• اهمیت توحید از دیدگاه قرآن کریم (1)

    اهمیت توحید از دیدگاه قرآن کریم (1)

    توحید اصلی است که دین حنیف اسلام بر آن بنا شده ، و توجه به آن یعنی توجه به اصل دین، و اگر در قرآن کریم تدبّر کنیم،خواهیم دید که  به صورتی کامل و روشن توحید را بیان فرموده به گونه ای که  هیچ سوره ای از سور قرآن نیست که  از بیان توحید و نفی شرک (که ضد آن است)خالی باشد.

    امام ابن القیم رحمه الله  بر این باورند که  تمام قرآن درباره ی توحید است. یعنی:

    -         یا از خداوند و ذات و صفات الهی سخن می گوید که عبارت از  توحید علمی یا توحید ربوبی است.

    -         یا دستور به عبادت خداوند یگانه و بی شریک و نهی از شرک می باشد، که این نوع نیز همان توحید عملی خواسته شده یا توحید الوهیّت است.

    -         یا امر به اطاعت خدا و رسول صلی الله علیه وسلم و نهی از معصیت ایشان است که این مورد نیز خود از حقوق توحید و مکمّل آن است.

    -         و یا اینکه بیان نعمت ها و رستگاری و نجات و نصرت الهی است که که در دنیا و آخرت برای موحدان آماده فرموده و سخن از عذابی است که در دنیا و آخرت بر مشرکان فرود می آید یا خبر از بدبختی آنان در دنیا و آخرت و عذاب دائمی و جاودان در جهنم برای مشرکان که این دو نتیجه یعنی(نعمت و رستگاری) برای کسانی است که توحید را باور داشته و تحقق بخشیده اند و  (عذاب و وبال برای) کسانی است که آن را پشت گوش انداخته و بدان بی توجهی کرده اند.

    -         بنابراین کلّ قرآن پیرامون توحید سخن می گوید  واگر به خصوص در سوره های مکّی تأمل نمایید  خواهید دید که  بیشتر محتوای آنها درباره ی توحید است؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم 13 سال در مکّه تشریف داشتند که در این مدّت مردم را به سوی توحید دعوت می دادند و آنان را از شرک نهی می فرمودند و امور معاملات تنها بعد از هجرت آنحضرت صلی الله علیه وسلم و در مدینه نازل شد. غیر از حکم نماز که در مکّه مکرّمه و در شب معراج هنگامی که حضرت به آسمان عروج فرموده بود، بر ایشان(و امتش) فرض گردیده، که البته این واقعه نیز مدّت کمی قبل از هجرت روی داد. به همین دلیل محتوای اغلب سوره های مکّی که قبل از هجرت بر پیامبر صلی الله علیه وسلم نازل شده اند، همه درباره توحید است، که این دالّ بر اهمیت این موضوع و تاکیدی بر این مهمّ است که  فرائض تنها بعد از استقرار توحید و رسوخ آنها در دل ها و پیروزی و اظهار عقیده ی صحیح نازل گردیده اند، زیرا اعمال مسلمان بدون توحید صحّت ندارد و بنای آنها تنها بر توحید است.

    قرآن این حقیقت را آشکار ساخته که اولین سخنی که پیامبران الهی(علیهم السلام) دعوت خود را قبل از هر چیز دیگر، با آن آغاز می نموده اند دعوت به سوی توحید بوده است حق تعالی می فرماید:

      ‏﴿‏ولَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ واجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ‏﴾‏( در حقيقت در ميان هر امتى فرستاده‏اى برانگيختيم [تا بگويد] خدا را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد......) ‏[‏النحل‏:‏ 36‏]‏، ‏﴿ ‏ومَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُون‏ ﴾‏( و پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه خدايى جز من نيست پس مرا بپرستيد) ‏[‏الأنبياء‏:‏ 25‏]‏، و هر پیامبری به قوم خود می فرمود: (ای قوم الله را بپرستید، زیرا خدایی غیر از او ندارید.) آری، انبیا علیهم السلام در کار دعوت ابتدا از توحید شروع فرموده اند. داعیان و پیروان مخلص انبیا علیهم السلام نیز، مهم ترین چیزی که بدان می پرداخته اند، توحید بوده است، زیرا هر دعوتی که بر اساس توحید نباشد، دعوتی شکست خورده خواهد بود، که اهداف آن محقق نخواهند شد، و نتیجه ای در بر نخواهد داشت؛ هر دعوتی که توحید را در حاشیه قرار داده و بدان اهمیت ندهد، در نتیجه ی کارش زیانکار خواهد شد، و این چیزی است معروف، که  آن را مشاهده کرده ایم.

