اند‌.  آثار  آن  دال  بر  قدرت  و  تسلّط  و  تمدّن  است‌.

(وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ).

ساکنان  سرزمین  حجر  (‌نیز  همچون  قوم  لوط  و  شعیب‌)  فرستادگان  (‌خدا)  را  تکذیب  کردند  (‌و  دروغگویشان  نامیدند)‌.

ساکنان  سرزمین  حجر  جز  پیغمبر  خود  صالح  را  تکذیب  نکرده‌اند.  امّا  صالح  نماینده  همه  پیغمبران  است‌.  وقتی  که  قوم  او  وی  را  تکذیب  کرده‌اندگفته  شده  است‌:  آنان  پیغمبران  را  تکذیب  کرده‌اند.  این  بدان  خاطر  است‌که  رسالت  و  پیغمبران  و  تکذیب‌کنندگان  یکی  هستند  در  هر  عصری  از  اعصار  تاریخ‌،  و  در  هر  ناحیه‌ای  از  نواحی  زمین‌،  هرچندکه  زمان  و  مکان  و  اشخاص  و  اقوام  مختلف  هستند.

(  وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ)  .

ما  آیات  خود  را  برایشان  فرستادیم  (‌و  معجزات  خویش  را  بدیشان  نمودیم‌)  ولی  آنان  بدانها  پشت  کردند  و  رویگردان  شدند.

نشانه  و  معجزه  صالح  شتر  ماده  بود.  ولیکن  نشانه‌ها  و  معجزه‌ها  در  این  جهان  فراوان  است‌.  نشانه‌ها  و  معجزه‌ها  در  این  درونها  نیز  فراوان  است‌.  همه  آنها  به  چشمها  و  اندیشه‌ها  نموده  شده  است‌.  خارق‌العاده‌ای  که  صالح  آن  را  برای  ایشان  آورده  بود  تنها  نشانه  و  معجزه‌ای  نبودکه  خدا  برای  ایشان  ارسال  و  بدیشان  نموده  بود.  آنان  از  همه  نشانه‌ها  و  معجزه‌های  خدا  روی‌گرداندند،  و  به  سوی  آنها  نه  چشمی‌گشودند  و  نه  دریچه  دلی  باز  کردند،  و  نه  خردی  و  نه  شعو‌ری  بدانها  پی  بردند.

(وَكَانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ)‌.

آنان  در  دل  کوه‌ها  خانه‌هائی  می‌تراشیدند  و  (‌از  نزول  عذاب  و  تخریب  آنها)  خاطرجمع  بودند.  در  این  وقت  صدا(‌ی  عذاب‌)  بامدادان  ایشان  را  فروگرفت  (‌و  نابودشان  کرد)‌.  و  چیزی  که  (‌از  اموال‌)  کسب  کرده  بودند  (‌و  دژهائی  که  ساخته  بودند  آنان  را  از  هلاک  نرهاند  و)  برای  ایشان  سودمند  نیفتاد.

این  لحظه  گذرای  امن  و  امان  در  خانه‌های  محکمی ‌که  در  دل  کوه‌ها  ساخته  شده‌اند،  تا  فریادی  که  ایشان  را  فرامی‌گیرد  و  برای  آنان  چیزی  از  چیزهائی‌که  جمع‌آوری‌کرده‌اند  و  از  چیزهائی‌که  ساخته‌اند  و  از  چیزهائی‌که  در  صخره  سنگها  تراشیده‌اند  برای  ایشان  باقی  نمی‌گذارد،  چیزی‌که  به  درد  ایشان  بخورد  و  هلاک  جان‌ستان  و  هوش‌ربا  از  آنان  دفع‌کند،  همچون  لحظه‌ای  دل  انسان  را  سخت  می‌پساید  و  لمس  می‌نماید.  چه  قومی  بر  جان  خود  بیش  از  قومی  ايمن  نمی‌گرددکه  خانه‌هایشان  در  دل  صخره  سنگها  تراشیده  شده  است‌،  و  اطمینانی  برای  مردم  در  وقتی  از  اوقات  بیش  از  اطمینان  آن  مردمانی  حاصل  نمی‌گردد  که  در  بامدادان  درخشان  د‌لربا  برای  خود  تصور  می‌کردند  ...  امّا  هم‌اینک  این  ایشانند  که  قوم  صالح  هستند  و  بامدادان  فریادی  و  غرشی  آنان  را  دربر  می‌گیرد،  بدان  هنگام  که  ایشان  در  خانه‌های  محکم  خود  ایمن  نشسته‌اند.  در  همین  وقت  همه  چیز  بر  باد  می‌رود!  همه  حفاظها  و  حفاظتها  ضائع  می‌شود!  همه  دژهای  استوار  سست  و  لرزان  ميگردد!..  هیچ  چیزی  از  اینها  ایشان  را  از  دست  آن  فریاد  و  آوا  نمی‌رهاند.  فریاد  و  آوائی  که  صدای  طوفان  بادی  یا  غرش  رعدی  است‌.  در  دل  صخره‌ها  سنگهای  سخت  بدیشان  می‌رسد  و  نابودشان  می‌سازد.

