ش کرده است».. یعنی هر مخلوقی را به سوی نیازها و ضرورتهایش که برای او مقرر نموده، هدایت کرده است؛ مانند هدایت برای خوردن و نوشیدن و ازدواج و کار و تلاش در این زمینه ها و نیز دور کردن انواع ناگواریها و زیانها از آنان. در این نوع هدایت (تکوینی)، فاسق و نیکوکار و حتی حیوانات و غیره مشترکند؛ لذا خداوند است که آسمانها و زمین را از اینکه از جا بیرون روند، حفاظت می کند و مخلوقات را بوسیله نعمتهایش حفظ می نماید و فرشتگانی را برای انسان مقرر داشته که او را از هر آنچه که به زیان اوست، حفاظت می کنند.
نوع دوم: حفاظت ویژه خداوند؛ خداي متعال، علاوه بر آنچه گذشت، دوستانش را از آنچه که به ایمان آنها آسیب می رساند و از شبهات و فتنه هایی که یقین آنان را متزلزل می کند، حفاظت می نماید و آنان را از میان فتنه ها و شهوتها، سالم بیرون می آورد و نیز آنها را از شرّ دشمنانشان حفاظت می کند و ایشان را بر دشمنانشان پیروز می گرداند و مکر و توطئه دشمنان را از دوستان خود دور می نماید. خداوند متعال می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا» (حج: 38) يعني: «خداوند، از مؤمنان دفاع می کند».
و این، عام است و همه آسیبهای دینی و دنیوی مؤمنان را شامل می شود. پس به هر اندازه که بنده، ایمان داشته باشد، به همان اندازه خداوند با لطف خویش از او دفاع می کند. در حدیث آمده است: (إحفظ الله یحفظک)[1] ترجمه: «(دين) خدا را حفظ كن، خداوند تو را حفاظت خواهد كرد». یعنی با اطاعت از فرمان خدا و پرهیز از آنچه نهی کرده، دستورات او را پاس بدار و با عدم تعدی از حدود و مرزهای خدا حدود الهی را حفاظت نما؛ آنگاه خدا، جان و دین و مال و فرزندت و همه آنچه را که به تو داده، حفاظت می نماید[2].

--------------------------------------
1.ترمذی (4/667)؛ آلبانی، آن را در صحیح الجامع (6/300) صحیح دانسته است.
2.الحق الواضح المبین ص 60-61.لطیف، یعنی دارای لطف و مرحمت بسیار، بس دقیق و آگاه.
خداوند متعال می فرماید: «اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيزُ» (شوری: 19) يعني: «خداوند نسبت به بندگانش بسیار لطف و مرحمت دارد و به هر کس که خود بخواهد، روزی می رساند و او نیرومند چیره است».
و می فرماید: «لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ» (انعام: 103) يعني: «چشمها، او را در نمی یابند و او، چشمها را در می یابد و او، بس دقیق و آگاه است».
لطیف از نامهای نیک خداوند است. لطیف، ذاتی است که نسبت به بنده در امور درونیش که مربوط به خود بنده است و در امور بیرونی، لطف و مرحمت دارد. پس او، بنده را به سوی آنچه که به صلاح و سود اوست، پیش می برد؛ بی آنکه بنده احساس کند.
این، از آثار علم و کرم و رحمت اوست؛ بنابراین لطیف، دو معنی دارد:
1.او، آگاه است و علم و آگاهی او، بر رازها، امور پوشیده و پنهان، خفایای دلها و امور غیبی و هر آنچه که دقیق و باریک است، احاطه نموده است.
2.لطف و مهربانی او نسبت به بنده اش؛ بدین سان که احسان خویش را بر بنده کامل می گرداند و او را مشمول کرم و بزرگواری خویش قرار می دهد و به منازل و مقامهای بالا ارتقا می دهد، او را به سوی آسانی و گشايش سوق مي دهد و از سختی دور می دارد و یا انواع مشکلات و سختیهای ناگواری که به بنده می رساند، همه و همه، صلاح بنده و راهی به سوی سعادت اوست؛ همانگونه که پیامبران را بوسیله اذیت و آزار قومشان و با جهاد در راه خدا آزموده است. چنانچه خداوند متعال، احوال یوسف علیه السلام را شرح داده و بیان نموده که این اوضاع، سرانجام نیکی برای او در دنیا و آخرت به بار آورد.
خداوند متعال، دوستانش را نیز با پیشامدها و مسایل ناگوار می آزماید، اما هدف، این است که آنها را از این طریق به آنچه دوست دارند، برساند.
لطف و کرم خداوندی را نمی توان درک کرد و در تصور و خیال نمی گنجد و چه بسا بنده به ریاست یا مقامی دنیوی چشم می دوزد و برای آن می کوشد، اما خداوند، او را از آن دور می نماید تا این مقام به دین او آسیبی نرساند و این، لطف خداوند نسبت به بنده اش می باشد. اما بنده از عدم دستیابی به آن مقام غمگین می گردد؛ چون نمی داند و پروردگارش را نشناخته است و اگر از آنچه که خداوند در عالَم غیب برای او آماده کرده، آگاه بود، ستایش خدا را می گفت و شکر او را به جای می آورد. خداوند، نسبت به بندگانش مهربان است و به دوستانش لطف دارد؛ در دعای پیامبر ص آمده است: (اللهم ما رزقتنی مما أحب فاجعله قوة لی فیما تحب و ما زویت عنی مما أحب فاجعله فراغاً لی فیما تحب)[1] یعنی: «بار خدایا! آنچه دوست دارم و تو، به من داده ای، آن را برایم نیرویی بگردان تا بوسیله آن، عملی انجام دهم که تو دوست داری و آنچه که دوست دارم و تو به من نداده ای، نبودِ آن را فرصتی برایم بگردان که از آن در راه آنچه دوست داری، استفاده کنم».