    وهر دعوتی که توجه خود را روی توحید متمرکز کرده باشد، بدون شک ، به اذن پروردگار موفق خواهد شد، و فایده و ثمره ی آن به جامعه هم خواهد رسید، همانگونه که از وقایع تاریخی نیز این حقیقت را می دانیم.

    ما نسبت به قضایا و مشکلات مسلمانان اهمال و غفلت نمی کنیم بلکه به آنها اهمیت می دهیم و مسلمانان را یاری و نصرت می دهیم، و با هر وسیله ای تلاش می کنیم آزار و اذیت را از مسلمانان دور سازیم امّا توجه به مشکلات مسلمانان بدان معنا هم نیست که خود گریستن آغاز کنیم و دیگران را نیز بگریانیم و تمام دنیا را پر از حرف و نوشته و داد و فریاد کنیم زیرا این کار فایده ای نخواهد داشت.

    بلکه علاج درست مشکلات مسلمانان این است که  قبل از هر چیز دنبال عللی باشیم که مسلمانان را به این عقوبت گرفتار کرده ، و دشمن را بر آنان مسلّط نموده است .

    1-    دلیل تسلط دشمن بر (ما) مسلمانان چیست؟

    هنگامی که به جهان اسلام نظر می افکنیم، در بین اکثر مسلمانانی که منتسب به اسلامند، پایبندی به اسلام را مشاهده نمی کنیم، مگر کسانی که رحمت خدا شامل حالشان شده، اینان مسلمان اسمی هستند و عقیده ، در میان اکثرشان ضایع و از دست رفته است، غیر خدا را می پرستند، خود را به اولیاء و صالحان آویزان  می کنند، و به قبرها و آرامگاه ها متعلق می دانند  نماز نمی خوانند، زکات نمی دهند ، روزه نمی گیرند و و واجبات الهی را نیز انجام نمی دهند، که یکی از این واجبات الهی آمادگی دفاعی برای نبرد و جهاد با کفار است!

    این است حال و وضع بسیاری از کسانی که منسوب به اسلام اند، که دین خود را ضایع نموده اند در نتیجه خداوند (عزّوجلّ ) نیز آنان را (در دنیا) ضایع فرموده است.

     مهم ترین دلیلی که مسلمانان را مستوجب این عقوبت گردانیده است، اهمیت ندادن به توحید ، دچار شدن به شرک اکبر و ترک امر به معروف ونهی از منکر است!

    گاهی نیز کسی هم که خود مرتکب شرک نمی شود، آن را انکار نیز نمی کند و اصلاً آنگونه که ان شاء الله در آینده بیان خواهیم کرد، اصلاً آن را شرک هم نمی داند.

    اینها مهم ترین دلایلی هستند که ما را مستوجب عقوبت نموده اند و اگر مسلمانان دین خود را محکم می گرفتند و توحید و عقیده بر کتاب و سنّت را قائم می کردند و به ریسمان خداوند چنگ می زدند و از هم گسیخته نمی شدند، این بلا بر سرشان نمی آمد.

     

    خداوند فرموده است: ‏:‏ ‏﴿‏ولَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَويٌّ عَزِيزٌ‏.‏ الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وآتَوا الزَّكَاةَ وأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ ونَهَوا عَنِ المُنكَرِ ولِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ‏﴾(....و قطعا خدا به كسى كه [دين] او را يارى مى‏كند يارى مى‏دهد چرا كه خدا سخت نيرومند شكست‏ناپذير است(40) همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و به كارهاى پسنديده وامى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند و فرجام همه كارها از آن خداست (41))‏ ‏[‏الحج‏:‏ 40-41‏]‏ یعنی مشخص فرموده که برای مسلمانان نصرت خداوند حاصل نخواهد شد مگر با این نکات کلیدی که الله سبحانه تعالی در آیه بیان فرموده اند که عبارتند از: اقامه ی نماز، دادن زکات، امر به معروف و نهی از منکر.

