ر تو منت نهاده ایم».
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (قصص: 5) یعنی: «ما می خواهیم به ضعیفان و ناتوانان تفضل نماییم و ایشان را پیشوایان و وارثان (حکومت و قدرت) سازیم».
«فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ» (طور: 27) یعنی: «سرانجام خداوند در حق ما لطف و مرحمت فرمود و ما را از عذاب سراپا شعله دوزخ بدور داشت».
«وَلَكِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ» (ابراهیم: 11) یعنی: «ولیکن خداوند، بر هر کس از بندگانش که بخواهد، منت می نهد».
در حقیقت همه اینها را خداوند می دهد و اوست که این نعمتهای بزرگ را به بندگانش می بخشد. پس ستایش او را سزد تا اینکه راضی شود و بعد از رضا و خشنودی اش نیز، او را می ستاییم و در اول و آخر، ستایش او راست.
نوع دوم: اینکه با زبان منت گذاشته شود و این را مردم زشت می دانند؛ از اینرو گفته شده: منت نهادن، عمل انسان را از بین می برد.
خداوند متعال می فرماید: «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَّا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» (حجرات: 17) یعنی: «آنان بر تو منت می گذارند که اسلام آورده اند؛ بگو با اسلام خود بر من منّت مگذارید؛ بلکه خدا بر شما منت می گذارد که شما را به سوی ایمان آوردن رهنمود کرده است، اگر راست و درست هستید».
از اینرو در حقیقت، این خداست که بر آنها منت نهاده است؛ چراکه او، آنان را به اسلام هدایت نموده است[9]، اما آنها، با سخنان زشت منت می گذارند. خداوند متعال، در کتابش منت نهادن را نکوهش کرده و از آن باز داشته است. چنانچه می فرماید: «وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ» (مدثر: 6) یعنی: «بذل و بخشش برای این مکن که افزون طلبی کنی».
ابن کثیر می گوید: یعنی با عمل خود بر خدا منت مگذار که عمل خویش را زیاد بشماری.
خداوند عزّوجلّ می فرماید: «الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنّاً وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ(262) قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ(263) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لاَّ يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ(264)» (بقره: 262و 264) یعنی: «کسانی که دارایی خود را در راه خدا صرف می کنند و بدنبال آن منتی نمی گذارند و آزاری نمی رسانند، پاداششان نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین خواهند شد. گفتار نیک و گذشت، بهتر از بذل و بخششی است که اذیت و آزاری به دنبال داشته باشد و خداوند، بی نیاز و بردبار است. ای کسانی که ایمان آورده اید! بذل و بخششهای خود را با منت و آزار، پوچ و تباه نسازید همانند کسی که دارایی خود را برای نشان دادن به مردم ریاکارانه صرف می کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان ندارد. مَثَل چنین کسی، همچون قطعه سنگ صاف و لغزنده ای است که بر آن (قشری از) خاک باشد (و بذرافشانی شود) و باران شدیدی بر آن ببارد و آن را به صورت سنگی صاف بر جای گذارد؛ از کاری که انجام داده اند، سود و بهره ای بر نمی گیرند و خداوند، گروه کفر پیشه را رهنمود نمی نماید».
پیامبر ص منت نهادن به خاطر دادن چیزی را نکوهش نموده و مورد مذمت قرار داده و فرموده است: (ثلاثة لا یکلمهم الله یوم القیامة و لا ینظر إلیهم و لا یزکیهم و لهم عذاب ألیم) یعنی: «سه نفر هستند که خداوند در روز قیامت با آنها سخن نمی گوید و به سوی آنها نمی نگرد و آنها را پاکیزه نمی گرداند و آنها، عذاب دردناکی دارند». پیامبر ص این را سه بار تکرار فرمود. ابوذر رضی الله عنه گفت: زیانمند و ناکام شدند. آنها چه کسانی هستند ای پیامبر خدا؟ فرمود: (المسبلُ و المنّانُ و المنفق سلعته بالحلف الکاذب)[10] یعنی: «کسی که شلوارش پایین تر از برآمدگی پایش می باشد و کسی که منت می گذارد، و کسی که با سوگند دروغین، کالایش را به فروش می رساند».
این نوع منت، مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته است؛ اما منت به معنای بخشیدن و احسان و جود، پسندیده می باشد.
خلاصه اینکه خداوند، منان (بخشنده) است؛ هیچ چیزی مانند او نیست و او، شنوای بیناست؛ چیزهای بزرگی می بخشد؛ چنانچه زندگی و عقل و گویایی را بخشیده و انسان را به بهترین صورت آفریده و به او نعمتهای فراوان ارزانی داشته و بندگانش را نجات داده و با فرستادن پیامبران و کتابها، به آنها نعمت داده است. همین طور بیرون آوردنشان از تاریکیها به سوی نور، از فضل و احسان اوست و با وجود گناهان زیاد بندگان، به آنها نعمتهای فراوان داده است.
بارخدایا! نعمت ایمان را به ما بده و ما را حفاظت بفرما و هر خیری را به سوی ما بیاور و هر شری را از ما دور نما و در تمام کارها عاقبت و سرانجام ما را نیکو بگردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت، نجات بده؛ ای بزرگوار! ای بخشنده! ای صاحب شکوه و بزرگواری! ای زنده پایدار! ای آفریننده آسمانها و زمین! ای یگانه و یکتایی که فرزند و همتایی ندارد و از کسی متولد نشده است!

--------------------------------------
1.صاحبان سنن چهارگانه، این حدیث را روایت کرده اند و نیز ابن حبان و حاکم و صحیح النسائی آلبانی 1/279 و صحیح ابن ماجه 2/329 و صفة الصلاة، اثر آلبانی ص204.
2.النهایة فی غریب الحدیث ابن اثیر 4/365.
3.بخاری مع الفتح1/558.
4.فتح الباری 1/558.
5.الاسماء و الصفات بیهقی1/120.
6.تفسیر عبدالرحمن سعدی 1/449.
7.تفسیر سعدی 7/142.
8.الاسماء و الصفات بیهقی 1/49.
9.مفردات غریب القرآن اصفهانی 474.
10.مسلم 1-102.ولی به کسی گفته می شود که کاری را به عهده دارد یا انجام می دهد؛ (ولی) یعنی یاور و دوستدار، هم پیمان، فامیل و همسایه، پیرو، آزادکننده و فرمانبردار. گفته می شود: مؤمن، ولیِ خدا یعنی فرمانبردار اوست؛ (ولی)، متضاد عدو (دشمن) می باشد.
خداوند، یاور و سرپرست امور جهان و آفریده هاست. همچنین به سرپرست یتیم، ولی گفته می شود و به امیر، والی می گویند[1].
راغب اصفهانی می گوید: ولاء و تولی، بر نزدیکی زمانی، مکانی، دینی، دوستی و یا بر نزدیک بودن از نظر عقیده، اطلاق می گردد. ولایت، یعنی یاری کردن و سرپرستی نمودن؛ ولی و مولا، در همه این معانی بکار می رود. چنانچه گفته می شود: مؤمن، ولیِ خداست و خدا، ولی و کارساز مؤمنان است[2]. البته ولایت و سرپرستی خداوند با سایر سرپرستیها و دوستیها فرق می نماید. «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ» (شو