• سبب عدم اهتمام به تفسير موضوعي در قديم

    سبب عدم اهتمام به تفسير موضوعي در قديم

    مفسرین قدیم در تفاسیر خویش معمولا بر شیوۀ تحلیلی و یا اجمالی قرآن را تفسیر می کردند، آنها در تفسیر قرآن ترتیب موجود در مصحف را رعایت می کردند، به این گونه که ایشان آیه به آیه، و بعد از پایان یک سوره، سورۀ بعد از آن را شروع می کردند، و در این شیوۀ خویش به کشف مراد الله و اسرار و معانی قرآن می پرداختند، و هر مفسر بر حسب فنی که تخصص وی بود در شیوۀ تفسیریی او نیز بروز پیدا می کرد، مثلا آن دسته از مفسرین که در علم روایت تخصص داشتند، تفسیر آنها به سمت روایت و مأثور بیشتر متمایل می شد، و یا اگر مفسر در بلاغت و لغت تخصص داشت، تفسیر وی در جهت کشف بلاغت قرآنی  حرکت می کرد، مانند تفسیر کشاف که اثر زمخشری می باشد.

    آنها در خلال تفاسیر خویش به دو دلیل به شیوۀ تفسیر موضوعی اهتمام نورزیدند:

    اولا: شیوۀ تفسیر موضوعی، بررسی یک موضوع در خلال قرآن کریم است، مفسر فقط آیات مربوط به آن موضوع را جمع نموده، سپس به تحقیق در آن موضوع می پردازد.

    ولی مفسرین قدیم به این سمت اتجاه نداشتند، چون این شیوه در قدیم رواج نداشت، و آنها معمولا دوست داشتند ترتیب را در تفسیر کلام الله رعایت نمایند.

    ثانیا: در دورۀ ایشان حاجت چندانی به تحقیق موضوعات قرآن کریم نبود، چون ایشان حافظان قرآن بودند، و اطلاعات دینی و قرآنی ایشان بالا بوده، و در زمینه های مختلف تخصص داشتند، و نزد آنها این توانایی وجود داشت که آیات مربوط به یک موضوع را در ذهن خویش استحضار کرده، و آن را به موضوع معین ربط دهند، این شیوه معمولا در تفاسیر ایشان مشاهده می شود، به گونه ای که برای تفسیر یک آیه، از آیات مشابه در مصحف کمک می گرفتند.

    IslamQT.Com 

     اسلام-قرآن و تفسیر

    ============

     

     


    بازگشت به ابتدا

    بازگشت به نتايج قبل

     

    چاپ مقاله

     
    » بازدید امروز: 1267
    » بازدید دیروز: 1110
    » افراد آنلاین: 1
    » بازدید کل: 136451