س هر کس با پیروی از سنتها و قوانین الهی در جهان هستی و با پیروی از رسول خدا ص کارها را با نرمی و متانت انجام دهد، می توان درباره اش گفت که در کارها، حوصله و تأنی نموده است. زیرا نرمی و متانت، رهنمود و راه پیامبر ص است و کارها، با حوله و نرمی، آسان می گردند. بویژه کسی که به امر و نهی و راهنمایی مردم می پردازد، باید نرمی و مهربانی را پیشه نماید. همچنین اگر کسی، با سخنان زشت مردم، مورد اذیت و آزار قرار بگیرد و او، زبانش را از ناسزاگویی به آنها کنترل کند و از خودش با نرمی و مهربانی دفاع نماید، بدين صورت بهتر می تواند اذیت و آزار آنها را دور کند؛ اما اگر در مقابل اذیت و ناسزاگویی آنها، او نیز به ناسزاگویی و انجام واکنش در برابر کارهای آنان بپردازد، کمتر موفق می شود.
البته در صورتی که نرمی و مهربانی در پیش بگیرد، به راحتی، آرامش، بردباری و خردمندی دست می یابد[2].
الله جلّ جلاله، به فریاد بندگانش می رسد و باران را سرازیر می کند، آنگاه که از او کمک بخواهند و طلب باران کنند. از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که مردی روز جمعه وارد مسجد شد. پیامبر ص در حال ایراد خطبه بود. آن مرد گفت: ای پیامبر خدا! مالها هلاک شدند و راهها، قطع شدند؛ از خداوند بخواه و دعا کن که به ما باران بدهد. پیامبر ص دستانش را بلند کرد و گفت: «بارخدایا! به ما باران بده. بارخدایا! به ما باران بده؛ بارخدایا! به ما باران بده[3].
پس خداوند، در سختیها به فریاد بندگانش می رسد و او، تمام مخلوقات را هنگامی که به سختی و گرفتاری دچار می شوند، یاری می نماید؛ گرسنگان را غذا و برهنگان را لباس می دهد؛ افراد گرفتار را رهایی می بخشد و هنگام ضرورت و نیاز، باران را بر آنها فرو می فرستد؛ دعای کسی را که هنگام سختی و درماندگی، او را فرا می خواند، اجابت می کند؛ پس هر کس، از او کمک بجوید، به فریادش می رسد. در کتاب و سنت موارد زیادی ذکر شده که خداوند، سختیها را دور نموده و مشکلات را برای بندگان آسان کرده است[4].

