يَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ» (زمر: 67) يعني: «آنان آنگونه که شایسته است خدا را نشناخته اند؛ در روز قیامت سراسر كره زمین یکباره در مشت او قرار دارد و آسمانها با دست راست او در هم پیچیده می شود».
و می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ» (فاطر: 41) يعني: «خداوند، آسمانها و زمین را نگاه می دارد و نمی گذارد خارج و نابود شوند؛ هرگاه (هم بخواهند، از مسیر خود) خارج و نابود گردند، جز خدا، هیچکس نمی تواند آنها را (در مسیر خود) نگاه و محفوظ بدارد».
و می فرماید: «تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ» (شوري: 5) يعني: «خدا، به قدری عظیم است كه آسمانها (با همه عظمتی که دارند) نزدیک است (در برابر جلال و عظمت او) از بالا در هم بشکافند».
در حدیث صحیح از پیامبر ص نقل شده كه گفته است: (إنّ الله یقول: الکبریاء ردائی و العظمة إزاری، فمن نازعنی واحداً منهما عذّبته)[1] یعنی: «خداوند می گوید: بزرگی و تکبر، بالاپوش و ردای من است و عظمت، ازار من می باشد. هرکس در آن با من منازعه کند، او را عذاب می دهم».
پس عظمت و کبریایی، از آنِ او و دو صفت اویند که هیچکس، قدر و اندازه آنها را نمی داند.
نوع دوم مفاهیم عظمت و بزرگی خداوند متعال، اینست که شايسته نيست هيچيك از آفریده هاي الهي، همانند خداوند مورد تعظیم و بزرگداشت قرار بگیرد. پس تنها خداوند سزاوار آن است که بندگانش، با دلها و زبانها و اعضای بدنشان، او را تعظیم نمایند. تلاش برای شناخت خدا، دوست داشتن او، کرنش کردن برای او، تواضع و فروتنی در برابر عظمت او، هراس داشتن از او، حمد و ستایش او با زبان و به جای آوردن حمد و سپاس خداوند با اعضا و جوارح، این تعظیم را تحقق می بخشد.
برای تعظیم و بزرگداشت خداوند باید بگونه ای شایسته تقوای او را رعایت نمود. از اینرو باید از خداوند فرمانبرداری کرد و از فرمانش سرپیچی ننمود؛ باید او را یاد کرد و سپاس او را به جای آورد؛ نباید او را از یاد برد و یا ناسپاسیش کرد.
يكي از مصاديق تعظیم و بزرگداشت خداوند، این است که بنده، زمانها و مکانهایی را که خداوند، محترم قرار داده، مورد بزرگداشت قرار دهد. چنانچه مي فرمايد: «ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ» (حج: 32) يعني: «و هرکس، شعایر الهی را بزرگ دارد، بی گمان (خدا را تعظیم نموده، چراکه) بزرگداشت آنها، نشانه پرهیزگاری دلها (و تعظیم خدا) است».
و فرموده است: «ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ» (حج: 30) يعني: «و هرکس، اوامر و نواهی خدا را بزرگ و محترم دارد، از نظر خدا چنین کاری برای او بهتر است».
همچنین اعتراض نکردن بر آنچه که خدا آفریده یا مشروع نموده، از مصاديق تعظیم و بزرگداشت اوست[2].

--------------------------------------
1.روايت مسلم ( 4/2023 )؛ ابوداود (4/59) و ابن ماجه ( 2/1397 ).
2.الحق الواضح المبین ص 27- 28 و شرح القصیدة النونیة هراس 2/68 و توضیح المقاصد و تصحیح القواعد فی شرح قصیدة الامام ابن قیم، احمد بن ابراهیم بن عیسی 2/214.مجید، یعنی بزرگواری که دارای مجد و عظمت است و مجد، یعنی عظمت و گستردگی صفات؛ پس یکایک صفاتش، بزرگ است؛ او، علیم است و در علم و دانایی اش کامل می باشد؛ رحیم است و رحمتش، همه چیز را فرا گرفته و قدیر (توانا) است و هیچ چیزی او را درمانده نمی کند؛ حلیم (بردبار) است و در بردباری اش کامل می باشد؛ حکیم (باحکمت) است و در حکمت خویش کامل می باشد و سایر نامها و صفاتش[1] در نهایت بزرگی قرار دارند و در هیچیک از نامها و صفاتش نقص و کمبودی نیست. خداوند متعال می فرماید: «إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ» (هود: 73).

--------------------------------------
1.الحق الواضح المبین ص33 و شرح النونیة هراس2/71.خدای متعال، دارای صفات بزرگی و عظمت و شکوه است؛ او، از هر چیزی بزرگتر و والاتر است؛ خداوند عزّوجلّ، در دل دوستان و برگزیدگانش بزرگ است و دلهایشان، سرشار از تعظیم و بزرگداشت خداوند و فروتنی در برابر کبریا و عظمت اوست. خداوند متعال می فرماید: «ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ» (غافر: 12) يعني: «این (عذابی که در آن هستید) بدان خاطر است که شما، هنگامی که خدا به یگانگی خوانده می شد، نمی پذیرفتید و اگر برای خدا، شریک و انباز قرار داده می شد، باور می داشتید؛ پس فرمانروایی و داوری، از آن خداوند والامقام و بزرگوار است».خداوند متعال، می فرماید: «وَكَانَ اللّهُ سَمِيعاً بَصِيراً» (نساء: 134) يعني: «و خداوند، شنوای بیناست».
خداوند، در بسیاری از آیات، صفت سمع (شنیدن) و بصر (دیدن) را در کنار هم ذکر می نماید؛ پس هر کدام از صفات شنیدن و دیدن، تمام متعلقات ظاهری و باطنی خود را احاطه دارد. سمیع (شنوا)، کسی است که شنوايی او، همه شنیدنیها را در بر دارد. از اینرو خداوند، تمام صداهای آهسته و بلندی را که در جهان بالا و پایین وجود دارد، می شنود؛ طوری که گویا همه، یک صدا هستند و صداهای زیاد، برای او تشویش ایجاد نمی کند و همه زبانها را می داند و صداهای نزدیک و دور و آهسته و بلند، برای او یکسان است؛ «سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ» (رعد: 10) يعني: «کسی که از شما سخن را پنهان می دارد و کسی که سخن را آشکارا می سازد و آنکه خویشتن را در شب مخفی می نماید و آنکه در روز روان می گردد، (برای خدا) یکسان می باشند».
و نيز فرموده است: «قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ» (مجادله: 1) يعني: «خداوند، گفتار آن زنی را می پذیرد که درباره شوهرش با تو بحث و مجادله می کند و به خدا شکایت می برد؛ خدا قطعا گفتگوی شما دو نفر را می شنود؛ چراکه خدا، شنوا و بیناست». عایشه رضی الله عنها می گوید: بزرگوار و بابرکت است خداوند که شنوایی او، صداها را در برگرفته است؛ زنی نزد پیامبر ص آمد و از شوهرش شکایت می کرد؛ من، درآن هنگام کنار حجره بودم؛ برخی از سخنانش برای من پوشیده بود و متوجه آن نمی شدم؛ پس خداوند، این آیه را نازل فرمود: «قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ»[1].
شنیدن خداوند، بر دو نوع است:
یکی اینکه همه صداهای آشکار و پنهان و بلند و آهسته را می شنود و کاملا به آن احاطه دارد.
دوم: دعا و خواسته دعاکنندگان و عبادت کنندگان را می شنود و دعایشان را می پذیرد و به آنها پاداش می دهد. چنانچه خداوند متعال، می فرماید: «إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَا