• نبي الله اسماعيل عليه السلام

    - حضرت اسماعيل عليه السلام

    (وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا (54) وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا )[1] (مريم: 55-54).

    نسب حضرت اسماعيل

    اسماعيل پسر ابراهيم خليل الرحمن است. مادرش هاجر نام داشت. اسماعيل اولين فرزند حضرت ابراهيم بود. در خواب به حضرت ابراهيم دستور دادند كه اسماعيل را ذبح كند كه داستان آن قبلاً ذكر شد. اسماعيل جد رسول بزرگوار حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) است. چون او از نسل اسماعيل(علیه السلام) به دنيا آمده است.

    رسالت حضرت اسماعيل

    آنچه از قول راجح تاريخي استفاده مي‌شود اينكه: حضرت اسماعيل به سوي قبايل عربي كه در ميان آنها زيسته است مبعوث گرديده ولي بعضي از تاريخ نويسان گفته‌اند: به سوي برخي از قبايل يمني و عمالقه‌اي[2] كه در آن اطراف مي زيستند مبعوث گشته است.

    اسماعيل(علیه السلام) (چنانكه قبلاً ذكر شد) در حجر و كنار بيت العتيق در مكه‌ي مكرمه پرورش يافت و در همان جا بزرگ شد و با دختري از قبيله‌ي (جرهم) ازدواج كرد، آنچه از تاريخ زندگي او بر مي‌آيد اينكه بعثت او در ميان همان قبيله كه در وسط آنها مي‌زيسته، بوده است.

    زندگي اسماعيل(علیه السلام)

    در بحث زندگي ابراهيم گفتيم: ابراهيم از خداوند درخواست كرد كه فرزند صالحي به او عطا كند، خداوند دعاي او را قبول كرد و اسماعيل را به او بخشيد. اسماعيل از هاجر (جاريه‌ي) ابراهيم در زماني كه عمرش بالغ بر 87 سال بود به دنيا آمد. آيه‌ي قرآني به اين امر اشاره دارد آنجا مي فرمايد:

    (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ)[3] (ابراهيم: 39).

    هاجر جاريه‌ي سارا، خاتون بود كه پادشاه جبار مصر به او هديه كرده بود او هم آنرا به ابراهيم بخشيد، شايد خداوند فرزندي از او به ابراهيم عطاكند. چون سارا خاتون تا آن زمان عقيم بود اما بعداً در اواخر عمر ملائكه‌ي خداوند مژده بچه دارشدن را به او دادند و حضرت اسحاق از او به دنيا آمد. چنانكه اين مطلب را در داستان حضرت ابراهيم توضيح داديم.

    ذبيح همان اسماعيل است چنانكه اين مطلب را در مبحث زندگي حضرت ابراهيم با ذكر شواهد و ادله ثابت كرديم. مع الوصف ذكر يك نكته را به نقل از استاد عبدالوهاب نجار در اينجا خالي از فايده نمي بينيم:

    او در كتاب قصص الأنبياء اثبات كرده كه ذبيح اسماعيل است نه اسحاق و مي‌گويد: دليلم بر اينكه ذبيح اسماعيل است، نص عبارت تورات است چون در آنجا آمده كه: ابراهيم يگانه فرزند خود را ذبح كرد و سخاوتمندانه تقديم كردن يگانه فرزند در راستاي امتثال فرمان خداوند، آنهم فرماني كه در خواب به او داده بودند، نشان از اوج اطاعت و امتثال است و اين عين اسلام است، و اگر به اسحاق مراجعه كنيم در مي‌يابيم كه او روزي از روزها يگانه فرزند ابراهيم نبوده است چون اسحاق زماني به دنيا آمد كه اسماعيل 14 سال عمر داشت و تورات به اين امر تصريح دارد و حضرت اسماعيل تا زمان وفات ابراهيم زنده بود و در مراسم تدفين او شركت داشت. علاوه بر اين ذبيح بودن اسحاق مخالف وعده‌ي الهي است كه به ابراهيم داده بود، و آن اينكه اسحاق داراي نسل خواهد بود، به اضافه اينكه واقعه‌ي ذبح در مكه اتفاق افتاد و ابراهيم، اسماعيل را در هنگام شيرخوارگي همراه خود به مكه برده بود نه اسحاق را[4]. والله أعلم

    اولاد اسماعيل

    اسماعيل دوازده پسر داشت و تورات نام همه‌ي آنها را ذكر كرده و همگي رؤساي قبايل بودند و تنها يك دختر داشت كه او را به عقد برادرزاده‌اش عيص پسر اسحاق در آورد. اعرابي كه به (عرب مستعربه) موسومند از نسل اسماعيل بوجود آمده‌اند. حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) خاتم النبين نيز از اولاد اسماعيل به شمار مي‌آيد.

    وفات اسماعيل

    حضرت اسماعيل 137 سال عمر كرد، در مكه از دنيا رفت و بنا به قول مشهور مؤرخين در مكه در كنار مادرش در الحجر دفن‌گرديد، و تورات مدعي است، در فلسطين از دنيا رفته و در آنجا مدفون است، ليكن روايت صحيح روايت مؤرخين عرب است و آن اينكه، در مكه وفات كرده و در آنجا مدفون است. والله أعلم.

    IslamQT.Com 

     اسلام- قرآن و تفسیر

    ============

    مرجع: کتاب پیغمبری و  پیغمبران در قرآن کریم، تألیف شیخ محمد علی صابونی، مترجم: محمد ملازاده.

     

     



    [1]) و در [اين‏] كتاب اسماعيل را ياد كن، كه او درست وعده و فرستاده‏اى پيامبر بود. و خانواده‏اش را به [گزاردن‏] نماز و [پرداخت‏] زكات فرمان مى‏داد و در نزد پروردگارش پسنديده بود.

    [2]) عمالقه: جمع عمالق، غول آسا، غول پيكر، عظيم الجثه، نره غول. (مترجم).

    [3]) سپاس خدايي را كه با وجود پيري و من زياد، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد. بي گمان پروردگار من دعا را مي شنود.

    [4]) قصص الأنبياء ص103.


    بازگشت به ابتدا

    بازگشت به نتايج قبل

     

    چاپ مقاله

     
    » بازدید امروز: 4608
    » بازدید دیروز: 895
    » افراد آنلاین: 4
    » بازدید کل: 98644