• اسباب نزول سورة بقره (آیات 207-224)

    اسباب نزول سورة بقره (آیات 207-224)

    اسباب نزول آیة 207: (وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ)[1].

    1- حارث بن ابواسامه در «مسند» خود و ابن ابوحاتم از سعید بن مسیب روایت کرده اند: صهیب به قصد هجرت به سوی رسول الله شتافت و عده‌ای از مشرکان او را دنبال کردند. صهیب (رضی الله عنه) از شتر خویش پیاده شد و به شتاب همه تیرهایی را که در ترکش داشت بیرون آورد و گفت: ای گروة قریش، خوب می‌دانید که من در میدان مردی، از بهترین تیراندازان شما هستم، به خدا سوگند تا همه تیرهای ترکشم را یک به یک بر پیشانی‌تان ننشانم، بر من دست نخواهید یافت و تا قبضة شمشیر در دستم است، با این تیغ بران سرهایتان را بر خاک می‌افکنم، آن وقت هرچه خواستید انجام دهید. و اگر خواسته باشید نشانی اموالم را که در مکه گذاشته‌ام به شما می‌دهم و در عوض شما راة مرا باز بگذارید. گفتند: خوب است، راهت را باز می‌گذاریم. چون به مدینه نزد پیشوای اسلام رسید، پیامبر گفت: ابویحیی در معامله‌اش فایده کرد و از سرمایه‌اش بالاترین بهره را گرفت. پس خدای بزرگ (وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ) را نازل کرد([2]).

    2- حاکم در «مستدرک» به همین معنی از طریق ابن مسیب از صهیب (رضی الله عنه) به قسم موصول روایت کرده است([3]).

    3- و نیز از عکرمه بن قسم مرسل به همین معنی روایت کرده است([4]).

    4- همچنان از طریق حماد بن مسلمه از ثابت از انس (رضی الله عنه) این حدیث را روایت کرده([5]) و در آن نزول آیه را تصریح نموده و گفته است: این حدیث به شرط مسلم است.

    5- ابن جریر از عکرمه روایت می‌کند: این آیه در مورد صهیب، ابوذر و جندب بن سکن که یکی از خویشاوندان ابوذر بود نازل گردیده است([6]).

    اسباب نزول آیة 208: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ )[7].

    1- ابن جریر از عکرمه روایت کرده است: عبدالله بن سلام، ابن یامین، اسد و اسید پسران کعب، سعیه بن عمرو، ثعلبه و قیس بن زید که همه‌شان پیش از مسلمان‌شدن از یهود بودند، گفتند: ای رسول خدا! شنبه روزی است که در گذشته ما آن را بزرگ و گرامی می‌داشتیم، به ما اجازه بده کارهای مربوط به آن روز را به جا بیاوریم و تورات هم کتاب الهی است. ما را اجازه بده تا شب‌ها به دستورات آن عمل کنیم. پس آیة (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً ...) نازل شد([8]).

    اسباب نزول آیة 214: (أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ )[9].

    2- عبدالرزاق از معمر از قتاده روایت کرده است: در غزوة احزاب رسول خدا و یارانش دچار بلا و آزمون شدند و در تنگنای شدید قرار گرفتند. این آیه در آن روز نازل شد([10]).

    اسباب نزول آیة 215: (يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ )[11].

    3- ابن جریر از ابن جُرَیج روایت کرده است: مسلمانان از رسول خدا پرسیدند که از دارایی و ثروت خود بهتر است به کدام اشخاص صدقه بدهند، پس آیة (يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ) نازل شد.

    4- ابن منذر از ابن حیان روایت کرده است: عمرو بن جموح از نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم) پرسید، از دارایی خویش چه چیز را و به چه کسی صدقه بدهیم؟ پس این آیه نازل شد.

    اسباب نزول آیة 217 – 218: (يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ )[12].

    5- ابن جریر و ابن ابوحاتم و طبرانی در «معجم کبیر» و بیهقی در «سنن» خود از جندب بن عبدالله روایت کرده اند: رسول الله گروهی از سپاة اسلام را به فرماندهی عبدالله بن جحش به مأموریتی فرستاد. ایشان به ابن حضرمی برخوردند و او را به قتل رساندند و ندانستند که آن روز از ماة رجب است و یا از جمادی. مشرکان خطاب به مسلمانان گفتند: شما در ماة حرام جنگ و خون‌ریزی نمودید. پس آیة (يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ ) نازل شد. سپس عده‌ای گفتند: این جماعت اگر به گناه مبتلا نشده باشند به اجر و ثواب هم نایل نمی‌گردند. خدای مهربان (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ) را نازل کرد([13]).