    حال این امور در زندگی واقعی مسلمانان چه جایگاهی دارند؟ حکم نماز در بین بسیاری از مدّعیان مسلمانی کجا رفته است؟ از طرفی خداوند فرموده اند: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿55﴾‏﴾(خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند[تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد آنانند كه نافرمانند (55)) امّا شرط این وعده کجاست ؟ ‏؟‏ ‏﴿‏يَعْبُدُونَنِي لاَ يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً‏﴾‏، پس مشخص فرمود که  این استخلاف و تمکین مومنان در زمین تحقق نخواهد یافت مگر با تحقق شرطی که ذکر فرموده است و آن شرط یگانه پرستی خداوند و شریک قرار ندادن برای او در عبادت یعنی همان توحید است، بنا بر این، وعده های عالی حاصل نمی شوند مگر  با تحقق توحید خداوند واحد و بی شریک. و نماز، روزه، زکات، حج و تمام طاعات در مفهوم عبادت داخل هستند.

    در این آیه خداوند تنها نفرمود: (یعبدوننی) (مرا عبادت کنند) بلکه این را هم اضافه فرمود که (لا یشرکون بی شیئاً)(در حالی که هیچ چیزی را با من شریک نمی سازند) ؛ چون عبادت آمیخته با شرک بی فایده خواهد بود، پس باید از هر نوع شرکی و با هر شکل و اسمی که (عبادت برای غیر خدا وند است) دوری جست.

    آری اصلاح عقیده و عمل،  وسیله ی نجات ، سلامت و نصرت و تمکین در زمین است و بدون آن تمام این عقوبت ها و نکبت ها و بدبختی ها بر سر کسی فرود می آید که این شرط خداوندی را اجرا نکند؛ دلیل تمام بیچارگی ها و تسلط دشمنان بر مسلمانان رعایت نکردن همین شرط از جانب مسلمانان و کم توجهی به عقاید و اکتفا نمودن صرف به نام مسلمانی است.

    2-    معنای توحید:

    حال توحیدی که از چنین اهمیت و جایگاهی برخوردار می باشد، چیست؟

    توحید از نظر لغوی، از وحَّدَ مأخوذ است، و به معنای (یگانه نمودن) است، واحد یعنی یک و متضادّ (اثنین و ثلاثه): (دو و سه ) و بیشتر و در نتیجه وحدت متضادّ کثرت است، پس یگانه به چیزی گفته می شود که (مستقل ، یکی و تنها بوده و چیز دیگری با او همراه و همسان نباشد) اما از نظر شرع توحید به معنای " یگانه پرستیدن خداوند در عبادت و بندگی است"  یعنی تمام عبادت را برای خداوند انجام دادن:( وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)( و با آنان بجنگيد تا فتنه‏اى بر جاى نماند و دين يكسره از آن خدا گردد پس اگر [از كفر] بازايستند قطعا خدا به آنچه انجام مى‏دهند بيناست)(انفال 39) به دلیل فرموده  الله تعالی در این آیات شریفه: ‏﴿‏ومَا خَلَقْتُ الجِنَّ والإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ‏﴾(و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند)‏ ‏[‏الذاريات‏:‏ 56‏]‏، ‏:‏ ‏﴿‏واعْبُدُوا اللَّهَ ولاَ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا.....‏﴾‏ (خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد......)‏[‏النساء‏:‏ 36‏]‏، ‏:‏ ‏﴿‏فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ولَو كَرِهَ الكَافِرُونَ‏﴾(پس خدا را پاكدلانه و با اخلاص عبادت برای او فرا خوانيد هر چند ناباوران را ناخوش افتد)‏ ‏[‏غافر‏:‏ 14‏]‏

    پس توحید از نظر شرع یعنی: یگانه پرستی خداوند در عبادت و ترک عبادت غیر خدا.

    3-    انواع توحید:

    با بررسی و استقراء در کتاب الله (عزّ و جل)  در می یابیم که توحید سه نوع دارد که تقسیم آن به سه نوع، تقسیمی اجتهادی یا اصطلاحی نیست بلکه با استقراء از کتاب خداوند حاصل گردیده است.

    نوع اوّل: توحید ربوبیّت: که عبارت است از «یگانه دانستن خداوند در افعال  یعنی در خلق، روزی دادن بندگان، زنده کردن ، میراندن و تدبیر امور جهان»  پس باید انسان معتقد باشد که تنها الله خالق است، و تنها او رازق ، مدبّر و زنده ی پاینده ای است که هرگز نمی میرد.

    نوع دوّم: توحید الوهیّت : که عبارت است از « یگانه پرستیدن خداوند ، با اعمالی که بندگان برای تقرب و نزدیکی به او انجام می دهند » اعمالی مانند دعا، خوف، رجا، ترس، رغبت، توکلّ استقامت، فریادرسی، ذبح و قربانی، نذر و انواع دیگر عبادت، پس لازم است عبادت با تمام انواعش فقط برای خداوند باشد، و هیچ چیزی از آن برای غیر الله تعالی انجام نشود؛ این توحید در عبادت ، توحید الوهیّت یا توحید عملی است یعنی توحید طلب و قصد وتوحید درطاعت و فرمانبرداری.

     نوع سوم: توحید اسماء و صفات است:« که عبارت است از ایمان به صفاتی که خداوند آنها را برای خود ثابت دانسته، یا پیامبر صلی الله علیه وسلم آن اسما و صفات را خاص خداوند دانسته است. »

    این بود انواع توحید، که با جستجو و استقراء در قرآن مجید، بیان گردید، و هر آیه ای از قرآن که در مورد افعال خداوند مانند خلق و رزق دادن ، زنده کردن، میراندن،  و تدبیر امور جهان سخن می گوید، در واقع درباره ی توحید ربوبیّت است. که  چنین آیاتی در قرآن بسیار است الله تعالی فرموده است: ‏﴿‏قُل لِّمَنِ الأَرْضُ ومَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ‏.‏ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ‏.‏ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَواتِ السَّبْعِ ورَبُّ العَرْشِ العَظِيمِ‏.‏ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ‏.‏ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وهُو يُجِيرُ ولاَ يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ‏.‏ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ‏﴾{بگو اگر مى‏دانيد [بگوييد] زمين و هر كه در آن است به چه كسى تعلق دارد (84) خواهند گفت به خدا بگو آيا عبرت نمى‏گيريد (85) بگو پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ كيست (86) خواهند گفت‏: خدا بگو آيا پرهيزگارى نمى‏كنيد (87) بگو فرمانروايى هر چيزى به دست كيست و اگر مى‏دانيد [كيست آنكه] او پناه مى‏دهد و در پناه كسى نمى‏رود (88)}‏ ‏[‏المؤمنون‏:‏ 84-89‏]‏‏.‏ همچنین در آیه ای دیگر می فرماید: ‏﴿‏قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ والأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ ومَن يُخْرِجُ الحَيَّ مِنَ المَيِّتِ ويُخْرِجُ المَيِّتَ مِنَ الحَيِّ ومَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ‏﴾‏ (بگو كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مى‏بخشد يا كيست كه حاكم بر گوشها و ديدگان است و كيست كه زنده را از مرده بيرون مى‏آورد و مرده را از زنده خارج مى‏سازد و كيست كه كارها را تدبير مى‏كند خواهند گفت‏خدا پس بگو آيا پروا نمى‏كنيد.)‏[‏يونس‏:‏ 31‏]‏‏.‏

    و بدین ترتیب هر آیه ای که در بیان خلقت آسمانها و زمین باشد، درباره ی توحید ربوبیّت است. و هر آیه ای که از عبادت سخن گفته باشد، یعنی دستور به عبادت الله تعالی و نهی از شرک در آن باشد، در باره ی توحید الوهیّت است که هرسه نوع در کتاب الله موجود هستند، از این روست که علما می فرمایند: سه قسم توحید وجود دارد، 1- توحید ربوبیت2- توحید الوهیت3- توحید اسماء و صفات که البته این سخن را از نزد خود نیاورده اند بلکه با جستجو در کتاب خدا به آن رسیده اند، که انشاء الله توضیح بیشتری در آینده داده خواهد شد.

