ء» (ابراهیم: 39) يعني: «بی گمان پروردگار من، دعا را می شنود»؛ (یعنی اجابت می کند).. و گفته نمازگزار که می گوید: (سمع الله لمن حمده) یعنی: «خداوند، خواسته هر ستایشگری را می پذیرد».

--------------------------------------
1.مجادله: 1.بصیر، یعنی ذاتی که بینايی او، همه دیدنیها را در تمام گوشه های زمین و آسمان احاطه نموده است؛ حتی پنهان ترین چیز را می بیند، پس او راه رفتن مورچه سیاه بر صخره سنگ سیاه را در شب ظلمانی می بیند و تمام اعضای باطنی و ظاهری مورچه و نیز حرکت، قدرت و انرژی اعضای ظریف و باریکش را مشاهده مي كند؛ حرکت آب را در شاخه های درختان و ریشه هایشان می بیند؛ انواع گیاهان کوچک و بزرگ را می بیند، رگهای باریک مورچه، زنبور، پشه و حشرات کوچکتر از آن را می بیند. پس پاک است خداوندی که عقلها، در عظمت و بزرگی او و گستردگی صفاتش و نیز در کمال عظمت، مهربانی و آگاهیش از پیدا و پنهان و حاضر و غایب، سرگشته و حیرانند.
خداوند، خیانت چشمها و به هم خوردن پلکها و حرکت قلبها را می بیند؛ چنانچه می فرماید: «الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ(218) وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ(219) إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(220)» (شعراء: 218- 220) يعني: «آن خدايی که تو را می بیند بدانگاه که (برای نماز تهجد) بر می خیزی (و همچنین) حرکت (قیام و رکوع و سجده ات) را در میان سجده کنندگان می بیند؛ چرا که او، بس شنوا و آگاه است».
«يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ» (غافر: 19) يعني: «خداوند از دزدانه نگاه کردن چشمها و از رازی که سینه ها در خود پنهان می دارند، آگاه است».
«وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» (بروج: 9) ترجمه: «و خداوند، بر هر چیزی حاضر و ناظر است».. یعنی آگاه است و علم و بینایی و شنوایی او، تمام کاینات را احاطه کرده است[1].

--------------------------------------
1.الحق الواضح المبین ص 34-36 و شرح النونیة 2/72.شرح اسمای حسنی در پرتو قرآن و سنت

مؤلف:
دکتر سعید بن علی بن وهف قحطانی

مترجم:
محمدگل گمشادزهیالله جلّ جلاله، فرموده است: «وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ» (أنعام: 18) يعني: «او، بر سر بندگان خود مسلط است و او، دانای آگاه می باشد».
«إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» (انفال: 75) يعني: «بی گمان خداوند، از هر چیزی آگاه است».
او، دانایی است که دانایی او، بر هر چیزی احاطه دارد؛ او، از تمام امور بدیهی، ممکن و ناممکن باخبر است. پس خداوند، ذات بزرگوار و صفات مقدس و بزرگ خود را که از واجبات و بدیهیات می باشد و وجود آن قطعی است، می داند. همچنین از چیزهایی که وجود آن ممکن نیست، باخبر است و می داند که اگر به وجود بیایند، وجود آنها چه اثری خواهد داشت؛ چنانچه می فرماید: «لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا» (انبیاء: 22) يعني: «اگر در آسمانها و زمین غیر از خدای یگانه، معبودها و خدایانی می بودند، قطعا آسمانها و زمین تباه می گردید».
و می فرماید: «مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذاً لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ» (مؤمنون: 91) يعني: «خداوند، نه فرزندی برای خود برگرفته و نه خدايی با او بوده است؛ چراکه اگر خدايی با او می بود، هر خدايی به آفریدگان خود می پرداخت و هریک از خدایان بر دیگری برتری و چیرگی می جست».
پس در اینجا خداوند عزّوجلّ، خبر داده که چیزهایی را می داند که وجود آن، امکان ندارد و به فرض امکان، پیامد وجود آن را بیان نموده است.
و نیز ممکنات را می داند؛ منظور از ممکنات، چیزهایی هستند که وجود و عدم وجود آنها، امکان پذیر است؛ پس او، دانايي است که دانایی و آگاهیش، جهان بالا و پایین را احاطه نموده و هیچ مکان و زمانی نیست که او، به آن آگاه نباشد و او، پیدا و پنهان را می داند.
چنانکه می فرماید: «إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» (انفال: 75) يعني: «خداوند به هر چیزی داناست».
نصوص بسیاری در بیان فراگیر بودن علم و آگاهی خداوند آمده است. به اندازه ذره ای یا کوچکتر و بزرگتر از آن، در آسمان و زمین از نگاه خداوند پنهان نمی ماند؛ خداوند، نه غفلت می ورزد و نه فراموش می کند؛ علم و دانش گسترده و گوناگون مردم و آفریده ها، در مقایسه با علم و آگاهی خداوند، هیچ چیزی به نظر نمی آیند؛ همانطور که قدرت و توانایی آنها به هیچ وجه با قدرت خداوند قابل مقایسه نیست. پس خداوند است که به انسانها چیزهایی آموخته که نمی دانستند و آنها را بر انجام کارهایی توانایی داده که بر انجام آن توانایی نداشتند. علم و آگاهی خداوند، به تمام آنچه در جهان بالا و پایین است، احاطه دارد؛ او، آینده جهان را می داند و از آنچه که وجود ندارد، باخبر است. می داند که اگر پدید بیاید، چگونه خواهد بود؛ اوضاع و احوال انسانها را از زمانی که آنها را آفریده و پس از آنکه آنان را می میراند و پس از آنکه آنها را زنده می گرداند، می داند؛ از همه کارهای خوب و بد آنان و سزا و جزای آنها در جهان آخرت بطور مفصل و با تمام جزئیات باخبر است[1].
خلاصه اینکه خداوند، ذاتي است که به درون و برون و به پیدا و پنهان و به واجبات و محالات و ممکنات و به جهان بالا و پایین و به گذشته و حال و آینده بطور کامل آگاه است و از آن خبر دارد. پس هیچ چیزی بر او پوشیده و پنهان نیست[2].

--------------------------------------
1.الحق الواضح المبین ص 37-38 و شرح القصیدة النونیة هراس2/73 و تفسیر سعدی 5/621.
2.تفسیر سعدی 5/621.الله جلّ جلا له می فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» (فاطر: 15) يعني: «ای مردم! شما نیازمند الله هستید و الله، بی نیاز ستوده است».
ابن قیم رحمه الله می گوید: خداوند، از دو جهت ستوده است: یکی اینکه همه مخلوقات، ستایش او را می گویند؛ پس هر ستایش و سپاسی که اهل آسمانها و زمین و پیشینیان و آیندگان آنها، گفته و می گویند و هر ستایشی که آنها نگفته اند و فقط فرض می شود، تنها سزاوار خداست؛ چون خداوند است که آنها را آفریده، روزی داده، نعمتهای ظاهری و باطنی و دینی و دنیوی را به آنها ارزانی نموده و رنجها و ناگواریها را از آنها دور کرده است. پس هر نعمتی که بندگان دارند، از جانب خداست و تنها اوست که بدیها و بلاها را دور می نماید؛ لذا او سزاوار آن است که بندگان، در تمام اوقات ستایش او را بگویند و شکر او را به جای آورند.
دوم اینکه: خداوند، با اسمای حسنی و صفات کامل خود ستایش می شود؛ او دارای هر صفت کمالی است و او، برای هر صفتی سزاوار کاملترین ستایش می باشد. پس او به خاطر ذاتش ستایش می گردد و نیز بر اساس صفاتش ستوده می شود. همچنین برای کارهایش ستایش می گردد؛ چون کارهای او، فضل و احسان و عدل و حکمت است و او، بر آفرینش و قانون و احکام تقدیری و شرعی و جزايی ای که وضع نموده، مورد ستایش است و افکار، توانایی برشمردن ستایش او را ندارند و قلمها، از بیان ستایش او ن