--------------------------------------
1.مسلم 4/2004.
2.الحق الواضح المبین ص 63.
3.الحق الواضح المبین ص 63.
4.الحق الواضح المبین ص 63.این اسم، برگرفته از گفته پیامبر ص است که فرمود: (إن الله حیی یستحیی من عبده إذا مد یدیه إلیه أن یردهما صفراً)[1] یعنی: «خداوند، دارای شرم است و هنگامی که بنده، دستانش را به سوی او دراز می نماید، خداوند از اینکه دستهای او را خالی برگرداند، شرم می کند». و فرمود: (إن الله عزّوجلّ حلیم حییٌ ستِّیرٌ یحب الحیاء و الستر فإذا اغتسل أحدکم فلیستتر)[2] یعنی: «خداوند، حلیم و حیی و پوشاننده عیبهاست و حیا و ستر و پوشش را دوست دارد. از اینرو هريك از شما باید هنگام غسل، در پشت پرده و پوشش قرار بگیرد».
این، از رحمت، کرم، کمال و بردباری الله جلّ جلاله است که بنده، آشکارا در برابر او گناه می کند، اما الله جلّ جلاله، با کمال بی نیازیش، از رسوا کردن بنده و گرفتار نمودن او به عذاب، شرم می نمايد. این، در حالی است که بنده، شدیداً نیازمند خداست؛ بویژه که بنده فقط با استفاده از اسبابی می تواند گناه کند که خداوند، آنها را به عنوان نعمت به او داده است؛ بدین صورت که بنده، با استفاده از نعمتهای الهی، قوت می گیرد و به جای اطاعت، نافرمانی می کند. با این حال، خداوند متعال، عیب بنده اش را می پوشاند و او را رسوا نمی کند؛ بلکه او را می بخشد. بدین سان خداوند، با دادن نعمت، به بندگان، محبت می نماید، اما آنها، با انجام گناهان، او را ناخشنود می نمایند. خیر و نعمت خدا، در تمام لحظات به سوی آنها سرازیر است؛ اما بدی آنها به سوی خداوند بالا می رود و آنها همواره از خداوند بزرگ نافرمانی می کنند.
خداوند عزّوجلّ از کسی که جوانیش را در اسلام پیر نموده، شرم می کند که عذابش بدهد و از کسی که دستهایش را به سوی او بلند می نماید، شرم می نماید که دستانش را خالی برگرداند. خداوند عزّوجلّ، بندگانش را به دعا و نیایش فرا می خواند و به آنها وعده اجابت می دهد. او، دارای شرم و پوشاننده عیب است؛ بنابراین اهل شرم و آزرم و نيز عیب پوشان را دوست می دارد. لذا هرکس، عیب مسلمانی را بپوشاند، خداوند در دنیا و آخرت عیب او را می پوشاند. خداوند، دوست ندارد که بنده اش، گناهی را که مرتکب شده برملا نماید؛ بلکه بنده، باید به پیشگاه خدا توبه نماید و گناهی را که انجام داده، برای مردم فاش نکند. بدترین فرد نزد خدا، کسی است که شب را در حال ارتکاب گناه سپری نموده و خداوند، راز و عیب او را پوشانده است؛ اما صبح که می شود، خودش، پرده و پوشش الهی را از خود کنار می زند و گناهش را برای مردم تعریف می کند.
خداوند متعال می فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ» (نور: 19) يعني: «بی گمان کسانی که دوست دارند گناهان بزرگ در میان مؤمنان پخش گردد، ایشان در دنیا و آخرت شکنجه و عذاب دردناکی دارند».
اینها همه برگرفته از معانی و مفاهیم حلیم (بردبار) است. بردباری خداوند، کافران و فاسقان و گناهکاران را در برگرفته و نگذاشته است که عقوبت و کیفرش، زود و فوری، ستمگران را فرا بگیرد؛ لذا خداوند، به آنها مهلت می دهد تا توبه کنند، اما آنها که بر گناه پافشاری می نمایند و به سرکشی خود ادامه می دهند و به سوی او باز نمی گردند، بدانند که خداوند آنها را فراموش نکرده است؛ بلکه به آنها مهلت می دهد تا بلکه توبه کنند و در غیر این صورت آنان را به عذابی دردناک گرفتار می سازد[3].

--------------------------------------
1.ابوداود 2/78 و ترمذی 5/556 و ابن ماجه؛ ن ک: صحیح ابن ماجه 2/331 و صحیح ترمذی 3/179.
2.ابوداود 4/40 و نسائی 1/200 و بیهقی 1/198 و احمد 4/224 و هر حدیث صحیح ارواء الغلیل 7/367 و صحیح نسائی 1/87.
3.الحق الواضح المبین ص 54- 55 با اندکی تصرف.این اسم، شامل همه صفات کمال و عظمت است و همه اسمای حسنی، در این اسم داخل هستند. بنابراین قول صحیح، این است که اصل کلمه (الله)، إله است و اسم (الله) همه اسمای حسنی و صفات والای الهی را در بردارد[1].
خداوند متعال می فرماید: «إِنَّمَا اللّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً» (نساء: 171) يعني: «خدا، یکی بیش نیست که الله است و حاشا که فرزندی داشته باشد و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین وجود دارد، از آن اوست و کافی است خدا مدبّر باشد».

--------------------------------------
1.مرجع پیشین ص104.ابن قیم رحمه الله می گوید: صفات الهي چند نوع هستند:
اول: آنچه به خود ذات برمی گردد؛ مانند اینکه بگویی: ذات، موجود و شیء.
دوم: آنچه به صفات معنوی برمی گردد؛ مانند علیم (دانا)، قدیر (توانا) و سمیع (شنوا).
سوم: آنچه به افعالش برمی گردد؛ مانند خالق (آفریننده) و رزاق (روزی دهنده).
چهارم:آنچه به تنزیه و تقدیس محض بر می گردد و دارا بودن آن، ثبوت و وجود را در بر دارد. زیرا در عدم محض، کمالی وجود ندارد. م