    6- ابن منده در «الصحابة» از طریق عثمان بن عطاء از پدرش از ابن عباس (رضی الله عنهما)  این حدیث را روایت کرده است([14]).

    اسباب نزول آیة 219: ) يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ([15].

    اسباب نزول ) يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ )شرح سبب نزول این آیه در سورة مائده، اسباب نزول آیات 90 93 می‌آید.

    1- ابن ابوحاتم از طریق سعید یا عکرمه از ابن عباس (رضی الله عنهما)  روایت کرده است: زمانی که مسلمان‌ها به انفاق در راة خدا مأمور شدند، عده‌ای از اصحاب (رضی الله عنهم)  حضور رسول الله آمدند و گفتند: اسلام به ما دستور داده است که از اموال خود در راة خدا انفاق نماییم، اما نمی‌دانیم چه چیز را باید انفاق کنیم؟ پس خدا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ )را نازل کرد.

    2- همچنان از یحیی روایت کرده است: معاذ بن جبل و ثعلبه نزد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) آمدند و گفتند: ای پیامبر خدا ما برده‌دار و زن و بچه‌داریم از دارایی چه چیز را در راة خدا ببخشیم. پس این آیه نازل شد([16]).

    اسباب نزول آیة 220: (فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ )[17].

    1- ابوداود، نسائی، حاکم و دیگران از ابن عباس (رضی الله عنهما)  روایت کرده اند: چون آیة (وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ...) (اسراء: 34) و آیة (إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا...) (نساء: 10) نازل شد، آن‌های که از یتیم‌ها سرپرستی می‌کردند، غذای خود را از غذای یتیم جدا کرد. طوری که اگر از غذای یتیم چیزی می‌ماند، آن را برایش نگاه می‌داشت تا دفعة بعد بخورد و در نتیجه عذا خراب و فاسد می‌شد. این امر بر مسلمانان دشوار آمد و از رسول اکرم چاره‌جویی کرند، لذا (وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى) نازل شد([18]).

    اساب نزول آیة 221: ) وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ([19].

    1- ابن منذر، ابن ابوحاتم و واحدی از مقاتل [بن حیان] روایت کرده اند: ابن ابو مرثد غنوی از نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم) اجازه خواست با عناق ازدواج کند. در حالی که این زن مشرک بود و از وجاهت و زیبایی بهرة کافی داشت. پس این آیه نازل شد.

    2- واحدی از طریق سدی از ابومالک از ابن عباس (رضی الله عنهما)  روایت کرده است: عبدالله بن رواحه بر کنیزک سیاة خود خشمگین شد و سیلیی محکمی بر صورت او نواخت. بعد پشیمان شد و نزد نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم) آمد و از جریان آگاهش ساخت. [پیامبر از رویة آن پرسید، عبدالله گفت: ای رسول خدا روزه می‌گیرد، نماز می‌خواند و به خدا و رسولش ایمان دارد. پیامبر فرمود: این زن مسلمان است]([20]). عبدالله گفت: حتماً آزادش می‌کنم و با او ازدواج می‌نمایم و همین کار را هم کرد. گروهی به بدگویی و طعنه‌زدن پرداختند و گفتند: عبدالله با کنیزکش ازدواج نمود. پس (وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ) تا آخر آیه در بارة او نازل شد.

    3- این حدیث را ابن جریر از سدی به قسم منقطع روایت کرده است([21]).

    اسباب نزول آیة 222: (وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ )([22]).

    1- مسلم و ترمذی از انس (رضی الله عنه) روایت کرده اند: یهود هنگام قاعدگی زنان، نه با ایشان غذا می‌خوردند و نه با آنان در خانه‌مقاربت و نزدیکی می‌کرد. اصحاب کبار از نبی کریم (صلی الله علیه وسلم) در این مورد پرسیدند. پس خدا آیة (وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ ...) را نازل فرمود. پیامبر گفت: به جز مقاربت می‌توانید هر کاری که بخواهید انجام دهید([23]).

    2- بارودی در «الصحابة» از طریق ابن اسحاق از محمد بن ابومحمد از عکرمه یا سعید از ابن عباس (رضی الله عنهما)  روایت کرده است: ثابت بن دحداح از پیامبر اکرم [در بارة ایام حیض] پرسید. بنابراین آیة (وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ ...) نازل گردید.

