 href="w:text:35.txt">الحليم</a><a class="text" href="w:text:36.txt">العفو، الغفور، الغفار</a><a class="text" href="w:text:37.txt">التوّاب</a><a class="text" href="w:text:38.txt">الرقيب</a><a class="text" href="w:text:39.txt">الشهيد</a><a class="text" href="w:text:40.txt">الحفيظ</a><a class="text" href="w:text:41.txt">اللطيف</a><a class="text" href="w:text:42.txt">القريب</a><a class="text" href="w:text:43.txt">المجيب</a><a class="text" href="w:text:44.txt">الودود</a><a class="text" href="w:text:45.txt">الشاكر، الشكور</a><a class="text" href="w:text:46.txt">السيد، الصمد</a><a class="text" href="w:text:47.txt">القاهر، القهار</a><a class="text" href="w:text:48.txt">الجبّار</a><a class="text" href="w:text:49.txt">الحسيب</a><a class="text" href="w:text:50.txt">الهادي</a><a class="text" href="w:text:51.txt">الحَكم</a><a class="text" href="w:text:52.txt">القدوس، السلام</a><a class="text" href="w:text:53.txt">البَرّ، الوهّاب</a><a class="text" href="w:text:54.txt">الرحمن، الرحيم، الكريم، الاكرم، الرؤوف</a><a class="text" href="w:text:55.txt">الفتّاح</a><a class="text" href="w:text:56.txt">الرّزّاق، الرازق</a><a class="text" href="w:text:57.txt">الحّي القيوم</a><a class="text" href="w:text:58.txt">نور السموات و الارض</a><a class="text" href="w:text:59.txt">الرَّبّ</a><a class="text" href="w:text:60.txt">الله</a><a class="text" href="w:text:61.txt">الملك، المليك، مالك الملك</a><a class="text" href="w:text:62.txt">الواحد، الاحد</a><a class="text" href="w:text:63.txt">المتكبر</a><a class="text" href="w:text:64.txt">الخالق، البارئ، المصور، الخلاق</a><a class="text" href="w:text:65.txt">المؤمن</a><a class="text" href="w:text:66.txt">المهيمن</a><a class="text" href="w:text:67.txt">المحيط</a><a class="text" href="w:text:68.txt">المقيت</a><a class="text" href="w:text:69.txt">الوكيل</a><a class="text" href="w:text:70.txt">ذوالجلال و الاكرام</a><a class="text" href="w:text:71.txt">جامع الناس ليوم لا ريب فيه</a><a class="text" href="w:text:72.txt">بديع السموات و الارض</a><a class="text" href="w:text:73.txt">الكافي</a><a class="text" href="w:text:74.txt">الواسع</a><a class="text" href="w:text:75.txt">الحق</a><a class="text" href="w:text:76.txt">الجميل</a><a class="text" href="w:text:77.txt">الرفيق</a><a class="text" href="w:text:78.txt">الحييّ الستير</a><a class="text" href="w:text:79.txt">الاله</a><a class="text" href="w:text:80.txt">القابض، الباسط، المعطي</a><a class="text" href="w:text:81.txt">المقّدِم، المؤخِّر</a><a class="text" href="w:text:82.txt">المبين</a><a class="text" href="w:text:83.txt">المنّان</a><a class="text" href="w:text:84.txt">الولي</a><a class="text" href="w:text:85.txt">المولي</a><a class="text" href="w:text:86.txt">النصير</a><a class="text" href="w:text:87.txt">الشافي</a></body></html>خداوند متعال می فرماید: «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ» (حدید: 3) یعنی: «او، اول وآخر و ظاهر و باطن است».
پیامبر ص این چهار اسم را به صورت جامع و روشن تفسیر کرده است؛ او خطاب به پروردگارش گفت: (اللهم أنت الأول فلیس قبلک شئ و أنت الآخر فلیس بعدک شئ و أنت الظاهر فلیس فوقک شئ و أنت الباطن فلیس دونک شئ)[1] یعنی: «بارخدایا! تو، اول هستی؛ پس هیچ چیزی پیش از تو نبوده است و تو، آخِر هستی و بعد از تو چیزی نیست و تو، پیدا هستی و برتر از تو چیزی نیست و تو، ناپیدا هستی و پنهان تر از تو چیزی نیست».