--------------------------------------
1.ترمذی، روايت كرده و آن را حسن دانسته داده است. عبدالقادر ارناؤوط مي گويد: همانطور است که ترمذی گفته؛ ن.ک جامع الاصول 4/341.خداوند متعال می فرماید: «هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ» (هود: 61) يعني: «اوست که شما را از زمین آفریده و آبادانی آن را به شما واگذار نموده است؛ پس، از او طلب آمرزش نمايید و به سوی او برگردید؛ بیگمان خداوند، نزدیک و پذیرنده (دعا) است».
یکی از نامهای خدا، قریب (نزدیک) است. قرب او، دو نوع است:
1.قرب و نزدیکی عام؛ و آن، این است که علم و آگاهی او، همه چیز را احاطه نموده و در برگرفته و آگاهی و علم او به انسان از رگ گردن، نزدیکتر است.
2.قرب و نزدیکی خاص او؛ بدین معنا که محبت و یاری و کمک او، به دعاکنندگان و عبادتگزاران نزدیک است و اجابت، پذیرش و پاداش او، به بندگان دعاکننده و عبادتگزار نزدیک می باشد. خداوند متعال، می فرماید: «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ» (بقره: 186) يعني: «و هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، (بگو:) من، نزدیکم و دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند، پاسخ می گویم».
پس از درک معانی قرب و نزدیکی عام و خاص، بین اینکه خداوند، بر بالای عرش است و بین اینکه نزدیک است، تضادی وجود ندارد؛ پس پاک است خداوند که در نزدیک بودنش، بالا و برتر است و با وجود بالا بودنش ، نزدیک است[1].

--------------------------------------
1.شرح النونیة هراس 2/92 و توضیح المقاصد 2/229.یکی از نامهای الله جلّ جلاله، مجیب است که دعای دعاکنندگان و خواسته جویندگان و عبادت بندگان فرمانبردارش را می پذیرد.
اجابت و پذیرش او، بر دو نوع است:
1.اجابت عام که دعای هرکسی را که چیزی از او بخواهد یا او را به قصد پرستش، صدا بزند، اجابت می کند. الله جلّ جلاله می فرماید: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» (غافر: 60) يعني: «پروردگار شما، می گوید: مرا 