ه فریاد بخوانید تا بپذیرم».
دعای مسألت و درخواست، اینست که بنده، بگوید: بارخدایا! فلان چیز را به من بده یا فلان چیز را از من دور نما. این دعا را فاسق و نیکوکار، هر دو، می کنند و خداوند عزّوجلّ طبق حالت و به اقتضای حکمتش، دعای هرکس را که بخواهد می پذیرد.
بدین سان جود و کرم خداوند و فراگیر بودن احسان او که بدکار و نیکوکار را در بر می گیرد، نمایان می شود.
از اینرو، محض قبول شدن دعا، بر خوب بودن حالت دعاکننده دلالت نمی کند؛ مگر اینکه چیزی همراه او باشد که بر راستگویی و بر حق بودن او دلالت نماید. مانند دعای پیامبران برای قومشان یا بر ضد آنها که خداوند، دعایشان را اجابت نمود و این، بر صداقت و محترم بودن آنها نزد خداوند دلالت می کند. چنانچه پیامبر ص بارها دعا کرد و مسلمانها و دیگران، پذیرفته شدن آن را مشاهده نمودند و این، از نشانه های نبوت و صداقت او بود.
همینطور بسیاری از مواردی که درباره پذیرفته شدن دعای اولیای خدا، ذکر می شود، نشانه این است که آنها، نزد خداوند، محترم بوده اند.
2.اما اجابت مخصوص، دارای چند سبب است؛ از آن جمله، دعای درمانده می باشد که در سختی و بلایی بزرگ گرفتار شده است؛ خداوند، دعای او را می پذیرد. چنانچه می فرماید: «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ» (نمل: 62) يعني: «(آیا بتها بهترند) یا کسی که به فریاد درمانده می رسد هرگاه او را به کمک طلبد»؟
سبب پذیرفته شدن دعای درمانده، شدت نیازمندی او به خدا و نهایت شکستگی وی و قطع شدن وابستگیش، به مخلوق است و از آنجا که رحمت الهی، تمام مخلوقات را برحسب نیازهایشان، تحت پوشش قرار داده، فردی که درمانده است، به طریق اولی رحمت الهی، او را فرا می گیرد. موارد دیگری نیز اسباب پذیرفته شدن دعا، می باشد؛ از جمله: طول سفر، متوسل شدن به خدا با اسمای حسنی و صفات و نعمتهای او؛ و همچنین دعای مریض و ستمدیده و فرد روزه دار و دعای پدر برای فرزندش یا علیه فرزندش و دعا در اوقات و حالات شریف[1] مانند پس از نمازها و اوقات سحر و بین اذان و اقامه و هنگام اذان و وقت نزول باران و شدت گرفتن جنگ و امثال آن پذیرفته می شود[2].
خداي متعال مي فرمايد: «إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ» (هود: 61) يعني: «بی گمان پروردگارم نزدیک و پذیرنده (دعا) است».

--------------------------------------
1.الحق الواضح المبین ص 65-66 و شرح النونیة هراس 2/93.
2.شرح النونیة هراس 2/93- 94 و توضیح المقاصد و تصحیح القواعد 2/229.خداوند متعال می فرماید: «وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ» (هود: 90) يعني: «از پروردگارتان آمرزش بخواهید و بعد به سوی او برگردید؛ بی گمان پروردگار من، بسیار مهربان و دوستدار (مؤمنان) است».
و می فرماید: «وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ» (بروج: 14) يعني: «و او، آمرزگار و دوستدار (بندگان توبه کار) است».
ودود، از وُد به معنای محبت خالص گرفته شده و ودود، یعنی دوستدار محبوب؛ پس خداوند عزّوجلّ، پیامبرانش و ملائکه و بندگان مؤمن خود را دوست می دارد و آنها نیز او را دوست دارند؛ بلکه آنان هیچ چیزی را بیشتر از او دوست ندارند. محبت خدا، باید در قلب بنده بیش از محبت هر چیز دیگری باشد.
