ن بهره مند شوند و به جمال و زیبایی خویش بیفزایند. دلهای اینها، همواره به شوق دیدار پروردگارشان می تپد و با دیدن پروردگارشان، از شادی در پوست خود نمی گنجند. همچنین نامهای او، زیباست؛ آری، همه نامهای الله جلّ جلاله زیبا هستند و بطور مطلق بهترین و زیباترین نامها می باشند. خداوند متعال می فرماید: «وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا» (اعراف: 180) يعني: «خدا داراي زيباترين نامهاست؛ او را به آن نامها بخوانيد».
خدای متعال، می فرماید: «هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيّاً» (مریم: 65) پس همه این نامها، بر نهایت ستودگی و بزرگواری و کمال دلالت می نمایند.
خداوند، چنان نامی ندارد که در آن کمال نباشد. همچنین صفات او، زیباست و همه صفاتش، صفات کمال و ستایش هستند و گسترده و وسیع می باشند. بویژه صفات رحمت و احسان و بزرگواری و بخشش.
همچنین کارهايش همه زیبا هستند؛ چون همه کارهایش نیکی و احسان می باشند که بر آنها سپاس و ستایش می شود و یا کارهای او عدل است که به خاطر مطابقت با حکمت، بر آن ستوده می گردد. پس در کارهای او بیهودگی و بی خردی و ستم وجود ندارد و تمام کارهای او، خیر و هدایت و رحمت و عدالت می باشند.
«إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (هود: 56) يعني: «همانا پروردگارم بر صراط مستقیم (و راه عدالت و احسان) است».
کمال او، بقدری است که هیچکس، توان ستایش او را به اندازه کمالش ندارد و از اینرو همه کارهای او، کامل هستند؛ بنابراین احکام و فرامین او، بهترین فرمانها و دستورات می باشند و خلقت و آفرینش او، بهترین خلقت و آفرینش است.
«صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ» (نمل: 88) يعني: «این، ساخته خدایی است که همه چیز را محکم و استوار آفریده است».
خداوند متعال، همه چیز را زیبا آفریده است. «الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ» (سجده: 7) يعني: «آن ذاتی که هر چه را آفرید، نیکو آفرید».
«وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده: 50) يعني: «چه کسی برای افراد معتقد و اهل یقین، بهتر از خدا حکم می کند؟»
جهان هستی، انواع زیباییها را در بردارد و زیبایی آن، از سوی خداوند می باشد؛ اوست که زیبایی را به جهان بخشیده است. لذا کسی که زیبایی می بخشد، به زیبا بودن سزاوارتر است. پس همه زیباییهای ظاهری و باطنی دنیا و آخرت از سوی خداست؛ بخصوص زیبایی بیش از حدی که خداوند به مردان و زنان بهشتی می دهد. چنانکه اگر دست یکی از حورهای بهشتی، در دنیا آشکار شود، نور خورشید کم فروغ می گردد؛ همانطور که با طلوع خورشید نور ستارگان محو می شود. آیا خداوندی که این زیبایی را به آنها بخشیده، به زیبایی سزاوارتر نیست؟ قطعاً زیبایی او، با زیبایی مخلوقات فرق می کند؛ زیرا هیچ چیز مانند او نیست. این، دلیل مسلّم و روشنی بر اینکه «وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ» (نحل: 60) يعني: «و خدا، دارای صفات عالیه و برتر است».
لذا باید دانست که خداوند عزّوجلّ، به داشتن کمال و صفت كمالي که به مخلوقات بخشیده، سزاوارتر است؛ اما بدیهی است که کمال و صفات او، با کمال و صفات مخلوقات، قابل مقایسه نیستند و مشابهتی با همدیگر ندارند. همانطور که ذات مخلوقات با ذات خداوند تشابهی ندارد. پس کسی که به بندگان شنوایی و بینایی و حیات و علم و قدرت و زیبایی بخشیده، از آنها به دارا بودن این صفات سزاوارتر است. چگونه کسی می تواند زیبایی خدا را تعبیر نماید در حالی که آگاهترین انسان یعنی رسول خدا ص در نیایش با خدا، می گوید: (لا أحصی ثناء علیک أنت کما أثنیت علی نفسک)[2] یعنی: «نمی توانم ستایش تو را بطور کامل بگویم؛ تو، همانگونه هستی که خودت، خود را ستوده ای».
