ثابت مي‌کنند؟»
يعني چگونه با خبر و روايت امامت را ثابت مي‌کنند اگر که اخبار و روايت تحريف قرآن را کنار گذاشتند و دور ريختند؟ 
و همچنين مجلسي بعيد مي‌داند که آن سري آيات اضافي تفسير قرآن باشد[2].
‌و همچنين در کتابش: «بحار الأنوار» بابي تحت عنوان: «باب التحريف في الآيات التي هي خلاف ما أنزل الله»[3] ‌نامگذاري کرده است.[4]. 

-----------------------
[1]- مرآة العقول، مجلسی (ج، 12 ص، 525) دارالکتب الإسلامیه ایران. 
[2]- مرجع سابق. 
[3]- باب: تحریف در آیاتی که مخالف است با آنچه خداوند نازل کرده است. 
[4]- بحار الانوار ج 89 ص 66 کتاب القرآن .... 
6- شيخ محمد بن محمد نعمان ملقب به مفيد

اما شيخ مفيد – آن کسي که از مؤسسين مذهب شمرده مي‌شود– اجماع و اتفاقشان بر تحريف قرآن و مخالفتشان با ساير فرقه‌هاي اسلامي در اين عقيده نقل نموده است. در کتاب «أوائل المقالات» مي‌گويد: اماميه اتفاق دارند بر وجوب رجعت بسياري از مردگان بسوي دنيا قبل از روز قيامت، اگر چه در معناي رجعت در بين شان اختلاف وجود دارد. 
و اتفاق دارند بر اطلاق لفظ بداء در وصف الله تعالي، و اگر چه اين سماعي است نه قياسي، و اتفاق دارند که پيشوايان گمراه[1] مخالفتهاي کرده‌اند در بسياري از جمع‌آوري قرآن، و در آن بر حسب تنزيل و سنت پيامبر (صلى الله عليه وسلم) روي گردانده‌اند، و معتزله و خوارج و زيديه و مرجئه و اصحاب حديث اجماع دارند بر خلاف اماميه در تمام آنچه که بر شمرديم[2]. 
و همچنين مي‌گويد: 
همانا روايات و اخبار بطور مستفيض از ائمه‌ هدي از آل محمد (صلى الله عليه وسلم) آمده است درباره اختلاف قرآن، و آنچه که ستمگران در آن انجام داده‌اند از حذف و کم کردن[3].
‌و همچنين هنگامي که در کتابش: «المسائل السرورية»[4] ‌از وي پرسيده شده، گفتار شما درباره قرآن چيست؟ آيا آن چيزي است که اکنون در دست مردم مي‌باشد يا اينکه آنچه که خداوند بر پيامبرش نازل نموده، چيزي از آن از بين رفته است؟ و آيا اين همان است که امير المؤمنين علي (عليه السلام) جمع‌آوري نموده يا همچنانکه مخالفين مي‌گويند عثمان جمع‌آوري نموده است؟ 
در پاسخ گفته است: 
همانا تمام آنچه که بين اين دو جمله قرآن مي‌باشد کلام الله تعالي و تنزيل او مي‌باشد، و هيچ چيز از سخنان بشر در آن نيست، و اين تمام آن چيزي که نازل شده و بقيه آنچه از قرآن که خداوند تعالي نازل نموده است نزد نگهدار شريعت و امانت‌دار احکام مي‌باشد[5]، و چيزي از آن ضايع نشده اگر چه آنچه که امروز بين دو جلد جمع‌آوري شده در آن جمع‌آوري نکرده بخاطر اسبابي که اقتضا نموده است، از جمله: عدم شناخت بعضي از آن. 
- آنچه در آن شک نموده. 
- آنچه خودش عمداً انجام داده. 
- آنچه عمداً آن را بيرون نموده. 
و بدرستي که امير المؤمنين (عليه السلام) قرآن نازل شده را از اول تا آخرش جمع‌آوري نمود و همانطوري که جمع‌آوري آن واجب بود بر همان طريقه جمع‌آوري کرد پس آيات مکي را بر مدني، و ناسخ را بر منسوخ مقدم نمود، و هر چيز از آن را در جاي خودش قرار داد. و بدين خاطر جعفر بن محمد الصادق مي‌فرمايد: 
قسم بخدا اگر قرآن همانطوري که نازل شد، خوانده شود هر آينه مي‌يافتيد که ما در آن نام برده شده‌ايم همچنانکه نام برده کساني که قبل از ما بودند. 
تا آنجايي که مي‌گويد: مگر اينکه خبر از ائمه ما (عليهم السلام) صحيح مي‌باشد که آنان به خواندن بدون زياده و نقصان آنچه که بين دو جلد (قرآن) مي‌باشد امر نموده‌اند، تا زمانيکه قائم (عليه السلام) قيام کند و همانطور که خدا نازل نموده و امير المومنين (عليه السلام) جمع‌آوري کرده بر مردم بخواند. و ما را نهي کرده‌اند از خواندن آنچه که در روايات آمده از حروفي که اضافه است بر آنچه در مصحف مي‌باشد، زيرا که بصورت تواتر نيامده بلکه بصورت آحاد روايت شده است[6] و چه بسا يک ‌نفر در آنچه که نقل مي‌کند اشتباه کند، و همچنين وقتي که انساني مخالف آنچه در بين دو جلد قرآن مي‌باشد بخواند سبب هلاک نمودن خودش مي‌شود، پس آنان (عليهم السلام) ما را از قراءت قرآن بخلاف آنچه در بين دو جلد مي‌باشد منع نموده‌اند.

