به او را می پذیرد؛ زیرا توبه راستین، گناهان پیش از خود را از بین می برد[2].

--------------------------------------
1.تفسیر سعدی 5/623.
2.الحق الواضح المبین ص74.الله جلّ جلاله، از آنچه دلها، در خود پنهان می دارند، آگاه است و مراقب همگان می باشد. چنانچه می فرماید: «إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً» (نساء: 1) يعني: «خداوند، مراقب شما است».
الله جلّ جلاله، تمام مخلوقات را حفاظت نموده و همه را در بهترین نظام قرار داده است[1].

--------------------------------------
1.تفسیر سعدی 5/623.شهيد، یعنی آگاه بر همه چیز؛ خدای متعال، همه صداهای آهسته و بلند را می شنود و همه موجودات بزرگ و کوچک را می بیند. علم و آگاهی او، تمام چیزها را در برگرفته و او، بر بندگانش گواه است[1].
شیخ عبدالرحمن سعدی رحمه الله می گوید: (الرقیب) و (الشهید)، مترادفند و هر دو، بر این دلالت می نمایند که شنوایی خداوند، بر شنیدنیها احاطه دارد و بینایی او، تمام دیدنیها و علم و آگاهی او، همه معلومات بزرگ و کوچک را در بر دارد؛ او، به آنچه در دل خطور می کند، آگاه است. از اینرو به طریق اولی کارهای ظاهری را می بیند و به آن آگاه می باشد. خداوند عزّوجلّ می فرماید: «إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً» (نساء: 1) يعني: «خداوند، مراقب شما است».
و نيز مي فرمايد: «وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» (مجادله: 6) يعني: «خداوند، بر هر چیزی آگاه و ناظر است».
لذا مراقبت، به عنوان یکی از بزرگترین اعمال قلب، بدین معناست که خداوند با توجه به نام (رقیب) و (شهید) پرستش شود. پس هرگاه بنده بداند که علم خداوند، حرکتهای ظاهری و باطنی او را در بردارد و از اینرو در همه حالات خود، همواره به خاطر داشته باشد که خداوند، از کارهایش مطلع است، چنین احساسی، او را وا می دارد تا درون خود را از هر فکر و خیالی که خداوند را به خشم می آورد، محافظت نماید و نیز او را وادار می کند تا ظاهر خود را از هر گفتار یا کرداری که سبب ناخشنودی خداوند است، محافظت نماید و بدین سان خداوند را اینگونه پرستش کند که گویا او را می بیند و اگر او را نمی بیند، خداوند، او را می بیند و این، كمال احسان است[2].
پس وقتی خداوند، از امور پوشیده اطلاع دارد و بر نیتها و رازها آگاه است، به طریق اولی از ظواهر و امور آشکار باخبر می باشد. منظور از ظواهر، کارهایی است که بوسیله اعضای بدن انجام می شوند[3].