رسول خدا ص فرموده است: (حجابه النور لو کشفه لأحرقت سُبُحات وجهه ما انتهی إلیه بصره من خلقه)[3] یعنی: «حجاب او، نور است؛ اگر آن را دور نماید، انوار چهره اش تا آنجا که بینایی اوست، آفریده هایش را می سوزاند».
پس پاک و منزه است خداوند از آنچه ستمگران می گویند، آنها که کمال او را نفی می کنند. همین خواری و گناه برای آنها کافی است که از رسیدن به شناخت الله جلّ جلاله و لذت بردن از محبت او محروم شده اند[4].
در حدیث صحیح آمده است: (لا أحد أصبر علی أذی سمعه من الله، یجعلون له الولد و هو یعافیهم و یرزقهم)[5] یعنی: «هیچکس در برابر شنیدن ناسزا، از خداوند بردبارتر نیست؛ برای او فرزند قرار می دهند، اما او، آنها را عفو می کند و به آنان روزی می دهد».
رسول خدا ص فرموده است: «خداوند متعال می فرماید: (کذّبنی ابن آدم و لم یکن له ذلک و شتمنی ابن آدم و لم یکن له ذلک فأما تکذیبه إیّای فقوله: لن یعیدنی کما بدأنی و لیس أول الخلق بأهون علیّ من إعادته و أما شتمه إیّای فقوله: إنّ لی ولداً و أنا الأحد الصمد الذی لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد)[6] یعنی: «فرزند آدم، مرا تکذیب کرد؛ حال آنكه نباید چنین می کرد. و به من ناسزا گفت که نباید می گفت؛ تکذیب من از سوی او، اینگونه بود که گفت: خداوند، مرا دوباره زنده نخواهد کرد و حال آنکه آفرینش نخستین از آفرینش دوباره، برای من آسانتر نیست. و ناسزا گفتنش به من، این بود که گفت: مرا فرزندی هست و حال آنکه من، یگانه بی نیاز هستم و فرزندی ندارم و از کسی زاده نشده ام و هیچکس، همتای من نیست».
خداوند عزّوجلّ، هم به بندگان فرمانبردارش و هم به گناهکارانی که شب و روز با او مخالفت می کنند و او و پیامبرانش را تکذیب می نمایند و برای نابودی دین او می کوشند، روزی می دهد و در برابر آنچه می گویند و انجام می دهند، بردباری می ورزد. آنها،پیاپی بدی می کنند و خداوند، پیاپی به آنها نعمت می دهد. بردباری الله جلّ جلاله، کاملتین بردباری است؛ چون بردباری او، از کمال قدرت و کمال توانگری و بی نیازی از مخلوق و از کمال رحمت و احسان است. پس بابرکت است پروردگار مهربان، همان ذاتی که هیچ چیزی همانند او نیست؛ ذاتی که بردباران را دوست دارد و آنها را در تمام کارهایشان یاری می کند[7].

--------------------------------------
1.روايت مسلم 1/93.
2.مسلم 1/352.
3.روايت مسلم( 1/161).
4.توضیح الحق المبین فی شرح توحید الأنبیاء و المرسلین عن الکافیة الشافیة عبدالرحمن بن ناصر سعدی ص 29- 32 با اندکی تصرف.
5.بخاری مع الفتح10/511 و مسلم 4/2160.
6.بخاری مع الفتح 8/168 و مسلم 8/739.
7.الحق الواضح المبین ص 57- 58 با اندکی تصرف.این اسم، برگرفته از فرموده پیامبر ص است که می فرماید: (إن الله رفیق یحب الرفق و یعطی علی الرفق ما لایعطی علی العنف و ما لا یعطی علی ما سواه)[1] یعنی: «خداوند، مهربان است و نرمی و مهربانی را دوست می دارد و بر اثر نرمی چیزهایی می بخشد که بر اثر خشونت نمی دهد».
پس خداوند عزّوجلّ در کارهایش آسانگیر است. خداوند، همه مخلوقات را به تدریج و کم کم، بر حسب حکمت و آسانگیریش آفریده است؛ با اینکه او می توانست همه را یکباره در یک لحظه بیافریند. کسی که در آفریده ها بیندیشد و در قوانین الهی تدبر نمايد که چگونه کم کم و به صورت تدریجی پدید آمده اند، تعجب می کند. پ