این حدیث، هر اسمی را طبق معنی بزرگ آن تفسیر کرده و آنچه را با آن منافات دارد، نفی نموده است. پس در این معانی بزرگ بیندیش که بر این دلالت می کند که او، در کمال مطلق، یگانه است. بدین ترتیب اول و آخر، این را می رساند که او، بر زمان، احاطه مطلق دارد و ظاهر و باطن، این را می گوید که بر مکان احاطه مطلق دارد. پس اول، بر این دلالت می نماید که تمام چیزها غیر از او، از نیستی و عدم پدید آمده اند و حادث می باشند. از اینرو بنده باید فضل پروردگارش را در هر نعمت دینی و دنیوی مورد ملاحظه قرار دهد؛ چون خدا، آن را پدید آورده است.
آخر، بر این دلالت می کند که او، غایت و سروری است که مخلوقات برای رفع نیازهای خود به او روی می آورند، او را به خدایی گرفته، به او امیدوارند و از او بیم دارند و همه خواسته های خود را از او می جویند.
ظاهر، بر عظمت صفات او و اضمحلال و نابودی هر چیزی نزد عظمت او دلالت می کند و باطن، دال بر اینست که او، از رازها، نهانها، سرّ درون و مسایل ریز و پوشیده آگاه است. ظاهر بر كمال نزديك بودن او دلالت مي كند و ظاهر و باطن، با هم تضادي ندارند؛ زيرا هيچ چيزي مانند خدا نيست[2].

--------------------------------------
1.مسلم 4/2084.
2.الحق الواضح المبین ص 25 و شرح النونیة هراس 2/67.خداوند متعال می فرماید: «وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ» (بقره: 255) ترجمه: «نگهداری آن دو، وی را درمانده نمی سازد و او، علي (بلندمرتبه) و عظيم (بزرگ) است».
و می فرماید: «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» (اعلی :1) يعني: «نام پروردگار برترت را به پاکی یاد کن».
و می فرماید: «عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ» (رعد: 9) يعني: «به پنهان و پیدا داناست، بزرگِ بلندمرتبه می باشد».
بنابراین تمام مفاهیم علوّ و برتری، برای خداوند از هر جهت ثابت است؛ لذا ذات او، برتر و بالاست و او فراتر از همه  مخلوقات و بر بالای عرش است؛ قدر و جایگاه او، والاست و صفات و عظمت او، برتر و بالا می باشد و هیچ صفتی از صفات مخلوق، مانند صفات او نیست. بلکه اگر تمام آفریده ها، جمع شوند، نمی توانند حتی بخشي از مفاهیم و معانی یک صفت او را کاملا دریابند. الله متعال می فرماید: «وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً» (طه: 110) يعني: «و (انسانها) در دانش به او احاطه نیابند».
از اینرو روشن می شود که در همه صفاتش، هیچ چیزی مانند او نیست و قهر و چیرگی او، برتر است و او، یگانه قهاری مي باشد که با قدرت و برتریش بر تمام مخلوقات چیره است؛ همه، در اختیار او هستند و کسی نمی تواند در برابر خواسته اش بایستد؛ آنچه او نخواهد، انجام نمی یابد و اگر تمام انسانها برای ایجاد چیزی که خداوند نخواسته، گرد بیایند، نمی توانند كاري بكنند و اگر همه جمع شوند تا از آنچه او خواسته، جلوگیری نمایند، نمی توانند و این، به خاطر کمال توانایی و نفوذ مشیت او و نیازمندی شدید بندگان از هر جهت به اوست[1].

--------------------------------------
1.الحق الواضح المبین ص 26 و شرح النونیة هراس2/68.خداوند متعال می فرماید: «وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ» (بقره: 255) يعني: «و حفظ آن دو، بر او گران نمی آید و او، بلندمرتبه بزرگ است».
خداوند، بزرگ است و دارای هر صفت و مفهومی می باشد که تعظیم و بزرگداشت را ایجاب می نماید؛ پس هیچ مخلوقی نمی تواند او را باید و شاید بستاید؛ بلکه او، همانگونه است که خودش را ستوده و بالاتر از ستایش بندگان می باشد.
گفتنی است: آن دسته از مفاهیم تعظیم که برای خداوند یگانه ثابت شده اند، دو نوع هستند: یکی اینکه او، به هر صفت کمالی موصوف است و او، از آن مفاهیم کمال، کاملترین و بزرگترین و گسترده ترین آن را داراست. لذا او، دارای علم و دانایی فراگیر و احاطه کننده و قدرت نافذ و بزرگی و برتری است. از عظمت و بزرگی خداوند است که آسمانها و زمین، در کف او کوچکتر از دانه ی خردل هستند؛ چنانچه ابن عباس رضی الله عنه و دیگران، این را گفته اند و خداوند متعال نیز فرموده است: «وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْق