لفصل فی الملل و النحل 40.
[11]- مفاتیح الغیب 19/160-161. 
[12]- الفصل 2/80. 
[13]- الصارم المسلول ص 586 چاپ دار الکتب العلمیه، بیروت.
روايت سيزدهم:
از عروه که گفت: در مصحف عايشه نوشته شده بود:
﴿حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَى﴾ «وصلاة العصر» رسول جعفريان در کتابش اکذوبه تحريف، جهت متهم کردن اهل سنت آورده است[1].
و مي‌گوئيم: همانا: «صلاة العصر» از چيزهاي است که تلاوتش نسخ شده است، و از جمله قرائات شاذ و غير متواتر محسوب مي‌گردد، و علماي بزرگ شيعه اين را بعنوان قرائات شاذ ذکر کرده‌اند آنان: 
1- علي بن ابراهيم قمي در تفسيرش مي‌گويد: 
از ابو عبدالله (عليه السلام) همانا او خواند: 
﴿حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَى «وصلاة العصر» وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ﴾[2].
2- مفسر بزرگ هاشم بحراني در تفسيرش مي‌گويد: در بعضي قرائات آمده است: 
﴿حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَى «وصلاة العصر» وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ﴾[3].
3- علامه محسن ملقب به فيض کاشاني در تفسيرش مي‌گويد: از قمي از صادق (عليه السلام)، همانا و ايشان خواندند: ﴿حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَى «وصلاة العصر» وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ﴾[4]. 
4- مفسر محمد بن مسعود عياشي در تفسيرش از محمد بن مسلم از ابو جعفر روايت مي‌کند: گفت: ‌به وي گفتم: «الصلاة الوسطى؟» گفتند: ﴿حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَى «وصلاة العصر» وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ﴾[5].

روايت چهاردهم:
قبصه بن عقبه ما را حديث گفت از ابراهيم بن علقمه که گفت: همراه با تعدادي از ياران عبدالله (بن مسعود) به شام وارد شدم، ابو الدرداء آمدن ما را شنيد پس نزدمان آمد، و آنگاه گفت: آيا در بين شما کسي هست که قاري باشد؟ پس گفتيم: بله، گفت: پس کداميک از شما؟ آنگاه بطرف من اشاره نمودند. پس به من گفت: بخوان پس خواندم: ﴿وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى * وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى﴾ و الذکر والأنثى» گفت: تو از دهان (زبان) صاحبت شنيده‌اي؟ 
گفتم: بله، گفت: و من نيز از دهان رسول الله (صلى الله عليه وسلم) شنيده‌ام، و اينها از ما نمي‌پذيرند. 
رسول جعفريان در کتابش اکذوبه تحريف القرآن، جهت متهم نمودن اهل سنت به طعن در قرآن، آورده است[6].
‌و اين قرائت شاذ و غير متواتر محسوب مي‌شود، و متواتر آن چنين است: 
﴿وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى﴾[7].
و همچنين به آن قرائت از راه آحاد نيز گفته مي‌شود[8].
و مفسر بزرگ شيعي ابو علي طبرسي در کتابش مجمع البيان در تفسير سورة الليل گفته است: در قرائات شاذه پيامبر و قرائت علي بن ابن طالب (عليه السلام) و ابن مسعود و ابو الدرداء و ابن عباس: «والنهار إذا تجلى وخلق الذکر والأنثى». بدون «ما» مي‌باشد؛ و همچنين از ابو عبدالله (عليه السلام) روايت شده است. 
و اين اعتراف از مفسر بزرگ شيعي است که قرائت شاذي وجود دارد که حرف «ما» از آيه کم نمي‌باشد. 
پس زمانيكه قرائت شاذ بود مهم نيست که يک حرف يا دو حرف و يا يک کلمه و يا دو کلمه تغيير کرده باشد. چونکه آن قرائت شاذ مي‌باشد و متواتر نيست، و از جمله قرآني نيست که هنگام جمع‌آوري عثمان (رضي الله عنه) صحابه بر آن اجماع کرده‌اند. 

