دهم: مراتب و مراحل برشمردن نامهای نیک خدا.
بخش چهاردهم: تعداد نامهاي خدا، مشخص نيست.
بخش پانزدهم: شرح نامهای نیک خداوند بدون نفی صفات، بدون بيان کیفیت و چگونگي آنها و بدون تشبيه خدا يا اسما و صفاتش با چيزي ديگر.
بنده، مباحث اين كتاب را با اقوال و فتواهای عده اي از علما درباره اسماي نيك خدا به پايان رسانده و نام این کتاب را (شرح اسماء الله الحسنی فی ضوء الکتاب و السنة)[5]  نهاده ام. به هر حال خداوند عزّوجلّ، جمع آوری اين مطالب را برایم میسر فرمود؛ لذا آنچه درست است، از توفیق و منت خداوند یگانه و منان می باشد و وجود هر اشتباهی در اين كتاب از لغزش من و از سوي شیطان است و خدا و پیامبرش از آن پاک هستند. از خداوند متعال می خواهم که این عمل را خالص به رضای خویش بگرداند تا سبب نزديكي نگارنده، [مترجم]، خواننده و ناشر به باغهاي بهشت شود. امیدوارم خداوند متعال، اين اثر را سبب رستگاري و نجاتمان قرار دهد و آن را حجتی بر ضد ما نگرداند. همچنين از او می خواهم که این کتاب را برای گردآورنده و خواننده اش، مفيد و سودمند نمايد. بدون شک خداوند، بهترین کسی است که خواسته ها از او درخواست مي گردد و بزرگوارترین ذاتی است که می توان به او امیدوار بود؛ او، ما را کافی است و او، بهترین کارساز مي باشد. ما توانایی هیچ کاری را نداریم جز به کمک و توفیق او. درود خدا بر بنده و پيامبر برگزیده اش و بر پيشوايمان محمد بن عبدالله، امین وحی الهی و درود بریاران، خاندان و پیروانشان تا روز قیامت.

--------------------------------------

1.بخاری مع الفتح 5/354 و 11/214؛ مسلم 4/2063.
2.نگا: مدارج السالکین ابن قیم 3/17 و التوضیح و البیان لشجره الايمان عبدالرحمن سعدی ص39 و بدائع الفوائد ابن قیم از 1/ 164.
3.نگا: مدارج السالکین ابن قیم 2/28.
4.نگا: مدارج السالکین، ابن قیم 3/17 و التوضیح و البیان لشجرۀ الایمان، سعدی40-62.
5.ما، اين كتاب را تحت عنوان (شرح اسمای حسنی در پرتو قرآن و سنت) به فارسي برگردانديم.

