يِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» (نساء: 26) يعني: «خداوند، می خواهد برایتان روشن کند و شما را به راه کسانی رهنمود سازد که پیش از شما بوده اند و توبه شما را بپذیرد و خداوند، آگاه و حکیم است».
و می فرماید: «قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ(15) يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(16)» (مائده: 15و 16) يعني: «از سوی خدا نور و کتاب روشنگری نزد شما آمده است؛ خداوند، با آن کسانی را به راههای امن و امان هدایت می کند که جویای خوشنودی او باشند و با مشیت و فرمان خود، آنان را از تاریکیها بیرون می آورد و به سوی نور می برد و ایشان را به راه راست رهنمود می شود».
و می فرماید: «انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ» (مائده: 75) يعني: «بنگر که چگونه آیات را برای آنان روشن و تبیین می کنیم؟ دوباره بنگر که چگونه ایشان بازداشته می شوند!»
«وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» (نور: 18) يعني: «خداوند، آیات را برای شما بیان می دارد و خدا، بس آگاه و حکیم است».
خداوند عزّوجلّ، احکام شرعی را برای مردم بیان می نماید و توضیح می دهد و حکم تقدیری را روشن می سازد. او، به آنچه به صلاح بندگانش می باشد، داناست و در تشریع و تقدیر خویش، باحکمت است[2]. او، دارای حکمت رسا و حجت قوی است.
خداوند عزّوجلّ می فرماید: «كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» (آل عمران: 103) يعني: «خداوند، این چنین برایتان آیات خود را آشکار می سازد شاید که هدایت شوید».
و می فرماید: «وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» (توبه: 115) يعني: «خداوند، هیچ وقت قومی را که هدایت بخشیده است، گمراه نمی سازد مگر زمانی که چیزهایی را که باید از آنها بپرهیزند، روشن و آشکار برای آنان بیان کند؛ بی گمان خداوند، آگاه از هر چیزی است».
خداوند عزّوجلّ، از ذات بزرگوار و حکم عادل خود خبر می دهد که او، هیچ قومی را گمراه نمی سازد مگر بعد از رساندن پیام به آنها تا حجت بر آنان اقامه گردد.

--------------------------------------
1.ن.ک: مفردات القرآن از اصفهانی 68 و61 و اشتقاق الأسماء از زجاجی18.
2.ابن کثیر 3/274.منان، یکی از نامهای نیک خداوند می باشد که پیامبرش ص او را منان نامیده است. انس بن مالک رضی الله عنه می گوید: پیامبر ص از مردی شنید که می گفت: (اللهم إنی أسألک بأن لک الحمد لا إله إلا أنت [وحدک لا شریک لک] المنان یا بدیع السموات و الأرض یا ذا الجلال و الإکرام یا حی یا قیوم إنی أسألک الجنة و أعوذ بک من النار) یعنی: «تو را می خوانم به اینکه ستایش تو راست؛ هیچ معبودی برحقی جز تو نیست (یگانه هستی و شریکی نداری) ای منان! ای آفریننده آسمانها و زمین! ای صاحب شکوه و بزرگی! ای زنده پایدار! من، از تو بهشت را می خواهم و از آتش جهنم به تو پناه می برم». رسول خدا ص فرمود: «او، خدا را با بزرگترین نامش خواند؛ اسمی که هرگاه خدا با آن خوانده شود، می بخشد و هرگاه با آن به درگاه او دعا شود، اجابت می کند»[1].
ابن اثیر در النهایة فی غریب الحدیث می گوید: (المنان) یعنی نعمت دهنده بخشنده و این، برگرفته از کلمه (منّ) است نه از (منّة) و می گوید: منان، این مفهوم را در بردارد که به کسی نیکی شود و در عین حال از او مزد و پاداشی طلب نگردد. منان، صیغه مبالغه است؛ مانند وهّاب[2].
در حدیثی که امام بخاری روایت نموده، آمده است که پیامبر ص فرمود: (إنه لیس من الناس أحدٌ أمنَّ علیَّ فی نفسه و ماله من أبی بکر بن أبی قحافة و لو کنت متخذاً من الناس خلیلاً لاتخذت أبابکر خلیلاً و لکن خلة الإسلام أفضل)[3] یعنی: «هیچکس از ابوبکر بن ابی قحافه، به من احسان بیشتری نکرده است و اگر من، کسی را به دوستی می گرفتم، ابوبکر را به عنوان دوست خاص خویش برمی گزیدم؛ ولی دوستی اسلام، برتر و بهتر است».
یعنی ابوبکر رضی الله عنه بیشتر از همه مردم، جان و مالش را به ما بخشیده است[4].
خداوند عزّوجلّ، منان است و منان یعنی کسی که بخششهای او بزرگ و فراوان می باشد. او به ما زندگی و عقل و گویایی بخشیده و به ما بهترین صورت و نعمت فراوان و بخشش زیاد ارزانی کرده است.[5] چنانچه می فرماید: «وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» (ابراهیم: 34) «واگر بخواهید نعمتهای خدا را بشمارید، نمی توانید آنها را شمارش کنید؛ واقعا انسان، ستمگر و ناسپاس است».
بزرگترین و اساسی ترین نعمتی که خداوند عزّوجلّ، به بندگان بخشیده، رسول اكرم ص است که آنها را از گمراهی نجات داد و بدین سان بوسیله او، از هلاکت و ضلالت مصون ماندند.[6] الله جلّ جلاله می فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ» (آل عمران: 164) یقیناً خداوند، بر مؤمنان تفضل کرد بدانگاه که در میانشان پیغمبری از جنس خودشان برانگیخت. (پیغمبری که) بر آنان آیات او را می خواند و ایشان را پاکیزه می داشت و بدیشان کتاب و فرزانگی می آموخت و آنان پیش از آن در گمراهی آشکار بودند».
تنها الله جلّ جلاله است که به بندگانش آفرینش و روزی و سلامتی و امنیت بخشیده و نعمتهای ظاهری و باطنی خود را به سوی آنها سرازیر نموده است. بزرگترین و کاملترین و سودمندترین نعمتها، هدایت شدن به اسلام و ایمان است که از تمام چیزها، برتر می باشد و اساس همه نعمتهاست[7].
و «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ»، یعنی خداوند بر مؤمنان تفضل نمود.[8] و منة یعنی نعمت بزرگ. اصفهانی می گوید: منت، یعنی: نعمت بزرگ و آن بر دو نوع است:
نوع اول اینکه نعمت دادن از طریق انجام دادن کاری باشد؛ پس گفته می شود (منّ فلان علی فلان) یعنی: بار  نعمت را بر او گذاشت. چنانچه خداوند متعال می فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ» (آل عمران: 164) يعني: «یقیناً خداوند، بر مؤمنان منت نهاد».
«كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً» (نساء: 94) يعني: «شما پیش از این، چنین بودید، ولی خداوند بر شما منت نهاد؛ پس تحقیق کنید. همانا خداوند، از آنچه می کنید، باخبر است».
و می فرماید: «وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ» (صافات: 114) يعني: «و بر موسی و هارون منت نهادیم».
«وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَى» (طه: 37) یعنی: «ما (پیش از این) مرتبه دیگری ب