    3- ابن جریر از سدی به این معنی روایت کرده است([24]).

    اسباب نزول آیة 223: (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ )([25]).

    1- بخاری، مسلم، ابوداود و ترمذی از جابر (رضی الله عنه) روایت کرده اند: یهود می‌گفت: اگر کسی با زن از عقب در محل تناسلی مقاربت انجام دهد فرزند کج چشم به دنیا می‌آید. پس (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ) نازل شد([26]).

    2- احمد و ترمذی از ابن عباس روایت کرده اند: عمر فاروق (رضی الله عنه) نزد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) آمد و گفت: ای رسول خدا هلاک شدم، گفت: چه چیز هلاکت کرد؟ گفت: امشب با همسرم از پشت در ناحیة تناسلی مقاربت کردم. پیامبر (صلی الله علیه وسلم) پاسخ نداد. پس آیة (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ )نازل شد. کلام الهی گویاست که همه روش‌ها و وضعیت‌های مختلف‌آمیزش را بکار بندید و از آمیزش در پشت محل تناسلی و روزهای حیض خودداری کنید([27]).

    3- ابن جریر، ابویعلی و ابن مردویه از طریق زید بن اسلم از عطاء بن یسار از ابوسعید خدری (رضی الله عنه) روایت کرده اند: مردی با همسر خود از پشت سر مقاربت کرد و مردم این عمل او را تقبیح نمودند. پس آیة  (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ )نازل گردید.

    4- بخاری از ابن عمر (رضی الله عنهما)  روایت کرده است: این آیه در بارة مقاربت با زنان از پشت فرود آمده است([28]).

    5- و طبرانی در «معجم اوسط» به سند جید از [ابن عمر (رضی الله عنهما)] روایت کرده است: (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ) در مورد اجازة مقاربت بازنان در پشت محل تناسلی فرستاده شده است([29]).

    6- و نیز از ابن عمر (رضی الله عنهما)  روایت است: مردی در زمان پیامبر با همسر خود از پشت سر مقاربت کرد، مردم این کار را زشت پنداشتند و او را سرزنش کردند. پس خدای بزرگ  (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ) را نازل کرد([30]).

    7- ابوداود و حاکم از ابن عباس(رضی الله عنهما) روایت کرده اند: ابن عمر که خدا مغفرتش کناد توهم کرده است. گروهی از انصار که بت‌پرست بودند با طایفة از یهود که اهل کتاب بودند تماس داشتند. گروة انصار طایفة یهود را به فضل و دانش از خود برتر می‌دانستند و در بسیاری از کارهای خود از آن‌ها پیروی می‌کردند، اهل کتاب با همسران خود نزدیکی نمی‌کردند، مگر از یک طرف که آن حال پوشیده‌ترین حالت زن است و قبیلة انصار نیز همان روش را اختیار کرده بودند. قبیلة قریش زنان را برهنه می‌کردند و از آنان از پیش رو از پشت و به پشت خوابیده لذت می‌جستند. وقتی مهاجرین به مدینه آمدند مردی از آن‌ها با زنی از انصار ازدواج کرد، خواست همان روش را با این زن انجام دهد، اما زن نپذیرفت و گفت: ما تنها از یک طرف مقاربت انجام می‌دهیم بالآخره سرشان فاش شد و ماجرا به گوش رسول خدا رسید. بنابراین خدای عزوجل (نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ )را نازل فرمود. یعنی از شیوه‌های مختلف آمیزش و معاشرت: پیشرو، پشت و به پشت خوابیده و دراز کشیده لذت بجویید، البته تنها از جایی که محل تولد فرزند است([31]).

    حافظ ابن حجر در شرح صحیح بخاری گفته است:([32]) سبب نزولی که ابن عمر (رضی الله عنهما)برای این آیه ذکر کرده مشهور است، مثل این که ابن عباس حدیث ابوسعید را نشنیده و تنها حدیث ابن عمر به او رسیده و در این باره به اشتباه‌اش نداسته است([33]).

    اسباب نزول آیة 224: (وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمَانِكُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ )([34]).

    1- ابن جریر از طریق ابن جریج روایت کرده است: آیة (وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمَانِكُمْ...) در بارة ابوبکر صدیق (رضی الله عنه) نازل شده است([35]).

    IslamQT.Com 

     اسلام-قرآن و تفسیر

    ============

    برگرفته شده از کتاب: لباب النقول فی أسباب النزول، تألیف: جلال الدین السیوطی، ترجمۀ: عبدالکریم ارشد

     



    [1] - ترجمه: «و از مردمان كسى هست كه از جانش براى كسب خشنودى خدا مى‏گذرد، و خداوند [نسبت‏] به بندگان مهربان است».

