 ذات خودش می باشد و صفات او بزرگند و از همه آفریده هایش بی نیاز است.
2.آسمانها و زمین و مخلوقاتی که در آنها هستند، بوسیله او، قایم گشته اند؛ اوست که آنها را پدید آورده و آنچه را که مایه بقا و صلاح و قیام آنهاست، فراهم آورده و او، از هر جهت از این مخلوقات بی نیاز است و این، مخلوقات هستند که از هر جهت به او نیاز دارند. لذا حی و قیوم، ذاتی است که دارای هر کمالی می باشد و آنچه که بخواهد، انجام می دهد[1].

--------------------------------------
1.الحق الواضح المبین ص 87- 88 و ن.ک: شرح النونیة هراس 2/109 و توضیح المقاصد2/236.خداوند متعال می فرماید: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ» (نور: 35) يعني: «خداوند، روشنگر آسمانها و زمین است و نور خدا، به چلچراغی می ماند که در آن چراغی باشد و آن چراغ در حبابی قرار گیرد؛ حباب درخشانی که انگار ستاره ای فروزان است و این چراغ (با روغنی) افروخته شود (که) از درخت پربرکت زیتونی است که نه شرقی و نه غربی است؛ انگار روغن آن بدون تماس با آتش، دارد شعله ور می شود؛ نوری است بر فراز نوری؛ خدا هرکه را بخواهد، به نور خود رهنمود می کند».
پیامبر اکرم ص فرموده است: (اللهم لک الحمد أنت نور السموات و الأرض و من فیهن..)[1] یعنی: ««بارخدایا!  ستایش تو راست؛ تو، نور آسمانها و زمین هستی و نور آنچه در آنهاست».
همچنین فرموده است: (إن الله عزّوجلّ لا ینام و لا ینبغی له أن ینام یخفض القسط و یرفعه یُرفَع إلیه عمل اللیل قبل عمل النهار و عمل النهار قبل عمل اللیل حجابه النور لو کشفه لأحرقت سُبُحات وجهه ما انتهی إلیه بصره من خلقه)[2] یعنی: «خداوند عزّوجلّ، نمی خوابد و برای او شایسته نیست که بخوابد؛ ترازو را سبک و سنگین می کند؛ عمل شب، قبل از روز به سوی او بالا می رود و عمل روز، قبل از شب به سوی او بالا می رود. حجاب او، نور است؛ اگر آن را دور نماید، انوار چهره اش تا آنجا که بینایی اوست، آفریده هایش را می سوزاند».
علامه عبدالرحمن بن ناصر سعدی رحمه الله می گوید: یکی از نامها و صفات خداوند (النور) است که صفت بزرگ اوست.
پس خداوند عزّوجلّ، دارای شکوه و بزرگی و ابهت و جلال است که اگر پرده را از چهره اش دور نماید، شکوه و انوار چهره اش، آفریدگانش را تا آنجا که بینایی اوست، می سوزاند و او، ذاتی است که همه جهان، بوسیله او روشن شده و با نور چهره او، تاریکیها روشن گشته و عرش و کرسی و آسمانهای هفتگانه و همه جهان هستی، منور شده است.
نور بر دو نوع است:
1.حسی؛ مانند جهان هستی که نورش، از نور اوست.
2.نور معنوی که دلها و ارواح را از کتاب خدا و سنت پیامبرش روشن و منور می گرداند. پس علم قرآن و سنت و عمل به آنها، دلها و گوشها و چشمها را روشن می نماید و نوری برای بنده در دنیا و آخرت خواهد بود. «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ» (نور: 35) يعني: «خدا، هر که را بخواهد، به نور خود رهنمود می کند».
خداوند عزّوجلّ، بیان کرد که او، نور آسمانها و زمین است و کتاب و پیامبر و وحی را نیز نور نامید.
