 است که هر کس را که بخواهد، شفا می دهد و اگر نخواهد، علم درمان را از اطبا و پزشکان پوشیده می دارد. از اینرو از خداوند یگانه می خواهیم و او را به اسمای حسنی و صفات والایش می خوانیم که دلها و قلبهای ما را از هر بدی، شفا ببخشد و ما را با اسلام حفظ نماید؛ او بر این کار تواناست و هیچ کاری جز با یاری او انجام نمی شود.
و صلی الله و سلم و بارک علی عبده و رسوله و خیرته من خلقه و أمینه علی وحیه نبینا و أمامنا محمد بن عبدالله و علی آله و أصحابه و من سار علی نهجه إلی یوم الدین.

--------------------------------------
1.فتح الباري 10/206 و 10/210 و مسلم 4/1721 و ابوداود 4/11.
2.فتح الباري 10/206 و 10/210 و مسلم 4/1721 و ابوداود 4/11.
3.بخاری مع الفتح (10/134) از ابوهریره رضی الله عنه.
4.ن.ک: تفسیر سعدی 3/363  و 4/309  و 6/584 و ن.ک: تفسیر ابن کثیر 2/423  و 3/60 و 4/104 و ن.ک: تفسیر ابوبکر الجزائری 2/286.
5.فی ظلال القرآن 5/3128.
6.تفسیر سعدی 3/206.
7.بخاری 7/22 و 6/150 چاپ ترکیه و مسلم 4/1727.
8.بخاری 7/22 و 6/605 چاپ ترکیه و مسلم 4/1723.
9.زادالمعاد ابن قیم 177.
10.زادالمعاد ابن قیم 177.
11.بخاری مع الفتح 10/139 و مسلم 4/1736.
12.تفسیر ابن کثیر 2/576.
13.بخاری مع الفتح 10/136.
14.تفسیر سعدی 4/218.
15.تفسیر ابن کثیر با اندکی تصرف 3/339.
16.روایت مسلم 4/1728.
17.ابوداود 3/187 و ترمذی 2/410 و احمد 1/239 و ن.ک: صحیح ترمذی 2/210 و صحیح الجامع 5/180.
18.بخاری مع الفتح 20/120 و مسلم 3/1253.
19.بخاری 7/24 چاپ ترکیه و مسلم 4/1721.
20.بخاری مع الفتح (10/134).
21.مسلم 4/1729.
22.ابوداود 4/7.
23.ابوداود 4/3 و ترمذی 4/383 و ابن ماجه؛ ن.ک: صحیح الترمذی 2/201 و صحیح ابن ماجه 2/252.
24.احمد با ترتیب احمد شاکر 5/201 به ش 3578 و ابن ماجه 3438.
25.زاد المعاد فی هدی خیر العباد (4/14).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:89.xml">سئوال و پاسخ:1</a><a class="folder" href="w:html:97.xml">سئوال و پاسخ:2</a><a class="folder" href="w:html:100.xml">سئوال و پاسخ:3</a><a class="folder" href="w:html:103.xml">سئوال و پاسخ:4</a><a class="folder" href="w:html:106.xml">سئوال و پاسخ:5</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:90.txt">سئوال</a><a class="text" href="w:text:91.txt">الف- دست</a><a class="text" href="w:text:92.txt">پاسخ: الف</a><a class="text" href="w:text:93.txt">ب- عين (چشم)</a><a class="text" href="w:text:94.txt">پاسخ: ب</a><a class="text" href="w:text:95.txt">ج- چهره</a><a class="text" href="w:text:96.txt">پاسخ: ج</a></body></html>تمام نامهای خدا، نیکند و همه، بر کمال مطلق و حمد مطلق دلالت می نمایند و از صفات او مشتق می باشند. پس در نامهای خدا، صفت، با اسم بودن منافاتی ندارد و علم بودن نيز با صفت در تضاد نيست و دلالت آن بر سه نوع است:
دلالت مطابقه: وقتی اسم را با همه مدلول آن تفسیر کنیم.
دلالت تضمن: وقتی اسم را بر بعضی از مدلول آن تفسیر کنیم.
دلالت التزام: وقتی با وجود يك اسم، به صفات يا نامهاي ديگري استدلال كنيم كه لازمه ثبوت آن اسم هستند. پس به عنوان مثال (الرحمن) به صورت مطابقه بر رحمت و ذات خداوند دلالت می نماید و به صورت تضمنی بر یکی از آن دو دلالت می نماید؛ چون در ضمن آن داخل است و بر صفاتي مانند: حیات، علم، اراده و قدرت و امثال آن به صورت التزامی دلالت می کند. چراكه رحمت، جز با ثبوت اين صفات، يافت نمي گردد.  قسمت آخر به قوت فکر و تأمل نیاز دارد و اهل علم درباره آن با هم فرق می کنند. راه شناخت آنها، این است که وقتی کلمه و مفهوم آن را به خوبی فهمیدی، پس در آنچه که لازمه این کلمه است، بیندیش. رعایت این قاعده در تمام اصول شرعی به تو فایده می رساند و هر سه دلالت آن، حجت هستند؛ چون معصوم و محکمند[1].