    [2]- ابن سعد 3 / 171 و حارث چنانچه در «مطالب عالیه» 3552 است از علی بن زید از سعید روایت کرده اند. و علی در حدیث ضعیف است، اما خبر شواهد دارد که ابن مردویه از ابوعثمان نهدی از صهیب روایت کرده چنانچه در تفسیر ابن کثیر 939 به تخریج محقق آمده در این اسناد سلیمان بن داود منقری ضعیف و متروک است.

    [3]- حاکم 3 / 400 روایت کرده، در این اسناد حصین بن حذیفه مجهول پس اسناد ضعیف است. با این وصف حاکم این حدیث را صحیح گفته و ذهبی سکوت کرده و طبری 7308 از وجه دیگری روایت کرده که در این اسناد محمد بن زباله متروک است.

    [4]- حاکم 3 / 398 به قسم مرسل روایت کرده است.

    [5]- حاکم 3 / 398 روایت به شرط مسلم صحیح دانسته و ذهبی هم موافق است، به تفسیر ابن کثیر 939 و 340، تفسیر بغوی 213، تفسیر شوکانی 343 زادالمسیر 91، تفسیر کشاف 114 نگاه کنید همه به تخریج محقق. خلاصه: این حدیث به همه طرق و شواهدش قوی است، اما درست این است که گفته شود آیه عام است و صهیب هم از جمع آن‌هاست این نظر طبری است خدا داناتر است.

    [6]- طبری 4004 از ابن جریج از وی روایت کرده، این حدیث مرسل است.

    [7] - ترجمه: «اى مؤمنان، يك دست به اسلام در آييد و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد، به راستى كه او براى شما دشمن آشكار است».

    [8]- طبری 4019 به قسم مرسل از وی روایت کرده و واحدی 126 به همین معنی از ابن عباس روایت کرده است در این اسناد موسی بن عبدالرحمن صنعانی ضعیف متروک است.

    [9] - ترجمه: «آيا پنداشتيد كه به بهشت در آييد، حال آنكه هنوز حكايت آنان كه پيش از شما گذشتند، [بر سر] شما نيامده است؟ سختى و محنت به آنان رسيد و تكان خوردند تا آنكه پيامبر و كسانى كه با او ايمان آوردند، مى‏گفتند: نصرت الهى كى خواهد بود؟ بدان كه نصرت خدا نزديك است».

    [10]- عبدالرزاق 250 و از طریق او طبری 4068 از معمر روایت کرده اند، این مرسل است.

    [11] - ترجمه: «از تو مى‏پرسند: چه چيزى [و به چه شيوه‏اى‏] انفاق كنند، بگو: هر مالى كه انفاق كرديد از آن پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان است و هر نيكى كه انجام مى‏دهيد، [بدانيد] كه خداوند به آن آگاه است».

    [12] - ترجمه: «از تو درباره ماه حرام- جنگ كردن در آن- مى‏پرسند. بگو: جنك كردن در آن [گناهى بس‏] بزرگ و بازداشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او و [باز داشتن از] مسجد الحرام است و بيرون راندن اهلش از آن نزد خداوند نارواتر است. و فتنه [شرك‏] از قتل سخت‏تر است و پيوسته با شما جنگ مى‏كنند تا آنكه اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند. و هر كس از شما از دين خود برگردد، آن گاه در حال كفر بميرد، آنان كارهايشان در دنيا و آخرت تباه شده است. و آنان دوزخى‏اند، آنان در آنجا جاودانه‏اند».

    [13]- صحیح و چند شاهد دارد ابویعلی 1534، طبری 4087 طبرانی 1670، بیهقی 9 / 11 12 از جندب بن عبدالله روایت کرده اند. یک راویش مجهول و اسنادش ضعیف است. طبری 4085 از عروه و 4086 از سدی و 4092 از ابومالک به قسم مرسل روایت کرده و طبری 4089 از ابن عباس با سند حسن و طبری 4090 با اسناد واهی از عطیة عوفی و طبری 4096 از مرسل ضحاک روایت کرده است، این حدیث شواهد دیگر هم دارد که همه مرسل هستند. خلاصه با همه طرق و شواهدش صحیح است «زاد المسیر» 98 تخریج محقق.

    [14]- اسناد آن ضعیف است برای این که عثمان بن عطای خراسانی ضعیف است.

