ای ما آسان و هموار نماید؛ او نزدیک است و دعا را اجابت می نماید[2].

--------------------------------------

1.مرجع سابق، ص 33.
2.بدائع الفوائد از ابن قیم رحمه الله با اندکی تصرف 1/169- 170. وی، بیست فایده در مورد اسمای حسنی ذکر نموده و در پایان گفته است: این بیست فایده به قاعده ای اضافه می شود که در آغاز و در بحث آنچه خداوند، به آن توصیف می شود، بیان نمودیم. لذا باید این اصول را بشناسی و رعایت کنی تا در صورت برخورداری از قلبی فهیم و زبانی گویا، اسمای حسنی را در محل شایسته ای که یافتی، شرح دهی و در غیر این صورت، سکوت کنی که این برای تو بهتر است. زیرا خداوند، بزرگتر از چیزی است که به ذهن می رسد و فراتر از تعبیری می باشد که بر زبان می آید.. این مبحث را بنگرید در: بدائع الفوائد (1/159- 170).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:101.txt">سئوال</a><a class="text" href="w:text:102.txt">پاسخ</a></body></html>الف) همانطور که نامگذاری مخلوق با اسم عَلَم (الله) ممنوع است، نامگذاری مخلوق با نامهای دیگر خالق، جایز نیست؛ چراکه دلیلی برای فرق گذاشتن بین نامهای خدا وجود ندارد.
ب) یکی از نکات روشن در علم لغت، این است که هرگاه جار و مجرور، قبل از معرفه باشد، مفید حصر است: «وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى». از اینرو معنی آیه چنین می شود: «اسمای حسنی، تنها از آنِ خداست».
پس این آیه، این را می رساند که اسمای حسنی فقط بر خداوند اطلاق می شوند و جایز نیست مخلوق به آن نامگذاری شوند. آیا این، به عنوان دلیل دست است؟آن دسته از نامهای خدا که عَلَم است، مانند لفظ الله، نام نهادن کسی غیر از خدا به آن جایز نیست. چون، مسمای آن مشخص است و شراکت را قبول نمی کند. همچنین نامهایی که مشارکت پذیر نباشند مانند خالق و بارئ؛ زیرا خالق (آفریننده) ذاتی است که چیزی را می آفریند يا به وجود می آورد؛ بی آنکه آن را از روی نمونه دیگری بیافریند. بارئ، ذاتی است که چیز را بدون عیب و نقص ایجاد می کند و فقط خداوند چنین می کند. لذا کسی جز خدا را نمی توان خالق یا بارئ نامید.
اما نامهایی همچون ملک، عزیز و جبار را را برغیر خداوند نهاد. زیرا چنین نامهایی، معنایی کلی دارند و افرادی که دارای این مفهوم کلی هستند، با هم فرق می کنند. از سوی دیگر الله جلّ جلاله، این نامها را بر خود نهاده و برخی از بندگانش را نیز بدین اسماء، نامیده است؛ مانند: «قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ» (یوسف: 51)؛ همچنین می فرماید: «كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ» (غافر: 35)؛ از این اشتراک اسمی، همانندی و مشابهت لازم نمی آید؛ چون هر مسمایی، علامتهایی مختص به خود دارد که آن را از غیر آن جدا می نماید. از اینرو فرق نامگذاری خداوند با لفظ جلاله (الله) با نامگذاری او با نامهایی که معانی کلی دارند، مشخص می شود. لذا این نامها، با لفظ جلاله مقایسه نمی شوند.