--------------------------------------

1.توضیح الکافیة الشافیة عبدالرحمن بن ناصر سعدی ص 132.الحمدلله و الصلوة و السلام علی رسوله و آله و صحبه و بعد:
صفات و ذات که در قرآن و سنت ذکر شده یا در تمام نصوصی که این صفات در آن آمده اند، یک معنی دارند یا در هر جایی، معنی خاصی دارند؟ منظور از صفاتی که در نصوص ذیل آمده، چیست؟منظور از دست در نصوص ذیل چیست؟
«قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ» (مؤمنون: 88) يعني: «بگو: چه کسی، فرماندهی بزرگ همه چیز را در دست دارد؟».
«قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ» (آل عمران: 73) يعني: «بگو: فضل و بزرگی، در دست خداست».
(یدالله مع الجماعة) [حدیث] يعني: «دست خداوند، همراه جماعت است»؛ و در حدیثی دیگر آمده: «دست خدا بر جماعت است».
در آیه ای آمده است: «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» (فتح: 10) يعني: «دست خدا، بالای دستهای آنان است».
منظوراز «بِأَيْدٍ» در آیه 47 سوره ذاریات چیست؟کلمه ید (دست) در نصوص مذکور در بند (الف) یک معنی دارد و آن، اینکه صفت دست برای خدوند به صورت حقیقی و همانگونه که شایسته اوست، اثبات می گردد؛ بی آنکه دست او، به دست مخلوقات تشبیه داده شود یا معنی آن، تحریف و یا انکار گردد؛ پس همانطور که خداوند، حقیقتا ذاتی دارد که شبیه ذات بندگان، نیست، همچنین صفاتی دارد که به صفات بندگان شبیه نمی باشد. نصوص زیاد دیگری وجود دارد که این نصوص را تأیید می کند و صفت دست را به صورت مفرد و تثنیه و جمع برای خدا ثابت می نماید. لذا باید ایمان داشت که او، دارای چنین صفتی هست، اما کیفیت آن را خدا خودش می داند؛ چون در قرآن و سنت به این موضوع تصریح شده و ائمه سلف نیز بر همین باور بوده اند.
اما کلمه «بِأَيْدٍ» در آیه 47 سوره ذاریات، مصدر فعل (آد یَئِدُ) می باشد و معنی آن، قوت و توانایی است و به صورت باب تفعیل هم گفته می شود: (أیّده تأییداً) یعنی او را تقویت کرد. بنابراین ایدی، جمع ید نمی باشد و به همین خاطر آیه 47 سوره  ذاریات، از آیات صفات نیست که محل اختلاف کسانی که صفات را اثبات می نمایند و کسانی که آن را تأویل می کنند، باشد؛ چراکه در توصیف خداوند به قوت، هیچ اختلافی وجود ندارد.
اما معنی جمله ها در این نصوص با توجه به عبارت و سیاق آن و قرینه هایی که در جمله هاست، فرق می کند؛
«قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ» (مؤمنون: 88) يعني: «بگو: چه کسی فرماندهی بزرگ همه چیز را در دست دارد؟»
این آیه، بر کمال قدرت خداوند دلالت می نماید؛ از این جهت که فرمانروایی هر چیزی در دست اوست و سیاق و سباق کلام نیز بر همین دلالت می کند.
«قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ» (آل عمران: 73) يعني: «بگو: فضل و بزرگی در دست خداست».
این آیه، بر این دلالت می نماید که فضل و نعمت دادن، فقط به خدا بر می گردد.
(یدالله علی الجماعة) یعنی: «دست خدا بر جماعت است»؛ در این حدیث، تشویق مردم به یکپارچگی و وحدت، منظور می باشد و این وعده ای راستین است که خداوند، آنها را مورد عنایت قرار می دهد و یاریشان می کند و آنها را وقتی که بر حق اجتماع کنند، در برابر دیگران کمک می نماید.
«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» (فتح: 10) يعني: «دست خدا، بر بالای دستهای آنهاست».
منظور از آن، تحکیم و استوار نمودن بیعت آنهاست؛ بنابراین بیعت نمودن آنها با پیامبر ص را به منزله بیعت کردن با خدا قرار داد و این، مانع از اثبات دست برای خداوند آنگونه که شایسته اوست، نمی باشد؛ همانطور که می پذیریم که بیعت کنندگان با پیامبر ص دستانی درخور و شایسته خود داشتند[1].

------