    [15] - ترجمه: «از تو درباره شراب و قمار مى‏پرسند، بگو: در هر دوى آنها گناهى بزرگ و [نيز] براى مردم سودهايى است و گناه هر دوى آنها از نفعشان بيشتر است. و از تو مى‏پرسند: چه چيز انفاق كنند. بگو: افزون [بر نياز خود را]. خداوند نشانه‏ها را اينچنين براى شما روشن مى‏سازد، باشد كه شما انديشه كنيد».

    [16]- ابن کثیر 960 به شماره‌گذاری محقق از ابن ابوحاتم از آبان از یحیی ذکر کرده این مرسل است زیرا یحیی بن ابوکثیر معاذ را ندیده و آبان پسر عبدالله شامی متروک است.

    [17] - ترجمه: «در [كار] دنيا و آخرت. و از تو درباره يتيمان مى‏پرسند. بگو: اصلاح كردن [كار] آنان بهتر است و اگر با آنان همزيستى كنيد، [در حكم‏] برادران شما هستند و خداوند تبهكار را از درستكار مى‏شناسد و اگر خدا مى‏خواست بر شما سخت مى‏گرفت، به راستى كه خداوند پيروزمند فرزانه است».

    [18]- حسن است، ابوداود 3871، نسائی 6 / 256، حاکم 2 / 278، طبری 4186، واحدی 134 از ابن عباس روایت کرده اند. اسناد آن با شواهدش حسن است به جهت عطاء بن سائب که تنها شوریده خرد شده، حاکم این را صحیح گفته و ذهبی هم موافق است. این حدیث دارای شواهد است که طبری 4188 از مرسل عبدالرحمان بن ابولیلی و 4189 از مرسل قتاده و 4191 از مرسل ربیع بن انس روایت کرده به «زاد المسیر» 101 به تخریج محقق مراجعه کنید.

    [19] - ترجمه: «و زنان مشرك را همسر مگزينيد تا وقتى كه ايمان آورند. و بى گمان كنيز مؤمن از زن [آزاد] مشرك بهتر است، اگر چه [زيبايى آن زن مشرك‏] شما را به شگفت آورده باشد و [زنان مسلمان را] به همسرى مشركان در نياوريد، تا وقتى كه ايمان آورند. و برده مؤمن بهتر از مشرك است و اگر چه شما را به شگفت آورده باشد. آنان (مشركان) به آتش [دوزخ‏] فرا مى‏خوانند و خدا به توفيق خود به بهشت و آمرزش فرا مى‏خواند. و نشانه‏هاى خود را براى مردم روشن مى‏سازد باشد كه پندپذيرند».

    [20]- اسباب نزول، واحدی نیشابوری، ناشر مؤسسة حلبی، قاهره، ص 45.

    [21]- طبری 4228 از سدی به قسم مرسل روایت کرده که از حدیث موصول قبلی صحیح‌تر است.

    [22]- ترجمه: «از تو درباره حيض مى‏پرسند، بگو: آن [مايه‏] رنج است، پس [به وقت‏] حيض از زنان كناره گيريد و تا وقتى كه پاك شوند، با آنان نزديكى مكنيد، آن گاه چون [به خوبى‏] پاك شوند، [غسل كنند] از همان جا كه خداوند به شما فرمان داده است با آنان آميزش كنيد. به راستى خداوند توبه كنندگان و پاك شوندگان را دوست مى‏دارد».

    [23]- صحیح است، مسلم 302، ابوداود 258، 2165، ترمذی 2977 و نسائی 1 / 152 و 187 و ابن ماجه 644، طیالسی 2052، دارمی 1 / 245، ابوعوانه 1 / 311، ابن حبان 1362 از انس روایت کرده اند به «زاد المسیر» 105 به تخریج محقق نگاه کنید.

    [24]- طبری 4237 روایت کرده و این مرسل است.

    [25]- ترجمه: «زنانتان كشتزار شما هستند، پس هر گونه كه خواهيد، به كشتزار خود در آييد و [ره توشه‏اى از كارهاى نيك‏] براى خودتان پيش فرستيد. و از خداوند پروا بداريد و بدانيد كه شما به لقاى او خواهيد رسيد. و مؤمنان را نويد ده».

    [26]- صحیح است، بخاری 4528، مسلم 1435، ابوداود 2163، ترمذی 2978، نسائی در «تفسیر» 59، ابن ماجه 1925، حمیدی 1263، عبدالرزاق در «تفسیر قرآن» 264، ابن ابوشیبه 4 / 229، طحاوی 3 / 40 و بیهقی 7 / 194 روایت کرده اند. به فتح القدیر 355 به تخریج محقق نگاه کنید.

