ی است. این تقدیم در پهنه دین و شریعت نیز صورت گرفته است؛ همانطور که پیامبران را بر سایر مردم برتری داده و سپس بعضی از پیامبران را بر برخی دیگر فضیلت و برتری بخشيده است و برخی از بندگان را از برخی دیگر برتر نموده و آنها را در علم و ایمان و عمل و اخلاق و سایر صفات بر دیگران برتری داده است.
برخی از بندگان را در این موارد، پایین تر از دیگران قرار داده و همه اینها، طبق حکمت اوست. این دو صفت و صفات مشابه اینها، از صفتهای ذاتی خداوند می باشند؛ چون قایم به خدا هستند و خداوند، به اینها متصف است. صفات فعلی مشابه اینها نیز، همین گونه می باشند؛ چون تقدیم و تأخیر به وجود مخلوقات و کارها و مفاهیم و صفات آنان وابسته اند و از اراده و قدرت خداوند نشأت می گیرند و این، تقسیم درست صفات خداوند است و صفات ذات، متعلق به ذات او می باشند و صفات فعلی، اوصاف ذات او هستند و به گفته ها و کارهای برآمده از آن، متعلق و مرتبط می باشند[2].
خداوند متعال می فرماید: «وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ» (انعام: 17) يعني: «اگر خداوند زیانی به تو برساند، هیچکس جز او نمی تواند آن را برطرف سازد و اگر خیری به تو برساند، (هیچکس نمی تواند از آن جلوگیری کند) چراکه او، بر هر چیزی تواناست».
و می فرماید: «قُلْ فَمَن يَمْلِكُ لَكُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرّاً أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعاً بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً» (فتح: 11) يعني: «بگو: چه کسی می تواند کمترین کمکی در برابر خدا به شما بکند اگر بخواهد به شما زیانی یا سودی برساند؛ بلکه خدا، آگاه از هر آن چیزی است که انجام می دهید».
صفات زیان دادن و سود دادن، از آن صفاتی هستند که باید با هم ذکر شوند؛ پس خداوند، هرکس از بندگانش را که بخواهد، از منافع دینی و دنیوی بهره مند می نماید و به هر کس که اسباب زیان را فراهم نماید، زیان می رساند و همه اینها، پیرو حکمت خدا و سنتهای او در جهان هستی و اسبابی هستند که خداوند، آنها را وسیله هایی برای رسیدن به خواسته ها قرار داده است. خداوند، برای مردم، در جهان، اهداف و امور پسندیده ای در دین و دنیا مقرر نموده و برای آن، راهها و اسبابی آفریده و به بندگانش دستور داده است تا این راهها را در پیش بگیرند. خدای متعال، آن را برای بندگانش، بسیار آسان نموده است؛ پس هرکس، این راهها را در پیش بگیرد، او را به مقصود می رساند و هرکس، این راهها را ترک نماید و یا بخشی از آن را رها کند یا آن را بطور کامل در پیش نگیرد، کمال مطلوب را از دست خواهد داد و آنگاه باید فقط خودش را مورد ملامت و سرزنش قرار دهد و دلیلی علیه خداوند ندارد. زیرا خدا، به او شنوایی و بینایی و دل و توان و قدرت بخشیده و راه خیر و شر را به صورت واضح، به او نشان داده و اسباب و شرایط را برای او بیان کرده و او را از هیچ راهی که به خیر دینی یا دنیوی می انجامد، باز نداشته است؛ لذا اگر بنده اي، این کارها را انجام ندهد و تخلف بورزد، خودش سزاوار سرزنش می باشد و بدین خاطر خودش باید مورد نکوهش قرار بگیرد.
گفتنی است: تمام صفات افعال، به سه صفت (قدرت کامل، مشیت نافذ و حکمت فراگیر و کامل) متعلق می باشند و آثار و مقتضیات آن، همه آن چیزهایی است که در جهان هستی پدید می آید؛ از قبیل: تقدیم و تأخیر، سود و زیان، بخشیدن و محروم کردن، پایین آوردن و بالا بردن. در این میان، محسوس و معقول آن و دینی و دنیوی آن، فرقی با هم ندارند. منظور از اینکه اینها، صفات افعال هستند، همین است نه «آنگونه که اهل کلام گمان برده اند[3].

--------------------------------------
1.مسلم 1/535.
2.الحق الواضح المبین ص100.
3.توضیح الکافیة عبدالرحمن بن ناصر السعدی ص 131- 132.مبین، اسم فاعل از (ابان یبین)، است؛ یعنی آشکار و بیان نمود؛ خواه گفته ای باشد یا کاری. بینه، یعنی دلالت واضح و روشن؛ خواه این دلالت، عقلی باشد و خواه حسی. بیان یعنی پرده برداشتن و آشکار نمودن چیزی... از این جهت به سخن، بیان گفته می شود که مقصود را آشکار می سازد؛ مانند اینکه خداوند متعال، می فرماید: «هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ» (آل عمران: 138) يعني: «این، بیان (روشنگری) است برای مردم».
پس خداوند عزّوجلّ، برای بندگانش راه هدایت را نشان داده و اعمالی را که به خاطر انجام دادن آن سزاوار پاداش می شوند و اعمالی را که مستحق کیفر و عذاب می گردند، به روشنی بیان نموده است.
همچنین برای بندگان بیان نموده که چه کارهایی بکنند و چه کارهایی نکنند. گفته می شود: (ابان الرجل فی کلامه و منطقه). يعني: «مرد در سخن گفتن، آشکار و روشن سخن گفت». و (بان الکلام) یعنی: «سخن، آشکار گشت»[1].
خداوند عزّوجلّ، خودش را مبین نامیده و فرموده است: «يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ» (نور: 25) يعني: «در آن روز خداوند، جزای واقعی آنان را بی کم و کاست، بدیشان می دهد و آگاه می گردند که خداوند، حق آشکار است».
خداست که برای بندگانش راههای هدایت را روشن نموده و راههای گمراهی را برایشان آشکار کرده و آنها را از راههای ضلالت، برحذر داشته است و بدین خاطر پیامبران و کتابها را فرستاده تا راه هدایت و گمراهی را برای بندگان بیان کنند. خداوند متعال، می فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ» (بقره: 159) يعني: «بی گمان کسانی که پنهان می دارند آنچه را که از دلایل روشن و هدایت فرو فرستاده ایم بعد از آنکه آن را برای مردم در کتاب، بیان و روشن نموده ایم، خدا و نفرین کنندگان، ایشان را نفرین می کنند».
این، وعید سختی است برای کسانی که نشانه های روشن پیامبران را پنهان می کنند؛ نشانه های روشنی که خداوند، در کتابها بر پیامبران نازل فرموده تا اهداف و مقاصد درست را نمایان کنند و هدایتی را نشان دهند که برای قلبها مفید است.
خداوند عزّوجلّ می فرماید: «وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (بقره: 118) يعني: «آنان که نمی دانند، می گویند: چه می شود اگر خدا با ما سخن گوید و یا اینکه معجزه ای برای ما بیاید؟ کسانی که قبل از آنان نیز بودند، همین سخنان ایشان را می گفتند؛ دلهایشان، شبيه هم است. ما، آیه ها را برای حقیقت جویان آشکار و بیان کرده ایم».
«كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ» (بقر: 266) يعني: «این چنین خداوند، آیات خود را برایتان بیان و آشکار می سازد، شاید بیندیشید».
«يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَ