 اسماء و صفات اوست؛ اما سخی از اسمای او نیست. به جای فاعل و صانع و مشکّل (چهره آرا)، (خالق) و (باری) و (مصور) اسمها و صفات او هستند. و به جای صفوح و ساتر، (غفور) و (عفو) اسم و صفت او می باشند. همچنین سایر اسمای خدا، کاملترین و بهترین نامها هستند؛ بگونه ای که نام دیگری نمی تواند، به جای آن قرار بگیرد. پس همانطور که صفتهای او، کاملترین صفات هستند، نامهای او بهترین نامها می باشند و نباید به اسمی دیگر غیر از آنچه او بر خود نهاده و پیامبرش، او را بدان توصیف نموده، نامگذاری گردد. همینطور نباید اسمهایی بر او نهاده شود که باطلگرايان و منکران صفت، بر او اطلاق کرده اند[2].

--------------------------------------
1.بدائع الفوائد ابن قیم رحمه الله 1/161- 162.
2.مرجع سابق 1/167- 168 با اندکی تصرف.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">سخن ناشر</a><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:6.txt">بخش اول: نامهای خدا توقیفی هستند</a><a class="text" href="w:text:7.txt">بخش دوم: ارکان ایمان به اسمای حسنی</a><a class="text" href="w:text:8.txt">بخش سوم: اقسام آنچه خداوند به آن توصیف می شود</a><a class="text" href="w:text:9.txt">بخش چهارم: دلالت سه گانه اسمای حسنی</a><a class="text" href="w:text:10.txt">بخش پنجم: حقیقت الحاد در نامهای خدای متعال</a><a class="text" href="w:text:11.txt">بخش ششم: برشمردن و حفظ کردن اسمای حسنی، اساس علم است</a><a class="text" href="w:text:12.txt">بخش هفتم: نامهای خدا همه نیکو هستند</a><a class="text" href="w:text:13.txt">بخش هشتم: برخی از نامهای خدا به تنهایی بر او اطلاق می شوند و برخی همراهِ نامی دیگر؛ برخی هم به تنهایی بر او اطلاق نمی گردند؛ بلکه همراه اسم مقابل و  متضاد خود بر او اطلاق می شوند</a><a class="text" href="w:text:14.txt">بخش نهم: برخی از اسمای حسنی بر چند صفت دلالت می نمایند</a><a class="text" href="w:text:15.txt">بخش دهم: آن دسته از اسمای حسني که همه اسماء و  صفات به آن برمی گردد</a><a class="folder" href="w:html:16.xml">بخش یازدهم: نامها و صفات خدا، مختص او هستند و یکی بودن نامها، شبیه بودن صاحبان نامها را ایجاب نمی کند</a><a class="text" href="w:text:19.txt">بخش دوازدهم: آنچه باید دانست...</a><a class="text" href="w:text:20.txt">بخش سیزدهم: مراتب برشمردن نامهای نیک خداوند که هر کس، آنها را حفظ نماید، وارد بهشت می شود</a><a class="text" href="w:text:21.txt">بخش چهاردهم: تعداد اسمای حسنی، معین و محدود نیست</a><a class="folder" href="w:html:22.xml">بخش پانزدهم: شرح نامهای نیکوی خداوند</a><a class="folder" href="w:html:88.xml">بخش شانزدهم چند فتوا پیرامون اسمای حسنی</a></body></html>در اینجا مراحل برشمردن و حفظ کردن نامهای خدا بیان می شود. گفتنی است: هرکس، آنها را حفظ نماید، وارد بهشت می شود و این، محور سعادت و نجات و رستگاری است.
مرحله اول: برشمردن کلمات و تعداد آنها.
مرحله دوم: فهمیدن معانی آنها و آنچه بر آن دلالت می نمایند.
مرحله سوم: خواندن خداوند با اسمای حسنی آنگونه که خداوند متعال می فرماید: «وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا» (اعراف: 180) يعني: «و خداوند، دارای نامهای نیکوست؛ پس او را بدانها بخوانید».
و این، دو مرحله دارد؛ یکی: ستایش و عبادت است و دیگری خواستن از خداوند با توسل به اسمای حسنی.