اما منظور از آیه «وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى»، حصر کمال حُسن در نامهای خداوند متعال است، نه حصر نامهای خدا بر او؛ چون کلمه حسنی اسم تفضیل است و صفت اسماء می باشد. چنانچه خدای متعال می فرماید: «وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» (فاطر: 15)؛ در این آیه منظور، حصرِ کمال بی نیازی و توانگری و ستودگی خداوند است، نه اینکه اسم غنی و حمید، منحصر به او باشد؛ چون غیر خداوند نیز غنی و حمید نامیده می شود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:104.txt">سئوال</a><a class="text" href="w:text:105.txt">پاسخ</a></body></html>وقتی ثابت شد که جایز نیست مخلوق به نامهای خدا نامگذاری شوند، آیا از نامهای خدا، نامهایی هستند که نامگذاری مخلوق به آنها جایز نباشد؟ و آیا در این عدم جواز، رحمن و قیوم داخل هستند و آیا نامهای دیگری وجود دارد که موصوف کردن مخلوق بدان، جایز نمی باشد؟پیشتر در جواب سؤال دوم و سوم، قاعده و مثالهایی بیان شد که موضوع نامگذاری مخلوق به برخی از اسمای خدا را توضیح داد و مثالهایی درباره اسمایی که نامگذاری مخلوق به آن، جایز یا ناجایز است، بیان گردید. بنابراین نامگذاری مخلوق به قیوم (پایدار) جایز نیست؛ چون قیوم ذاتی است که از دیگران بی نیاز است و همه به او نیازمندند و این، مختص خداوند می باشد و کسی دیگر، با او مشارکت ندارد.
همچنین نمی توان مخلوق را رحمن نامید؛ زیرا از بس که زیاد به عنوان اسم خدا استعمال شده، عَلَم می باشد و به او اختصاص دارد؛ مانند لفظ جلاله (الله). لذا جایز نیست کسی غیر الله، رحمن نامیده شود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:107.txt">سئوال</a><a class="text" href="w:text:108.txt">پاسخ</a></body></html>آیا (الفضیل) از اسمای نیک خداوند است؟ و کسی که اسمش عبدالفضیل است، آیا اسمش، عوض شود یا نه؟
از آنجا که پرسشهای زیادی در مورد اسمای حسني می شود و برخی از افراد نامهایی مانند عبدالنبی و ... دارند که در شریعت، چنین نامهایی جایز نیست، لطفا توضیح دهید که نسبت دادنِ عبد به چه نامهایی جایز است؟
بسیاری از کتابها، به این اشاره می کنند که نامهای خدا، در نود و نه اسم، منحصر نیستند؛ بلکه روایات، در مورد نود و نه نام مختلف هستند و برخی از علما می گویند: نامهای خدا، تعداد مشخصی ندارند؛ چون در حدیث آمده است: «بارخدایا! تو را به هر نامی که خودت را نامیده ای می خوانم...».اول اینکه: «وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ » (اعراف: 180) یعنی: «خدا، دارای زیباترین نامهاست؛ او را بدان نامها بخوانید و کسانی را که در نامهای خدا به الحاد و تحریف دست می یازند، واگذارید. آنان، کیفر کار خود را خواهند دید».
خداوند خبر داده که او، دارای نامهای نیکویی است که مختص به او هستند و کمال صفات و جلال و شکوهش را در بردارند و به بندگانش امر نموده تا او را با نامهایی نامگذاری کنند که خودش، خود را با آن نامیده است و او را با تضرع و زاری با نامهایش بخوانند و آنان را از الحاد و انحراف در نامهای خود نهی کرده است. چنانکه انکار معانی نامها و یا نامیدن خداوند به اسمی که خودش، آن اسم را بر خود ننهاده، الحاد و انحراف است و خداوند، هر کس را که در این باره خلاف فرمان او عمل نماید، به عذاب تهدید نموده است. نامهای خدا در قرآن و در سنت پیامبر ص ثابت هستند و در میان این نامها اسم فضیل وجود ندارد و کسی حق ندارد خداوند را فضیل بنامد؛ چون نامهای خدا توقیفی هستند و خداوند، آنچه را که شایسته شکوه اوست، بهتر می داند.
بندگان در این باره ناتوانند. پس هرکس بر خداوند نامی بگذارد که او و پیامبرش، آن نام را ننهاده اند، در اسمای الهی از مسیر و راه راست منحرف شده است. لذا جایز نیست که نام کسی، عبدالفضیل یا عبدالنبی یا غلام احمد یا غلام مصطفی نهاده شود و یا به نامهایی نامیده شود که مخلوق را بنده مخلوق دیگری قرار می دهد.
چراکه در این کار در مورد صالحان غلو می شود و به حق خدا، تعدي و گستاخي مي گردد و مقدمه شرک و گمراهی می