امام ابن قیّم رحمه الله از آنچه اهل تصوف، فریب آن را خورده اند، برحذر داشته است. آنها، نور صفات را از انوار ایمان و معارف، جدا ندانسته اند و از آنجا که آنها بدون علم کامل و آنچه حق و باطل را مشخص می نماید، به عبادت و بندگی پرداخته اند و از آن جهت که عبادتها، در دلها انواری به جا می گذارند، انوار عبادت، دلهایشان را فرا گرفته و از اینرو گمان برده اند که این نور، نور ذات مقدس خداست؛ بنابراین سخنان زشت و بی جایی به زبان آورده اند که نتیجه جهالت و فریب خوردگی و گمراهی می باشد. اما اهل علم و ایمان، بین نور ذات و صفات و بین نور مخلوق خواه حسی باشد و خواه معنوی، فرق می گذارند و اقرار می کنند که نور صفات الله جلّ جلا له، ملازم ذات اوست و از او جدا نمی شود و در مخلوقی حلول نمی کند. خداوند، پاک و منزه است از آنچه ستمگران می گویند. اما نور مخلوق، نوری است که مخلوقات بر حسب اسباب و مفاهیمی که دارند، بدان متصف می شوند. آنگاه که ایمان مؤمن، کامل باشد، خداوند، قلب او را نورانی می گرداند و بدین سان مؤمن، به حقیقت اشیاء پی می برد و می تواند حق را از باطل تشخیص دهد و این نور، ماده حیات بنده و اساس توانایی او برای فراگرفتن خیر و عمل به آن است و شبهاتی که در علم و یقین، نقص وارد می کند و شهوتها و امیالی که به سبب غفلت و تاریکی پدید می آید، از او دور می شود و آنگاه قلب او، نور و سخنش، نور و عملش، نور خواهد بود و نور، از هر جهت او را احاطه می نماید. اما کافر و منافق و یا کسی که رویگردان است، همه اینها، در میان تاریکیها سرگشته و حیرانند و هر یک به اندازه اسباب تاریکی که با خود دارد، در تاریکی است[3].

--------------------------------------
1.بخاری مع الفتح (13/464 ) و بخاری مع الفتح( 11/116 ) و مسلم 1/532.
2.روايت مسلم( 1/161).
3.الحق الواضح المبین، ص 93 94؛ ن.ک: توضیح المقاصد 2/237؛ ن.ک: شرح النونیة هراس 2/114 با اندکی تصرف.خداوند متعال می فرماید: «قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ» (انعام: 164) يعني: «بگو: آیا پروردگاری جز الله را بطلبم و حال آنکه الله، پروردگار هر چیزی است؟».
او، پروردگار همه بندگانش می باشد و به تدبیر امور آنها می پردازد و آنان را با انواع نعمتها پرورش می دهد. الله جلّ جلاله، بندگان برگزیده اش را با اصلاح دلهایشان و ارواح و اخلاقشان تربیت می نماید و پرورش می دهد. بنابراین بندگان، او را با این اسم بسیار صدا می زنند؛ چون آنها از او این تربیت ویژه را می خواهند.نامهای خدا، توقیفی هستند و عقل، مجالی در آن ندارد بنابراین باید به آنچه در کتاب و سنت در این زمینه آمده، توقف کرد. بر اين اساس نمي توان به نامهای خدا افزود و يا از آن کم کرد. چراكه عقل نمی تواند نامهایی را که سزاوار و شايسته خداست، دريابد. لذا بايد بر نصوص واردشده در اين زمينه توقف نمود. زيرا خداوند متعال می فرماید: «وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً» (اسراء: 36).
يعني: «از چیزی دنباله روی مکن که از آن آگاهی نداري؛ بی گمان چشم و گوش و دل، همه، مورد پرس و جوی از آن قرار می گیرند».
و می فرماید: «قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» (اعراف: 33).
يعني: «بگو: خداوند، کارهای نابهنجار را حرام كرده است؛ چه