 می فرماید: «وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (بقره: 245) يعني: «و خداوند، (روزی بندگان را) محدود و گسترده می سازد و به سوی او بازگردانده می شوید».
پیامبر ص فرموده است: (إن الله هو المسعِّر القابض الباسط الرازق...)[1] یعنی: «خداوند، قیمت گذار، بازگیرنده، کم کننده، گشایشگر و روزی دهنده و... است».
همچنین فرموده است: (من یرد الله به خیراً یفقهه فی الدین و الله المعطی و أنا القاسم)[2] یعنی: «هرکس که خداوند، به او اراده خیر داشته باشد، او را در دین آگاه و فقیه می گرداند و خداوند، بخشنده است و من، تقسیم کننده می باشم».
همچنین فرموده است: (إن الله عزّوجلّ لا ینام و لا ینبغی له أن ینام یخفض القسط و یرفعه یُرفَع إلیه عمل اللیل قبل عمل النهار و عمل النهار قبل عمل اللیل...)[3] یعنی: «خداوند عزّوجلّ، نمی خوابد و برای او شایسته نیست که بخوابد؛ ترازو را سبک و سنگین می کند؛ عمل شب، قبل از روز به سوی او بالا می رود و عمل روز، قبل از شب به سوی او بالا می رود...».
خداوند متعال، می فرماید: «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (آل عمران: 26) يعني: «بگو: پروردگارا! ای مالک الملک! تو هر آنکس را که بخواهی، حکومت و دارایی می بخشی و از هر که بخواهی، حکومت و دارایی را بازپس می گیری و هر کس را که بخواهی، عزت و قدرت می دهی و هر کس را که بخواهی ، خوار می داری؛ خوبی، در دست توست و بی گمان تو، بر هر چیزی توانایی».
پیامبر ص فرموده است: (إن الله یرفع بهذا الکتاب أقواما و یضع به آخرین)[4] یعنی: «خداوند، بوسیله این کتاب، گروههایی را بالا می برد و گروههای دیگری را پایین می آورد».
پیامبر ص پس از پایان نماز، چهره اش را به سوی مردم برمی گرداند و می گفت: (لااله الا الله وحده لاشریک له، له الملک و له الحمد و هو علی کل شئ قدیر. اللهم لامانع لما أعطیت و لامعطی لما منعت و لاینفع ذا الجد منک الجد)[5] يعني: «هیچ معبود بحقي جز الله نیست؛ یگانه است و شریکی ندارد. فرمانروایی، از آنِ اوست و ستایش، او را سزاست و او، بر هر چیزی تواناست. بارخدایا! آنچه تو بدهی، هیچکس نمی تواند مانع آن گردد و آنچه تو باز داری و ندهی، هیچ دهنده و بخشنده ای برای آن نیست؛ توانگر را ثروتش، از عذاب تو نجات نمی دهد (و تمامی شکوه و) ثروت، از آنِ توست».
اینها، صفات بزرگی از اسمهای متقابل هستند؛ از اینرو شایسته نیست خداوند تنها با یکی از آنها ستایش شود؛ بلکه هر یک از این صفات را باید همراه دیگری ذکر نمود و خداوند را با آن ستود؛ زیرا کمال مطلق در اجتماع و توأم بودن دو صفت است؛ پس او، بازگیرنده و کم کننده روزیها و گیرنده ارواح و جانهاست؛ او، گشاینده و فراوان کننده روزی و رحمت می باشد و دلها را می گشاید. خداوند، کسانی را که علم و ایمان دارند، بالا می برد و دشمنانش را پست و خوار می گرداند، فرمانبرداران را عزت می دهد و این، عزتی حقیقی است. زیرا فرمانبردار، نزد خداوند عزیز است؛ گرچه فقیر و بی یاور باشد. خداوند عزّوجلّ، دشمنان خود و انسانهای نافرمان را در دنیا و آخرت، خوار و ذلیل می گرداند. پس انسان گنهکار، هرچند با مظاهر عزت، عرض اندام کند، اما دلش آکنده از ذلت و خواری است؛ گرچه او، این ذلت را به خاطر فرو رفتن در شهوتها احساس نکند. پس عزت کامل و واقعی، در اطاعت خداوند است و ذلت، در نافرمانی و معصیت او می باشد: «وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ» (حج: 18) يعني: «و هر کس که خداوند، خوارش کند، هیچکس نمی تواند او را گرامی بدارد».
«مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً» (فاطر: 10) يعني: «هرکس، عزت و قدرت می خواهد، (آن را از خدا بخواهد؛ چراکه) هرچه عزت و قدرت است، از آنِ خداست».
«وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» (منافقون: 8) يعني: «عزت، از آنِ خدا و رسول خدا و مؤمنان است».
خداوند، بازدارنده و بخشنده است؛ پس هر آنچه او، از دادنش، باز بدارد، کسی، نمی تواند، آن را بدهد و هر آنچه او ببخشد، هیچکس نمی تواند آن را باز بدارد. همه این کارها، تابع و پیرو عدالت و حکمت او می باشند. پس او در پایین آوردن هر کسی که پایین می آورد و خوار و محرومش می گرداند، دارای حکمت است و هیچکس، دلیلی علیه خدا ندارد؛ همانطور که هر کس را که بلند می گرداند و به او نعمت می دهد و دروازه خوبیها را به رویش می گشاید، همه از فضل و کرم خداوند است. لذا بنده باید به حکمت خدا اعتراف نماید و به فضل و سپاس خداوند، با زبان و دل و اعضای بدن، اقرار کند و شکر خدا را به جا بیاورد. خداوند عزّوجلّ، در تمام این کارها، یگانه و یکتاست و همه، به خواست و تقدیر او انجام می شوند. خدای متعال، برای بلند نمودن، عطا و بخشش و همچنین برای گرامیداشت بندگان، اسبابی قرار داده است؛ چنانکه خواری و ذلت نیز اسبابی دارد. هر کس، برای بدست آوردن این اسباب بکوشد، نتیجه آن را خواهد دید. در این میان هر کس، توفیق چیزی را می یابد که برای آن آفریده شده است؛ از اینرو سعادتمندان، به انجام کارهای اهل سعادت، توفیق می یابند و برای اهل شقاوت، انجام کارهای شقاوتمندان، سهل و فراهم می گردد. این امر، چنین ایجاب می کند که بنده، خدا را یکی بداند و در به دست آوردن آنچه دوست دارد، بر پروردگارش توکل نماید و در انجام کارهای مفيد، بکوشد[6].

--------------------------------------
1.ابن ماجه 2/741 و ترمذی 3/596 و ابوداود 3/272 و احمد 38/156و 286 و دارمی 2/165 و ن.ک صحیح الترمذی 2/32 و صحیح ابن ماجه2/15.
2.بخاری مع الفتح 6/217 و 13/293.
3.روايت مسلم( 1/161).
4.بخاری مع الفتح 1/255 و مسلم 1/414.
5.بخاری مع الفتح 2/507 و مسلم 612.
6.الحق الواضح المبین ص 89-90.آخرین چیزی که پیامبر ص میان تشهد و سلام می گفت، این بود: (اللهم اغفر لی ما قدمت و ما أخّرت و ما أسررت و ما أعلنت و ما أسرفت و ما أنت أعلم به منی. أنت المقدِّم و أنت المؤخِّر لا إله إلا أنت)[1] یعنی: «بارخدایا! گناهان گذشته و آینده مرا بیامرز؛ الهی! گناهان پنهان و آشکار مرا ببخش و زیاده رویهای مرا و آنچه را که تو از من بهتر می دانی، بیامرز؛ تو، مقدم کننده و مؤخرکننده هستی؛ هیچ معبود برحقي جز تو نیست».
مقدم و مؤخر از نامهایی هستند که باید هر دو با هم ذکر شوند و جدا از هم و به تنهایی، بر خداوند اطلاق نمی گردد؛ زیرا کمال، در این است که هر دو با هم ذکر شوند. لذا خداوند عزّوجلّ، هر کس را که بخواهد، جلوتر و برتر می گرداند و هر کس را که بخواهد، طبق حکمت خویش، عقب تر و فروتر قرار می دهد.
این تقديم و تأخیر، در جهان هستی بدینگونه است که خداوند، برخی آفریده ها را بر بعضی دیگر جلو و مقدم قرار داده و بعضی را از برخی، مؤخر و عقب تر گردانیده است. مانند اینکه اسباب و شرایط را بر نتایج و پیامدهای آنها، مقدم داشته است. تقدیم و تأخیر در آفرینش و تقدیر، دریای بیکران