قرآن بسان آن یافته نمیشود، و قبلاً هم پیغمبری و فرستادهای با آن مخاطب قرار داده نشده است‌:

    (وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ .وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ).

    برابر فرمان پروردگارت، صبر و شکیبائی پیش گیر (و با استقامت و شجاعت، پیام آسمانی را به گوش انسانها برسان و مترس) که تو زیر نظر ما و تــحت حفاظت و رعایت ما هستی. وقتی که (سحرگاهان از خواب) بلند میشوی، بـه تسبیح و تقدیس و شکر و سپاس پروردگارت بپرداز. و در پارهای از شب، و در وقت ناپدید شدن ستارگان (به سبب نور خورشید به هنگام طلوع فجر) شکر و سپاس و تسبیح و تقدیس خدای را بجای آور.

    این آهنگو نوائی استکه بردرد ورنج و سختی و گرفتاریای مرهم مینهدکه پیغمبر بزرگوار (ص) از دست آن دشـمنان بدخـواه و رنجافزائی میکشدکه چنین یورش سخت و راندن و تـعقیبکردن تند ایشان را میطلبیده است ...

    IslamQT.Com 

     اسلام-قرآن و تفسیر

    ============

    بر گرفته شده از تفسیر فی طلال القرآن اثر سید قطب، مترجم دکتر مصطفی خرم دل.

     

     


    بازگشت به ابتدا

    بازگشت به نتايج قبل

     

    چاپ مقاله

     
    » بازدید امروز: 1266
    » بازدید دیروز: 1110
    » افراد آنلاین: 2
    » بازدید کل: 136450