    [27]- ترمذی 2980، نسائی در «تفسیر» 60 و «الکبری» 8977 و 11040، احمد 1 / 297، ابویعلی 2736، ابن حبان 4202، طحاوی در «المشکل» 6127، طبری 4350، خرائطی در «مساویء الأخلاق» 465، طبرانی 12317، بیهقی 7 / 197 198، بغوی در «تفسیر» 242 به شمارةگذاری محقق، واحدی 145 در «اسباب نزول» از چند طریق از یعقوب از عبدالله قمی از جعفر بن ابومغیره از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت کرده اند. اسناد آن حسن است و راوی‌های آن ثقه اند ترمذی این حدیث را حسن می‌داند و حافظ ابن حجر در «فتح الباری» 1 / 191 و 4528 این اسناد را صحیح گفته است. احکام القرآن 243 به تخریج محقق.

    [28]- مؤلف اینجا و در «در المنثور» به بخاری نسبت داده، بخاری به این عبارت روایت نکرده، اما در این مورد اشاره‌ای شده است، بخاری 4527 از ابن عون از نافع روایت کرده است: ابن عمر هروقت به قراءت قرآن آغاز می‌کرد تا فارغ نمی‌شد با کسی سخن نمی‌گفت، یک روز من قرآن را به دست گرفتم و او سورة بقره را [از حفظ] خواند، تا این که به جایی از این سوره رسید و از من پرسید آیا می‌دانی در بارة چه نازل شده؟ گفتم: نه، گفت: این آیه در خصوص فلان چیز نازل شده است و به قراءت ادامه داد. و از عبدالصمد [از پدرش] از ایوب از نافع از ابن عمر روایت کرده (فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ ) می‌گوید: با زن در مقاربت می‌کند. این را محمد بن یحیی بن سعید از پدرش از عبیدالله بن نافع از ابن عمر روایت کرده است. بخاری اینگونه روایت کرده و چیزی بر این نیفزوده است. حافظ ابن حجر در «فتح الباری» 8 / 179 به نقل از ابن عربی همینگونه بیان کرده است. مؤلف به روش اسحاق بن راهویه و طبری بیان داشته است. طبری 4328 4330 از چند طریق از ابن عون از نافع از ابن عمر روایت کرده است. و این اسناد به شرط بخاری و مسلم است.

    [29]- طبرانی در «معجم اوسط» 3839 از ابن عمر روایت کرده است. هیثمی در «مجمع الزوائد» 10860 می‌گوید: این را طبرانی از استادش علی بن سعید بن بشیر روایت کرده که او حافظ است. دار قطنی می‌گوید: قوی نیست و باقی راوی‌های آن ثقه اند.

    [30]- طبری 4336 و طبرانی در «معجم اوسط» 6294 از دو طریق از نافع از ابن عمر روایت کرده اند. اسناد آن تا نافع صحیح است. سالم و زهری در این مورد با نافع مخالفند.

    [31]- حسن است، ابوداود 2164، حاکم 2 / 279، طبری 4340، واحدی 142 به اسناد حسن و بیهقی 7 / 195 روایت کرده اند و اصلش شواهد دارد.

    [32]- «فتح الباری» 8 / 191.

    [33]- صحیح همین است که عامة اهل علم از صحابه، تابعین و بعد از آن‌ها مقاربت با زن‌ها را در پشت محل تناسلی حرام می‌دانند، به تفسیر ابن کثیر، زادالمسیر، تفسیر شوکانی، احکام ابن عربی به همین آیه نگاه کنید. خالی از مفاد نیست.

    [34]- ترجمه: «و براى [اجتناب از] آنكه نيكوكارى كنيد و پروا داريد و بين مردم آشتى دهيد [نام‏] خدا را دستاويز سوگندهاى خويش قرار مدهيد. و خداوند شنواى داناست».

    [35]- جداً ضعیف است، طبری 4371 روایت کرده و این معضل است و آنچه را بن جریج به قسم مرسل روایت کند به مراتب واهی است. در شان ابوبکر آیاتی از سورة نور نازل شده در آنجا نگاه کنید.


    بازگشت به ابتدا

    بازگشت به نتايج قبل

     

    چاپ مقاله

     
    » بازدید امروز: 1026
    » بازدید دیروز: 1300
    » افراد آنلاین: 5
    » بازدید کل: 36008