--------------------------------------
1.تفسیر سعدی 5/628 و ن.ک: شرح اسم (الشهید) و (المؤمن) در مدارج السالکین.
2.الحق الواضح المبین ص 58-59.
3.شرح القصیده النونیة هراس 2/88.الحمد لله و الصلاة و السلام علی رسول الله
معرفت خداي متعال، نخستين تكليف هر انساني است و اين معرفت، تنها با شناخت اسماء و صفات باري تعالي ميسر مي‌گردد؛ آن هم درصورتي‌كه برخاسته از داده‌هاي قرآني و آموزه‌هاي نبوي و بدور از هرگونه تأويل و انكاري باشد. سخن از صفات الله جلّ جلا له بسيار دشوار است و پرداختن به اين موضوع نيز بسي مهم و در عين حال خطير و حساس مي‌باشد. از اين‌رو كسي كه بدون دانش كافي بدين موضوع بپردازد و چيزهايي را به خداوند نسبت دهد كه شايسته‌ صفات كمالش نيست، در واقع دچار انحراف شده و راه اتباع از گذشتگان نيك را رها كرده و راه بدعت و نوآوري را در پيش گرفته است و اين، همان چيزي است كه خداي متعال در قرآن كريم نكوهش كرده و پيامبرش را از همنشيني با چنين كساني بازداشته و فرموده است: «وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ» (انعام:68) يعني: «هرگاه كساني را ديدي كه به ياوه‌گويي در آيات ما مي‌پردازند از آنان روي بگردان».
گفتني است از آنجا كه اسماي نيك خدا‏‏، توقيفي است[1] و مجال اجتهاد در آن وجود ندارد‏‏، لذا ضرورت تلاش براي دستيابي به بينشي صحيح درباره اسما و صفات الهي‏، نمايان‌تر مي‌گردد و اين، تنها از طريق در پيش گرفتن روش نيكان گذشته، ميسر مي‌باشد. البته اين بدان معنا نيست كه عقل، هيچ جايگاهي در حوزه تفكر ديني ندارد؛ بلكه منظور، شناخت الله جلّ جلا له بدور از مباحث پيچيده فلسفي و كلامي و اكتفا به آموزه‌هاي قرآني و رهنمودهاي نبوي در اين زمينه مي‌باشد و اين، روش صحابه و ساير نيكان گذشته است. چراكه عقل سليم‏، همان چيزي است كه در مخلوقات الهي مي‌انديشد و از اين طريق به وحدانيت خالق هستي پي مي‌برد. گشودن باب تفكر و تعقل در ميدان نظام هستي، نه تنها ايرادي ندارد، بلكه بسيار پسنديده و مفيد است؛ اما اين، بدان معنا نيست كه عقل، در عرصه‌هايي وارد شود كه از حوزه دركَش بيرون است. بنابراين بسط حوزه تفكر بشري و گستراندن مرز آن به عرصه غيب، اشتباه بزرگي است كه پيامدي جز انحراف و سرگشتگي ندارد. به همين سبب ما، بر اين باوريم كه عقل سليم، عقلي است كه از كتاب و سنت صحيح نور مي‌گيرد و با الهام از كتاب و سنت، راه رشد و هدايت را در جنبه‌هاي مختلف عقيدتي، عبادي، اخلاقي و… مي‌پيمايد.
هرچند توحيد اسما و صفات، يكي از زيرساخت‌هاي عقيدتي اسلام است و موضوعي بس مهم و در عين حال دشوار مي‌باشد‏، اما متأسفانه به علت دوري مسلمانان از علوم اسلامي در عصر حاضر و نيز جدايي امت از سنت رسول‌ خدا ص و روش صحابه و ساير گذشتگان نيك، اينك امت اسلامي، از عقيده ناب و خالص اسلامي دور افتاده و همين، ضرورت توجه جدي به فراگيري عقيده اسلامي را بر اساس فهم نيكان گذشته، افزايش داده است.

--------------------------------------

1.اين مبحث، در يكي از بخشهاي كتاب پيش رويتان مورد بررسي قرار مي‌گيرد.خداوند متعال می فرماید: «إِنَّ رَبِّي عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ» (هود: 57) يعني: «همانا پروردگار من، مراقب و مواظب هر چیزی است».
حفیظ دو معنی دارد: یکی اینکه خداوند از تمام اعمال بندگانش از قبیل: خیر و شر و گناه و طاعت، باخبر و آگاه است و علم او، تمام اعمال ظاهری و باطنی آنها را در احاطه دارد و او، اعمال آنها را در لوح محفوظ ثبت نموده است و فرشتگانی را بر بندگان مقرر نموده که اعمال آنها را می نویسند. خلاصه اینکه علم و آگاهی خداوند، همه حالات ظاهری و باطنی بندگان را احاطه نموده و اعمالشان را در لوح محفوظ ثبت کرده است؛ همچنین اعمال بندگان، در دفترهایی که در دست ملائکه می باشند، نوشته می شود و خداوند، اندازه و نقص اعمال یا کمال آنها و نیز مقدار سزا و جزای آنها را می داند و سپس به فضل يا عدالت خود، بندگان را بر اعمالشان، سزا و جزا می دهد.
معنی دوم حفیظ، این است که خداوند، بندگانش را از تمام آنچه که دوست ندارند، حفاظت می کند؛ خداوند، به دو صورت بندگانش را مورد محافظت قرار می دهد؛ یکی محافظت عام و دیگری محافظت خاص.
محافظت عام خداوند، این است که او، تمام مخلوقات را حفاظت می کند؛ بدین صورت که روزی آنها را فراهم می نماید و هر مخلوقی در پرتو رهنمود الهی به سوی منافع خود پیش می رود. چنانکه می فرماید: «أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى» (طه: 50) ترجمه: «هر چیزی را وجود بخشیده و سپس رهنمو