پس او را فقط باید با نامهای نیکو و صفات والایش ستایش کرد و از او فقط باید با اسماء و صفاتش مسألت و درخواست نمود. از اینرو نباید گفت: یا موجود، یا شیء، و یا ذات مرا بیامرز و بر من رحم کن؛ بلکه در هر خواسته ای با نامی از او خواسته می شود که آن نام، مقتضی آن خواسته باشد و سؤال کننده، باید با توسل با همان نام از او بخواهد. هرکس در دعاهای پیامبران و بویژه دعاهای خاتم پیامبران ص بیندیشد، می بیند که دعاها با این اصل مطابق است. چنانچه برای درخواست روزی از خداوند، می گوییم: یا رزاق و برای طلب آمرزش، می گوییم: یا غفّار!اسمای حسنی در تعدادي مشخص منحصر نیستند؛ زیرا خداوند، نامها و صفاتی دارد که در علم غیب، نزد خود باقی گذاشته و کسی از آن خبر ندارد و هیچ فرشته مقرب و پیامبری، آنها را نمی داند. چنانچه در حدیث صحیح آمده است: (...أسألک بکل اسم هو لک سمّیت به نفسک أو أنزلته فی کتابک أو علمته أحداً من خلقک أو استأثرت به فی علم الغیب عندک...). یعنی: «...تو را با هر نامی می خوانم که خودت را به آن نامیده ای یا در کتاب خود نازل نموده ای و یا به یکی از بندگانت یاد داده ای یا آن را در علم غیبت نزد خود نگاه داشته ای...»[1].
پس خداوند، نامهایش را به سه نوع تقسیم کرده است:
یک دسته از نامهای خدا، چنين است که خودش را بدان نامیده و آن را برای هر یک از ملائکه یا دیگران که خواسته، اظهار نموده و آن را در کتابش نازل نکرده است.
نوع دیگری از نامهایش را در کتاب خود نازل نموده و با آن خودش را به بندگان خویش معرفی کرده است.
بخش دیگری از نامهایش را تنها خودش، می داند و هیچيك از مخلوقاتش، آن را نمی داند و از همین مورد است گفته پیامبر ص در حدیث شفاعت كه: (فیفتح علی من محامده بما لا أحسنه الآن) یعنی: «از آنچه او با آن ستایش می شود، چیزهایی به من می نماید که اینک آن را خوب نمی دانم»[2]. منظور از آنچه او با آن ستایش می شود، اسماء و صفات خدا می باشند.
و نیز از همین مورد است، فرموده پیامبر اکرم ص که: (لا أحصی ثناء علیک أنت کما أثنیت علی نفسک)[3]. یعنی: «نمی توانم ستایش تو را بطور کامل بگویم؛ تو، همانگونه هستی که خودت، خود را ستوده ای».
رسول خدا ص فرموده است: (إن لله تسعة و تسعین اسماً من أحصاها دخل الجنة)[4] یعنی: «خداوند، نود و نه نام دارد؛ هرکس، آنها را حفظ نماید، وارد بهشت می شود».
گفتنی است: در این حدیث، ویژگی و فضیلت نود و نه اسم از اسمای حسنی بیان می شود که هرکس، آنها را حفظ كند، وارد بهشت مي شود؛ نه اينكه نامهای خدا را در نود و نه اسم منحصر بداند و بدین معنا نیست که خداوند، نامهای دیگری ندارد. مانند اینکه بگویی فلانی، صد برده دارد که آنها را برای جهاد آماده کرده است. این، بدین معنا نمی باشد که او، برده های دیگری ندارد که برای جهاد آماده باشند[5].

--------------------------------------
1.احمد 1/391 و شیخ آلبانی، آن را صحیح دانسته است؛ الکلم الطیب ص73.
2.مسلم 1/183، 185 و غیره.
3.مسلم 1/352.
4.بخاري مع الفتح 5/354 و 11/214 و مسلم 4/2063 و ابن حجر در الفتح 11/214- 228 آن را شرح داده است و در آخر حدیث آمده: (و هو وتر یحب الوتر) یعنی: «و او فرد است و فرد را دوست دارد».
5.بدائع الفوائد امام ابن قیم 1/166- 167 و نگا: فتاوی ابن تیمیه 6/379-382.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:23.txt">الاوّل، الآخر، الظاهر، الباطن</a><a class="text" href="w:text:24.txt">العلي الاعلي المتعال</a><a class="text" href="w:text:25.txt">العظيم</a><a class="text" href="w:text:26.txt">المجيد</a><a class="text" href="w:text:27.txt">الكبير</a><a class="text" href="w:text:28.txt">السميع</a><a class="text" href="w:text:29.txt">البصير</a><a class="text" href="w:text:30.txt">العليم الخبير</a><a class="text" href="w:text:31.txt">الحميد</a><a class="text" href="w:text:32.txt">العزيز، القدير، القادر، المقتدر، القوي، المتين</a><a class="text" href="w:text:33.txt">الغني</a><a class="text" href="w:text:34.txt">الحکيم</a><a class="text"