تهایش به آنها چیزهایی عطا می کند که هیچ چشمی آن را ندیده و هیچ گوشی مانند آن را نشنیده و در دل هیچ انسانی تصور آن خطور نکرده است؛ بدون تردید هیچیک از اینها، حقی نیست که بر خداوند واجب باشد. بلکه خداوند از روی جود و بزرگواری، آن را بر خود واجب نموده است[1].
قطعاً هيچكس برتر از خداوند نیست که چیزی را بر او لازم نماید. چنانچه می فرماید: «لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ» (انبیاء: 23) يعني: «مورد بازخواست قرار نمی گیرد، ولی دیگران مورد بازخواست قرار می گیرند».
پس پاداش دادن به فرمانبردار و کیفر دادن گناهکار، بر خداوند واجب نیست؛ بلکه پاداش، فقط فضل و احسان خداست و کیفر دادن، عدالت و حکمت او می باشد؛ اما خداوند عزّوجلّ هر چیزی را که می خواهد بر خود واجب نموده است؛ از اینرو به مقتضای وعده اش که خلاف نمی شود، هر آنچه را بر خود واجب قرار دهد، بر او واجب می گردد؛ همانطور که خداوند متعال، فرموده است: «كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» (انعام: 54) يعني: «بر خویشتن رحمت واجب نموده است که هر کس از شما از روی نادانی دچار لغزشی شد، ولی بعد از آن توبه کرد و اصلاح نمود، (خداوند عذر تقصیر او را می پذیرد). چراکه او، آمرزگار مهربان است».
و می فرماید: «وَكَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» (روم: 47) يعني: «و همواره یاری مؤمنان، بر ما واجب بوده است».
اهل سنت بر این باورند که بندگان، حق واجبی بر خداوند ندارند و هر حقی باشد، خداوند است که آن را بر خود واجب قرار داده؛ از اینرو هرکس، عملی مخلصانه و طبق سنت و شیوه پیامبر ص انجام دهد که این دو (یعنی اخلاص و پیروی از پیامبر ص در انجام دادن عمل) برای پذیرفته شدن اعمال شرط هستند[2]، عمل او نزد خداوند، ضایع نمی شود.
پس نعمتهایی که بندگان از آن برخوردار می شوند و بلاهایی که از آنها دور می گردد، به فضل و کرم خداست؛ اگر به آنها نعمت بدهد، از فضل و احسان اوست و اگر آنها را عذاب بدهد، بر اساس عدالت و حکمت خویش چنین می کند و با این حال همواره ستوده و مورد ستایش می باشد[3].

--------------------------------------
1.الحق الواضح المبین ص70.
2.شرح النونیة هراس 2/98 و ن.ک: توضیح المقاصد.
3.الحق الواضح المبین ص72.الله جلّ جلاله می فرماید: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ(2)» (اخلاص: 1و 2) يعني: «بگو: الله، یگانه یکتاست؛ الله، سرور والا، برآورنده امیدها و برطرف کننده نیازمندیها است».
پیامبر ص فرموده است: (السید الله تبارک و تعالی)[1] یعنی: «سید، الله تبارک و تعالی است».
(السیّد) به آقا، مالک، شریف، فاضل، بزرگوار و بردبار و رئیس و به کسی که اذیت و آزار قومش را تحمل می نماید، گفته می شود و خداوند عزّوجلّ سید است که بندگان در اختیار او هستند و سیادت همه در حقیقت از آنِ خداست و خلایق، بندگان اویند.
سیادت خداوند، مانند سیادت و ریاست ضعیف بندگان نیست[2].
(الصمد) یعنی سرور و والایی که همه مخلوقات، با کرنش و فروتنی و نیازمندی برای رفع نیازها و دفع بلاها به او روي می کنند و او، کسی است که در علم و حکمت و بردباری و توانایی و عظمت و مهربانی و سایر صفاتش، کامل است؛ پس صمد یعنی کسی که صفات او کامل است و مخلوقات در همه نیازهای خود به او روی می کنند[3].
پس او، آقا و سروری است که در سیادت و سروریش کامل است؛ دانایی است که در دانایی خویش کامل است و بردباری است که بردباریش، کامل می باشد؛ توانگری است که در توانگری و بی نیازیش کامل است و جباری می باشد که در جباریت خود کامل است؛ شریفی است که شرافت او، کامل می باشد. بزرگی است که در شکوه و عظمت خویش دارای کمال است و حکیمی است که حکمت او، کامل می باشد؛ او، ذاتی است که در انواع شرافت و سیادت، دارای کمال است؛ تنها خداست که این صفت را دارد و این صفت، شایسته کسی جز او نیست و هیچ چیزی همانند او نمی باشد؛ پاک است خداوند یگانه و قهار[4].

--------------------------------------
1.ابوداود 4/254 و احمد 3/241 و 4/25 و اسناد آن، صحیح است؛ ن.ک: فتح المجید ص613 با تحقیق ارناؤوط.
2.النهایة فی غریب الحدیث ابن اثیر 2/418؛ ن.ک: عون المعبود شرح سنن ابی داود 13/161.
3.الحق الواضح المبین ص75.
4.شرح النونیة ابن قیم، هراس 2/100 و توضیح المقاصد و تصحیح القواعد 2/232.خداوند متعال می فرماید: «قُلِ اللّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» (رعد: 16) يعني: «بگو: خدا، آفریننده همه چیز است و او، یکتا و تواناست».
و می فرماید: «يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ» (غافر: 16) يعني: «روز رویارویی، روزی است که مردمان، ظاهر و آشکار می شوند و چیزی از ایشان بر خدا پنهان نمی ماند؛ ملک و حکومت امروز از آن کیست؟ (پاسخ داده می شود که) از آنِ خداوند یکتای چیره و توانا است».
و می فرماید: «وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ» (انعام: 18) يعني: «او، بر سر بندگان خود مسلط است و او، حکیم بس آگاه می باشد».
او، ذاتي است که بر تمام جهان هستی چیره و غالب می باشد و همه مخلوقات در برابر او تسلیمند. عناصر جهان بالا و پایین، تسلیم قدرت او هستند؛ لذا هیچ چیزی رخ نمی دهد و هیچ چیزی از حرکت باز نمی ایستد، مگر به فرمان او؛ هر آنچه او بخواهد، می شود و آنچه او نخواهد، انجام نمی پذیرد و همه آفریده ها، ناتوان و نیازمند خدا هستند و مالک سود و زیان و خیر و شرّی برای خود نیستند. چیرگی و توانایی خداوند، مستلزم حیات و قدرت اوست و از آنجا که حیات و قدرت و توانایی اش، کامل است، قهر و چیرگی او نیز کامل می باشد[1]. چون اگر این صفات سه گانه نمی بودند، او، چیرگی و تسلط نمی داشت[2].

--------------------------------------
1.الحق الواضح المبین ص76.
2.شرح النونیة هراس2/101.خداوند متعال، می فرماید: «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ» (حشر: 23) يعني: «الله، ذاتی است که جز او پروردگار و معبود بحقي نیست؛ او، فرمانروا، منزه، بی عیب و نقص، امان دهنده و امنیت بخشنده، محافظ و مراقب، قدرتمند چیره، بزرگوار شکوهمند و والامقام است».
جبار، به عنوان یکی از نامهای نیک خداوند، سه معنی دارد:
1.او، ذاتی است که حالت ناتوان را نیکو می گرداند و بر هر دلی که برای او شکسته است، مرحم می گذارد و شکسته را پیوند می دهد؛ فقیر را توانگر می نماید؛ سختی را برای انسانی که در تنگدستی و سختی قرار گرفته، آسان می کند؛ به فرد مصیبت دیده توفیق صبر و پایداری می دهد و در عوض مصیبتی که به او رسیده، به او بزرگترین پاداش را عطا می کند، البته اگر بنده وظیفه خود را به هنگام برخورد با مصیبت انجام داده با