سعید بن علی بن وهف قحطانی
شب شنبه 12/7/1409 ه.قالله جلّ جلاله می فرماید: «وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِياً وَنَصِيراً» (فرقان: 31) يعني: «و همین بس که خدای تو، راهنما و یاور باشد».
همچنین می فرماید: «وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (حج: 54) يعني: «قطعاً خداوند، مؤمنان را به راه راست هدایت و راهنمایی می کند».
هادی، یعنی ذاتی که بندگانش را به سوی تمام منافع راهنمايي مي كند و يا به راهي سوق مي دهد كه از زيان بدور باشند و به آنها چیزهایی می آموزد که نمی دانند و آنان را به سوی توفیق و درستکاری رهنمون می سازد و پرهیزگاری را به آنان الهام می کند و دلهایشان را به سوی خود معطوف می دارد که بدین سان به سوی او برمی گردند و از فرمان او اطاعت می کنند[1].
هدایت عبارتست از: راهنمایی کردن با لطف و مهربانی؛ خداوند، انسان را به چهار صورت هدایت می کند[2]:
اول: هدایتی که شامل هر فرد مکلف است؛ مانند عقل و هوشیاری و دانستنیهای ضروری که هر کس، به اندازه خود از این چیزها برخوردار است؛ آنگونه که خداوند می فرماید: «رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى» (طه: 50) يعني: «پروردگار ما، آن ذاتی است که هر چیزی را وجود بخشیده و سپس رهنمودش کرده است».
دوم: اینکه با دعوت و فرا خوان مردم بوسیله پیامبران و فرستادن کتابها، آنها را هدایت می کند؛ خداي متعال مي فرمايد: «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» (سجده: 24) يعني: «و از میان آنان (بنی اسرائیل) پیشوایانی پدیدار کردیم که به فرمان ما راهنمایی می نمودند».
سوم: هدایت توفیقی است و مختص کسانی می باشد که هدایت یافته اند و در آيه 17 سوره محمد، همين نوع هدايت، مورد نظر است؛ آنجا كه خداوند عزّوجلّ، مي فرمايد: «وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى» يعني: «و کسانی که راهیاب شدند، به هدایت آنها افزود».
همچنین مي فرمايد: «وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ» (تغابن: 11) يعني: «هرکس، به خدا ایمان بیاورد، قلب او را هدایت می دهد».
و مي فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ» (یونس: 9) يعني: «کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، پروردگارشان آنها را به سبب ایمانشان هدایت می کند».
و نيز مي فرمايد: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (عنکبوت: 69) يعني: «کسانی که در راه ما جهاد و تلاش نمودند، آنان را به راههای خود هدایت می نماییم».
چهارم: هدایت در آخرت به سوی بهشت؛ چنانکه در آیات ذيل، همین نوع هدایت، منظور می باشد:
«سَيَهْدِيهِمْ وَيُصْلِحُ بَالَهُمْ» (محمد: 5) يعني: «آنان را هدایت خواهد کرد و کارشان را اصلاح می نماید».
«الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا» (اعراف: 43) يعني: «ستایش خداوندی را که ما را بدین (نعمت جاودانه) رهنمون ساخت».
این هدایتهای چهارگانه، به دنبال همدیگر قرار دارند؛ پس هر کس، هدایت نوع اول را دارا نباشد، هدایت نوع دوم را بدست نخواهد آورد؛ بلکه مکلف کردن او درست نیست و هر کس هدایت نوع دوم را نداشته باشد، هدایت نوع سوم و چهارم را بدست نخواهد آورد. هر کس، هدایت چهارم نصیب او شود، هدایت سه گانه پیش از آن را دارا بوده است و کسی که هدایت سوم را به دست آورده باشد، دو نوع هدایت پیش از آن را داشته است.
اما برعکس، گاهی هدایت اول بدست می آید، اما هدایت دوم و سوم به دست نمی آید. انسان، نمی تواند کسی را هدایت کند مگر با دعا و نشان دادن راههای هدایت. چنانچه در آیات زیر به هدایت نوع دوم، اشاره شده است:
«وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (شوری: 52) يعني: «تو، به راهی راست، هدایت می کنی».
«يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» (انبیاء: 73) يعني: «به فرمان ما راهنمایی می نمودند».
«وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (رعد: 7) يعني: «و هر قومی را دعوتگری است».
در آیه 56 سوره قصص، به سایر انواع هدایت اشاره می شود؛ چنانکه می فرماید: «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ» (قصص: 56) يعني: «بی گمان تو نمی توانی کسی را که دوست داری، هدایت کنی».
الله، ذاتي است که تمام اقوال و افعالش، هدایت می باشد؛ او، فرد حیران و گمراه را راهنمایی می کند و او را بوسیله بیان، آموزش و توفیق، به راه راست هدایت می نماید. گفته های تقدیری خداوند که با آن، اشیاء را به وجود می آورد و به تدبیر امور می پردازد، همه، حقند؛ چون حکمت و خوبی و درستکاری را در بردارند. گفته های شرعی و دینی او، همان گفته هایش می باشد که در کتابهای خود گفته و بر زبان پیامبران خود اظهار داشته است و مشتمل بر صداقت کامل در اخبار و عدالت کامل در امر و نهی می باشد و هیچکس از خداوند راستگوتر نیست و هیچکس از او سخن بهتری نمی گوید: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلاً» (انعام: 115) يعني: «فرمان پروردگارت، صادقانه و دادگرانه انجام می پذیرد».
این، بزرگترین چ