مبدل کنیم. 
[3]- هر حکمی را نسخ کنیم و یا فراموشش گردانیم، بهتر از آن، یا همانند آن را می‌آوریم. 
[4]- البیان فی تفسیر القرآن ص، 205. 
* ملاحظه مهم: برادر مسلمان، همانا علمای شیعه به دو گروه تقسیم می‌شوند: یک گروه تحریف را انکار نموده و به نسخ تلاوت ایمان آورده‌اند، و گروهی دیگر، تحریف را پذیرفته‌اند و نسخ تلاوت را انکار می‌کنند، پس هر گاه این امر چنین باشد، و نسخ نزد خوئی و امثالش تحریف باشد، سپس تمام علمای شیعه قائل به تحریف هستند. 
[5]- ملاحظه مهم: همانا سیوطی رحمه الله در کتاب الاتقان، روایات را تحت عنوان آنچه که تلاوتش نسخ شده نه حکمش آورده است. و اما خوئی این روایات را مستمسکی قرار می‌دهد و می‌گوید: همانا سیوطی در قرآن طعن زده است. 
روايت اول:
 ابن عباس از عمر روايت مي‌کند که همانا او گفت: خداوند عزوجل محمد (صلى الله عليه وسلم) را به حق فرستاد، و همراه وي کتاب فرستاد، پس از آنچه که بر وي نازل شده بود آيه رجم بود، پس رسول الله (صلى الله عليه وسلم) رجم کردند، و ما نيز بعد از ايشان رجم نموديم، سپس گفت: و ما مي‌خوانديم: «ولا ترغبوا عن آبائکم فإنه کفر بکم» يا: «إن کفراً بکم أن ترغبوا عن آبائکم». 
اين روايت را خوئي در کتابش البيان، آورده و اهل سنت را به حذف آيه رجم متهم نموده است[1] و سيوطي اين روايت را در کتابش الاتقان، در زير عنوان آنچه که تلاوتش نسخ شده نه حکمش[2] آورده است. 
و ما مي‌گوييم: همچنان که علماي مسلمين گفته‌اند، و از جمله آنان سيوطي مي‌باشد که همانا آيه رجم: «الشيخ والشيخة إذا زنيا» آيه‌اي است که تلاوتش منسوخ گرديده است، و علماي بزرگ شيعه به اين نسخ اعتراف کرده‌اند. 
از آنان: 
1- شيخ ابو علي فضل طبرسي، مي‌گويد: نسخ در قرآن انواع مي‌باشد، از آنها است آنچه که لفظ بر داشته مي‌شود و حکم باقي مي‌ماند مانند: آيه رجم[3].
2- ابو جعفر محمد طوسي ملقب به شيخ طائفه: مي‌گويد: نسخ در قرآن سه قسم مي‌باشد: از آنها: آنچه که لفظ آن نسخ شده، نه حکمش، مانند: آيه رجم، و آن آيه: «والشيخ والشيخة إذا زنيا» مي‌باشد[4].
3- کمال الدين عبدالرحمن عتائقي حلي (از علماي قرن هشتم) مي‌گويد: منسوخ بر سه گونه ‌است: از آنها آنچه که نوشته‌اش نسخ شد و حکمش باقي ماند، از آنچه روايت شده: «الشيخ والشسيخة إذا زنيا فارجموهما البته، نکالاً من الله»[5].
4- کليني آيه رجم در کافي ذکر نموده است، محقق کافي علي اکبر غفار مي‌گويد: تلاوتش نسخ گرديده است[6].
5- محمد باقر مجلسي: روايتي که در کافي در اين باره است، تصحيح کرده، و گفته است و اين آيه از آن چه که تلاوتش نسخ شده نه حکمش مي‌باشد[7].
 
روايت دوم:
 روايت ابو موسي الاشعري: ..... در زمان رسول الله سوره‌اي مي‌خوانديم که به اندازه سوره توبه بود، فقط جزئي از آن را به ياد دارم: «لو کان لابن آدم وادياً من مال لابتغى وادياً ثالثاً ولا يملأ جوف ابن آدم إلا التراب ....»[8].
و علماي بزرگ شيعه به وجود اين نسخ، اقرار و اعتراف کرده‌اند: از جمله آنان است: 
1- شيخ ابو علي فضل طبرسي مي‌گويد: 
اخبار بسياري وارد شده که چيزهايي در قرآن بوده که تلاوتش نسخ شده است، از جمله آنها آنچه که از ابو موسي روايت شده است که همانا آنان مي‌خواندند: «لو أن لابن آدم واديين من مال لابتغى إليهما ثالثاً ولا يملأ جوف ابن آدم إلا التراب ويتوب الله على من تاب»[9]. سپس برداشته شد. 
2- کمال الدين عتائقي حلي، مي‌گويد: 
آنچه که نوشته و حکمش نسخ شده: «لو أن لابن آدم واديين من فضة لابتغى لهما ثالثاً، ولو أن له ثالثاً لابتغى رابعاً ولا يملأ جوف ابن آدم إلا التراب ويتوب الله على من تاب» مي‌باشد[10].
3- ابو جعفر طوسي مي‌گويد: چيزهايي در قرآن بوده که تلاوتش نسخ شده است، از آن: «لا يملأ جوف ابن آدم إلا التراب ويتوب الله على من تاب» است که سپس برداشته شده است[11].