محبت الله جلّ جلاله، روح اعمال است و تمام بندگی ظاهری و باطنی، برآمده از محبت خداست. محبت بنده با خدایش، فضل و احسانی است از جانب خدا و بنده با تکیه بر توانایی خودش نمی تواند چنین کند. پس خداوند است که بنده اش را دوست می دارد و آنگاه محبت خویش را در دل او قرار می دهد. از اینرو وقتی خداوند، به بنده توفیق می دهد تا پروردگارش را دوست بدارد، آنگاه خداوند، به پاداش این محبت، محبتی دیگر نصیب او می نماید و این در حقیقت احسان محض است. چون سبب و مسبب را فقط او می آورد و از جانب اوست و منظور از آن، رد و بدل و عوض گرفتن نیست. بلکه خداوند، بندگان شکرگزار را دوست می دارد و تمام مصلحتها، به خود بنده بر می گردد.
پس با برکت است خداوندی که محبت را در دلهای مؤمنان به ودیعه نهاده، سپس آن را همواره رشد می دهد وتقویت می کند تا اینکه این محبت در دل برگزیدگان به حالتی می رسد که تمام دوست داشتنیها در برابر آن از بین می روند و مشکلات برای برگزیدگان آسان می گردد و از مشقت عبادتها لذت می برند.
نتیجه آن، انواع بزرگداشتهایی خواهد بود که خداوند به آنها ارزانی می کند که بالاترین آن، محبت الهی و دستیابی به رضامندی او و بهره مند شدن از قرب اوست.
محبت بنده با پروردگارش، با دو محبت از سوی پروردگار احاطه شده است: یکی اینکه خداوند، از قبل، بنده را دوست داشته و محبت خودش را در دل او قرار داده است. دیگری اینکه پس از آنکه بنده، خداوند را دوست می دارد، خداوند نیز او را دوست می دارد.
بزرگترین سببی که بنده، به وسیله آن به بزرگترین خواسته یعنی محبت پروردگارش دست می یابد، این است که او را به کثرت ذکر کند و او را ستایش نماید، به کثرت به سوی او برگردد، بکلی بر او توکل کند، با انجام فرائض و نوافل، خودش را به او نزدیک نماید، اقوال و افعالش را خالص به رضای خداوند بگرداند و در ظاهر و باطن از پیامبر ص پیروی نماید.[1] همانطور که الله جلّ جلاله می فرماید: «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ» (آل عمران: 31) يعني: «بگو: اگر خدا را دوست داريد، از من پيروي كنيد تا خدا، شما را دوست بدارد».

--------------------------------------
1.الحق الواضح المبین ص 69- 70 و شرح النونیة هراس 2/96 و توضیح المقاصد 2/330.الله جلّ جلاله می فرماید: «وَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ» (بقره: 158) يعني: «هرکه به دلخواه کار نیکی انجام دهد، بی گمان خدا، سپاسگزار و آگاه است».
و می فرماید: «إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ» (تغابن: 17) يعني: «اگر به خدا قرض الحسنه ای بدهید، آن را برایتان چند برابر می سازد و شما را می آمرزد؛ خداوند، سپاسگزار و بردبار است».
همچنين مي فرمايد: «وَكَانَ اللّهُ شَاكِراً عَلِيماً» (نساء: 147) يعني: «الله، شکرگزار و آگاه است».
(الشاكر) و (الشكور)، جزو نامهای خداهستند. بدین معنا که تلاش کسانی را که برای او کار کرده اند، بی مزد نمی گذارد و ضایع نمی گرداند. پس خداوند، پاداش کسی را که کار نیک انجام دهد، ضایع نمی کند. چنانچه در کتاب خود و سنت پیامبرش خبر داده که یک نیکی را تا ده برابر و تا هفتصد برابر افزایش می دهد و این، قدرداني وسپاسگزاری خدا برای بندگانش می باشد. از اینرو سختیها و ناگواریهایی را که بندگان به خاطر او متحمل می شوند، مورد توجه دارد و هر کس برای او کاری انجام دهد، پاداش او را بیش از اندازه کارش می دهد و هرکس، چیزی را به خاطر او رها کند، در عوض آن، چیز بهتری به او عنايت مي نمايد؛ اوست که به مؤمنان توفیق می دهد تا در جهت رضامندی او گام بردارند و سپس به خاطر این کار، آنها را سپاس می گزارد و از خوبیها و نعم