روايت پانزدهم: 
ابان بن عمران ما را حديث گفت که: به عبدالرحمن بن اسود گفتم: تو مي‌خواني: «صراط من أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم وغير الضالين». رسول جعفريان در کتابش اکذوبه تحريف قرآن، جهت متهم نموده اهل سنت به طعن در قرآن اين روايت را آورده است[9].
و مفسرين شيعه به اين قرائت شاذ اعتراف کرده‌اند، از آنان:
1-  محمد بن مسعود عياشي: در تفسيرش مي‌گويد: از ابن ابي رقعه در «غير المغضوب عليهم، وغير الضالين»، که اين چنين نازل شده است، و سيد هاشم محلاتي بر آن پاورقي نوشته است و گفته همانا: «غير الضالين ... از اختلاف قرائت مي‌باشد»[10]. 
2-  علي بن ابراهيم قمي در تفسيرش.[11]

--------------------------
[1]- اکذوبه التحریف ص، 43. 
[2]- تفسیر قمی ج، 1 ص، 106 تفسیر آیه 238 سوره بقره. 
[3]- تفسیر برهان ج، 1 ص، 230 آیه 238 بقره. 
[4]- تفسیر صافی جح، 1 ص، 269 آیه 238 بقره. 
[5]- تفسیر عیاشی ج، 1 آیه 238 بقره. 
[6]- اکذوبه التحریف ص، 46. 
[7]- نگاه شود به کتاب صفحات فی علوم القرائت، از ابوطاهر عبدالقیوم سندی، ص، 90 مکتبه امدادیه. 
[8]- نگاه شود به الاتقان سیوطی ج، 1 ص، 240. 
[9]- اکذوبه تحریف قرآن ص، 38. 
[10]- تفسیر عیاشی ج، 1 ص، 38. 
[11]- تفسیر قمی ج، 1 ص، 58. 
روايت شانزدهم:
از ابن مسعود همانا وي معوذتين را از مصحفش حذف کرده بود، و گفته: آن دو از کتاب خدا نيست. 
رسول جعفريان شيعي اين را در کتابش اکذوبه تحريف جهت متهم نمودن اهل سنت به طعن در قرآن آورده است. 
و رد بر اين شبهه از وجوه بسيار: 
1- اين مسعود انکار نکرده که معوذتين از قرآن است، بلکه وي اثبات آن در مصحف را انکار کرده است، زيرا که نزد وي چنين مي‌ديد که در مصحف نبايد نوشته شود مگر آنچه که رسول الله به نوشتن آن اجازه داده است، و رسول الله درباره اين دو اجازه نداده بود. 
2- ابن مسعود معوذتين را انکار کرده است قبل از تواتر بودنش، زيرا که نزد وي بطور تواتر ثابت نشده بود. 
3- همانا ابن مسعود انکار نموده که معوذتين از قرآن مي‌باشد، قبل از اينکه بداند، پس هنگامي که دانست از انکار آن برگشت، به دليل اينکه اين قرآني که اکنون در دست ماست و در آن سوره معوذتين هست. به روايت چهار تن از صحابه مي‌باشد که ايشان: عثمان و علي و ابي بن کعب و ابن مسعود هستند. 
4- ابن مسعود چنين مي‌ديدند که معوذتين رقيه و تعويذي بوده که رسول الله (صلى الله عليه وسلم) بوسيله آن حسن و حسين را (رقيه) دم مي‌کردند مانند دعاي: «أعوذ بکلمات الله التامات» و غيره از تعويذات، و گمان نمي‌کرد که آن دو از قرآن مي‌باشد. 

روايت هفدهم: 
عمره از عايشه (رضي الله عنها) روايت مي‌کند: «يکي از آياتي که نازل شد» عشر رضعات معلومات يحرمن» سپس نسخ شد به «خمس معلومات» و تا آخر حياه رسول الله «خمس معلومات» تلاوت مي‌شد. 
اين روايت را خوئي در کتاب البيان جهت متهم نمودن اهل سنت به طعن در قرآن نقل نمود[1].
و سيوطي در الاتقان در باب آياتي که تلاوت و حکمش نسخ شد[2]. 
و علماي شيعه به اينگونه نسخ اقرار دارند. 
من جمله، ابو جعفر طوسي مي‌گويد: نسخ تلاوت و حکم هر دو، مانند روايت عائشه: «يکي از آياتي که نازل شد عشر رضعات يحرمن» و سپس نسخ شد[3].

-------------------------
[1]- البیان ص، 204. 
[2]- الاتقان ج، 1 ص، 715. 
[3]- التبیان ج، 1 ص، 13 مقدمه. 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:53.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:54.txt">اولاً- نظر برخي از علماي شيعه درباره کتابهاي چهارگانه</a><a class="text" href="w:text:55.txt">دوم- مکانت و منزلت اين علماء نزد شيعه = مجلسی و جزایری</a><a class="text" href="w:text:56.txt">صفار، طبرسی و مفید</a><a class="text" href="w:text:57.txt">ابن بابویه قمی، خوئی و صادق صدر</a><a class="text" href="w:text:58.txt">نباطی، کشی و حر عاملی</a><a class="text" href="w:text:59.txt">هاشم بن سلیمان بحر