--------------------------
[1]- البیان ص، 203. 
[2]- الاتقان ج، 2 ص، 718. 
[3]- مجمع البیان فی تقسیر القرآن، ج، 1 ص406 شرح آیه 106 از سوره بقره. 
[4]- التبیان فی تفسیر القران ج، 1 ص، 13 او شرح آیه 106 البقره. 
[5]- الناسخ و المنسوخ ص، 35 موسسه آل البیت – بیروت. 
[6]- کافی جلد 7/176 همراه با هاشم، دارالاضواء بیروت. 
[7]- مرآه العقول ج، 23 ص، 267. 
[8]- خوئی در بیان ص، 204 و سیوطی در اتقان ج، 2 ص، 719. 
[9]- مجمع البیان شرح آیه 106 از سوره بقره. 
[10]- الناسخ و المنسوخ ص، 34. 
[11]- التبیان ج، 1 ص، 394 شرح آیه 106 سوره بقره. 
روايت سوم: مسور بن مخرمه روايت مي‌کند:
عمر بن عبدالرحمن بن عوف گفت: در آنچه که برايمان نازل گرديد مي‌يابي: «إن جاهدوا کما جاهدتم أول مرة» زيرا که ما -آن را- نمي‌ يابيم، گفت: انداخته شده از جمله چيزهاي ‌که از قرآن انداخته شده است. 
خوئي اين روايت را در کتابش البيان براي متهم ساختن اهل سنت به طعن در قرَآن، آورده است[1].
و سيوطي در اتقان، تحت عنوان آنچه تلاوتش نسخ شده، نه حکم آن، آورده است[2].
و مي‌گوييم: چنانکه علماي مسلمانان گفته‌اند: همانا قول راوي انداخته شده از جمله آنچه که انداخته شده است از قرآن. يعني تلاوتش نسخ گرديد، در جمله آن چه از قرآن که تلاوتش نسخ شده است. 

روايت چهارم: 
ابوسفيان کلاعي روايت مي‌کند، همانا مسلمه بن مخلد انصاري روزي به آنان گفت: مرا آگاه سازيد از دو آيه‌اي که در قرآن نوشته نشده است: پس کسي جوابش نداد، و ابوالکنود سعد بن مالک آنجا بود: پس ابن مسلمه گفت: «إن الذين آمنوا وهاجروا وجاهدوا في سبيل الله بأموالهم وأنفسهم إلا ابشروا أنتم المفلحون، والذين آووهم ونصروهم وجادلوا عنهم القوم الذين غضب الله عليهم أولئک لا تعلم نفس ما أخفي لهم من قرة أعين جزاء بما کانوا يعملون». 
خوئي اين روايت را در کتابش البيان جهت متهم نمودن اهل سنت به طعن در قرآن ذکر کرده است[3]. و سيوطي در کتابش الاتقان تحت عنوان آنچه تلاوتش نسخ شده دون حکمش، آورده است[4].

---------------------------
[1]- البیان ص، 204. 
[2]- الاتقان ج، 2 ص، 720. 
[3]- البیان ص، 205. 
[4]- الاتقان ج، 2 ص، 721. 
روايت پنجم: 
«زر روايت مي‌کند، ابي بن کعب گفت: اي زر، سوره احزاب را چقدر مي‌خواني؟ گفتم 73 آيه، گفت: همانا مانند سوره بقره بود، يا طولاني‌تر از سوره بقره بود». 
خوئي جهت متهم ساختن اهل سنت به طعن در قرآن، اين روايت را در کتابش البيان آورده است[1].
و سيوطي در الاتقان تحت عنوان آنچه تلاوتش نسخ شده است آورده است[2].
و علماي بزرگ شيعه به اين نوع نسخ، اعتراف کرده‌اند از آنان: 
1- شيخ ابو علي طبرسي، مي‌گويد: ......... سوم: بمعناي تأخير باشد، و آن اينکه قرآن نازل شود و پس به آن عمل شود. و تلاوت شود، پس به تاخير انداخته شود و آن اينکه نسخ شود، پس تلاوتش برداشته و محو شود به تاويل آن عمل نشود، مانند: آنچه که از زر بن حبيش روايت است که همانا ابي به او گفت: سورة احزاب را چقدر مي‌خوانيد؟ گفت: هفتاد چند آيه. گفت: ما هنگامي که همراه رسول الله بوديم مي‌خوانيدم در حالي که طولاني‌تر از سورة بقره بود[3].
2- ابو جعفر طوسي، مي‌گويد: اخبار بسياري وارد شده که چيزهاي در قرآن بوده که تلاوتش نسخ شده 