     

    4-    توحید نزد اهل کلام:

     بعضی از آنان می گویند: توحید تنها یک نوع است و آن نوع توحید ربوبیت است، که همان اعتراف به این است که  تنها خداوند خالق، رازق، زنده کننده، میراننده، و ... است و تنها او دارای صفات و اسمای خداوندی است. بنابراین تمام دانشنمندان علم کلام، بر این عقیده اند و باور خود را بر این عقیده بنا نهاده اند، که کتاب های عقاید آنها موجود است و اگر آنها را مطالعه کنید، جز توحید ربوبیت چیز دیگری در آن نخواهید یافت و به نظر آنان هرکس بدان معترف باشد،موحّد است؛ توحید الوهیت و توحید اسما و صفات نزد اینان وجود ندارد به همین دلیل هم عبادت قبور و بانگ زدن مردگان را شرک نمی دانند و بزرگانشان می گویند: این توجه به غیر خدا و خطاست، و این کار اشتباه است . آنها این کار را شرک نمی خوانند. بعضی از آنان می گویند کسانی که از مردگان درخواست می کنند و یاری می طلبند، مشرک نیستند. زیرا معتقد به این نیستند که این مردگان چیزی را خلق می کنند یا رزق می دهند، یا با خداوند کارها را تدبیر می کنند و چون چنین اعتقادی ندارند پس مشرک نیستند و عملشان نیز شرک محسوب نمی شود. و تنها این واسطه ها را وسیله ی بین خود و خداوند قرار داده اند.

     

    5-    خطا در تقسیم بندی توحید:

    بعضی از دانشمندان معاصر توحید را به چهار قسم یعنی توحید ربوبیت، توحید الوهیت، توحید اسما و صفات و توحید حاکمیت تقسیم نموده، در این کار به این استناد می کند که تقسیم اصطلاحی است و نه توقیفی بنابراین اضافه شدن یکی به چهار قسم توحید اشکالی ندارد.

    باید به چنین شخصی گفت: این تقسیم اصطلاحی نیست بلکه به تقسیم در کتاب و سنت باز می گردد، و سلف هنگامی که توحید را به سه قسم تقسیم می نمودند، آن را از کتاب و سنات استقراء کردند.

    اما حاکمیت یک حقّ است، و باید حاکمیت در اختیار شریعت خداوند عزوجلّ باشد و این مقوله داخل در توحید در عبادت است، زیرا جزو اطاعت خداوند می باشد،سلف صالح از توحید حاکمیت غافل نبوده اند، که یکی از متأخران بیاید و این قسم را به اقسام آن اضافه نماید بلکه از نظر آنان این قسم هم زیر مجموعه ی توحید در عبادت یا «توحید در الوهیت » است! زیرا اطاعت از خداوند با حاکم کردن شریعت الهی، خود نوعی عبادت اوست ، پس قسمت مستقلی قرار نمی گیرد و گرنه با این فرض، لازم می آید که نماز را هم یکی از اقسام توحید ، زکات را قسم دیگر و روزه و حج هر کدام را قسمتی جداگانه از توحید و همین طور تمام انواع عبادت را جداگانه قسمی از اقسام توحید دانست به گونه ای که توحید را به انواعی بی نهایت تقسیم نمود. این کار کاملاً غلط است و انواع عبادت همه زیرمجموعه ی یک نوع توحید، یعنی توحید الوهیت هستند و این قسم، جامع تمام عبادات و مانع از داخل شدن انواع دیگر توحید در آن است.