---------------------
[1]- مقصودش صحابه رضی الله عنهم می‌باشد. 
[2]- اوائل المقالات ص 48-49 دار الکتاب الاسلامی بیروت. 
[3]- مرجع سابق ص 91. 
[4]- المسائل السرورية ص 78-81. 
[5]- مقصد امام غایب و مهدی موعودشان می‌باشد. (مترجم)
از منشورات – کنفرانس جهانی شیخ مفید، و همچنین این‌ها آیت ‌الله علی فانی اصفهانی در کتابش آرا حول القرآن ص 133 – چاپ دار الهادی – بیروت ذکر نموده است. 
[6]- شیعه‌ها نمی‌توانند متواتر بودن قرآن را ثابت کنند، مگر بطریقه و نقل از اهل سنت، پس تمامی قرآن نزدشان آحاد می باشد. 
7- ابو الحسن عاملي

در مقدمه دوم تفسير: مرآة الانوار و مشکاه الاسرار: ص 36[1] مي‌گويد: 
بدان، آن حقي که هيچ راه گريزي از آن نيست بنا به روايات و اخبار متواتري که خواهد آمد، همانا اين قرآني که اکنون در دست ماست بعد از وفات رسول الله (صلى الله عليه وسلم) در آن دگرگوني و تغييراتي بوجود آمده است، و کساني که آن را جمع‌آوري نمودند بعد از رسول الله، کلمات و آياتي بسياري را ساقط گردانيدند، و همانا آن قرآن که از آنچه ذکر شد محفوظ مصون مي‌باشد، و موافق است با آنچه خداوند نازل کرده است، همان قرآني است که علي (عليه السلام) آن را جمع‌آوري نموده و آن را نگه‌داري کرده تا اينکه به پسرش حسن (عليه السلام) رسيد، و همين طور تا اينکه به قائم (عليه السلام) رسيد، و اکنون نزد وي مي‌باشد. 
و لهذا همچنانکه در حديثي که ذکر خواهيم کرد بطور صريح آمده است، که از آنجايي که در علم کامل خداوند گذشته بود که چنين افعال زشت و شنيعي از اين مفسدين در دين[2] سر خواهد زد و آنان بر هر چيزي که آگهي يابند که در آن زيانشان، و رفعت و زيادی شأن علي (عليه السلام) و ذريه طاهرش ‌باشند کوشش مي‌کنند آن را ساقط کنند يا اينکه تحريف نموده و تغييرش دهند. 
و در مشيت کامل الهي و از الطاف شامل او بود حفظ و نگه‌داري امامت و ولايت، و نگهباني فضايل نبي (صلى الله عليه وسلم) و ائمه بطوري که از ضايع شدن و تحريف محفوظ بماند و براي اهل حق تا زماني که تکليف بر قرار است باقي بماند، و خداوند اکتفا نکردند به آنچه که به طور صريح در کتاب شريفش آمده ست، بلکه بيشتر بيانش را بطور باطن و بر منهج تأويل قرار دادند، و در ضمن آنچه که بيان ظاهر تنزيل بر آن دلالت کند، و بطرف برخي از آن برهان و ادله بطريق تجوز و تعريض اشاره نموده و با رمز و توريه از آن تعبير نموده است، تا اينکه حجتش بر همه خلايق تمام گردد اگر چه که بعد از اسقاط آنچه که صريح برآن دلالت مي‌داد باشد. 
و راستي و صدق اين مقال با ملاحظه نمودن چهار فصل مشتمل بر اين احوال که ذکر مي‌کنيم، واضح و روشن مي‌گردد. 
ابوالحسن عاملي فصل چهارم از مقدمه دوم را براي رد بر کساني که تحريف را انکار مي‌کنند قرار داده و عنوانش است: «بيان خلاصه اقوال علماي ما درباره تغيير قرآن و عدمش. و باطل کردن استدلال کسي که تغي