    بعضی دیگر نوع پنجمی از توحید را به اقسام چهارگانه ی فوق اضافه می کنند و آن را  اتباع رسول خدا صلی الله علیه وسلم می نامند، که این هم نادرست است. زیرا اتباع رسول صلی الله علیه وسلم حق است و باید انجام شود اما اتباع رسول الله صلی الله علیه وسلم یکی از لازمه های توحید است ، به همین دلیل شهات به توحید (لا إله إلا الله) بدون شهادت به رسالت حضرت صلی الله علیه وسلم (محمّد رسول الله) درست نخواهد بود. پس همراه شهادت به توحید الله تعالی شهادت به رسالت رسول خدا صلی الله علیه وسلم نیز لازم است و این یکی از لوازم  توحید است نه نوع  مستقلی از انواع توحید. مخالف توحید را مشرک یا کافر می گویند، اما مخالف اتباع و پیروی را مبتدع یا بدعتگر می گویند.

    این سخن مخالفان اهل سنت در تقسیم توحید است که بعضی راه افراط و بعض ی راه تفریط در پیش گرفته اند:

    کسانی که توحید را بیش از سه قسم می دانند افراط کرده اند.

     تفریط کنندگان هم آنانی هستند که  توحید را یک نوع دانسته و از بقیه ی اقسام آن، توحید الوهیت را که از همه مهم تر وخواست خداوند از بندگان است، غافل شده اند. تمام ملت ها و امت ها توحید ربوبیت را قبول داشته و بدان اعتراف دارند، مگر اندکی از مردم که از روی تکبر  و عناد با اینکه در دل بدان اقرار دارند، آن را انکار می نمایند. بنابراین تمام مردم به این حقیقت که تنها الله تعالی ذات خالق، رازق، زنده کننده، میراننده، و مدبر کائنات است  معترفند ، امّا این نوع از توحید، توحید خواسته شده از انسانها نیست.

    6-    توحیدی که تحقق آن از انسان خواسته شده:

    توحیدی که خداوند از بشر خواسته است، توحید الوهیت است به همین علت تمام انبیاء علیهم السلام دعوت قوم هایشان را با این جمله آغاز می فرمودند: ‏﴿‏اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ‏﴾‏

    همانگونه که قرآن از زبان ایشان به ما می فرماید، مردم را به توحید الوهیت فرا می خواندند، زیرا توحید الوهیت همان چیزی است که انسانها آن را نمی شناختند و شیطان آنان را از دانستن آن منحرف نموده بود. توحید ربوبیت چیزی است که در جان انسان وجود دارد و اکتفای به آن بنده را نجات نمی دهد، و او را در زمره ی موحدان مؤمن قرار نمی دهد، به همین دلیل بود که رسول خدا صلی الله علیه وسلم با کافران قریش جهاد فرمود، با اینکه اقرار به این داشتند که خداوند ذات خالق رازق مدبر و زنده کننده و میراننده ی خلایق است، باز هم با آنان جنگید و ریختن خونشان را جایز شمرد، تا اینکه به توحید الوهیت اقرار نمایند؛ حضرت صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ـ«‏(‏أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله، فإذا قالوها عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحقها، وحسابهم على الله‏)‏»(از جانب خدا به من دستور داده شده که با مردم بجنگم تا بگویند معبودی جز الله نیست؛ زمانی که این را گفتند،  خون و اموالشان از طرف من در امان است، و حساب اعمالشان هم با خدا خواهد بود.) (3)

     این دلیلی است که بزرگترین خواسته خداوند از مردم، همان توحید الوهیت است، به همین دلیل پیامبر صلی الله علیه وسلم نفرمودند: (أمرت أن أقاتل الناس حتى يقروا بأن الله هو الخالق الرازق المحي المميت)(از طرف الله به من امر شده تا با مردم بجنگم تا زمانی که شهادت دهند که خداوند خالق رازق مدبر و زنده کننده و میراننده است) بلکه فرمود: ‏{(‏حتى يقولوا لا إله إلا الله‏)‏ ‏: "‏يشهدوا أن لا إله إلا الله‏"‏‏}.‏ تا زمانی که بگویند لا اله الا الله یا شهادت به لا اله الا الله بدهند.

     

    IslamQT.Com

    اسلام-قرآن و تفسیر

    =============

    تألیف: شیخ صالح فوزان.

     


    بازگشت به ابتدا

    بازگشت به نتايج قبل

     

    چاپ مقاله

     
    » بازدید امروز: 270
    » بازدید دیروز: 1717
    » افراد آنلاین: 6
    » بازدید کل: 69403