بدین  منوآل  آن  حلقه‌های  زنجیره  داستان  در  سوره  پایان  می‌پذیرد،  حلقه‌هائی  که  سنت  خدا  را  درباره  تکذیب‌کنندگان  پیاده  می‌کند.  آن  تکذیب‌کنندگانی  که  مدت  معین  دوران  عمرشان  به  اتمام  رسیده  است‌.  در  اینجا  است‌که  خاتمه  این  مرحله  با  خاتمه‌های  مرحله‌های  سه‌گانه  پیشین  درباره  پیاده  کردن  سنت  خدا  هماهنگ  می‌گردد،  سنتی  که  برگردانده  نمی‌شود،  و  تخلف  نمی‌پذیرد،  و  به  خطا  نمی‌رود.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] اشاره  به  سوره  هود  آیه  ٧٢  است‌.  (‌مترجم‌)  
[2]  یعنی  او  با  قوم  لوط  می‌ماند  و  به  سرنوشت  ایشان  گرفتار  مـی‌آید.  ایـن  واژه  از  «‌غبرة‌»  است‌که  به  معنی  باقی  مانده  شیر  در  پستان  است‌. 
[3]  سبیل  مقیم‌.  راه  باقی  مانده‌ای ‌که  از  ميان  نرفته  باشد. 
[4]  ایکه‌:  درختهائی  که  سر  درهـم  کشیده  و  انبوه  بـاشند.  شعیب  بـه  سـوی  سرنشینان  ایکه‌،  و  سرنشینان  مدین  روانه  شده  بود. 
[5]  مراجعه  شود  به  شعراء/‌١٧٦.  ،  ص/‌١٣.  ،  ق/‌١٤.  ،  اعـراف/‌٨٥.  ،  تـوبه/‌٧٠.  ،  هود/٨٤ و ٩٥  ،  طه/‌٤٠.  ،  حج/‌٤٤.  ،  قصص/‌٢٢و  ٢٣ و  ٤٥  ،  و  عنکبوت/‌٣٦  (‌مترجم‌)سوره‌ي حجر آيه‌ي 99-85

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلا بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ (٨٥) إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ (٨٦) وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ (٨٧) لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ (٨٨) وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ (٨٩) كَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ (٩٠) الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ (٩١) فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (٩٢) عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (٩٣) فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ (٩٤) إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ (٩٥) الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (٩٦) وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ (٩٧) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ (٩٨) وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ (٩٩)

این  سنتها  و  قانونهائی‌که  تخلف  نمی‌ورزند،  و  بر  جهان  و  زندگی‌،  گروه‌ها  و  رسالتها،  هدایتها  و  ضلالتها،  سرنوشتها  و  حسابها  وکتابها  و  سزاها  و  جزاها  فرمانروائی  دارند»  و  هر  بندی  از  بندهای  سوره  با  تصدیق‌کردن  و  مصداق  بخشیدن  سنت  و  قانونی  از  آن  سنتها  و  قانونها،  و  یا  عرضه  نمودن  نمونه‌هائی  از  آن  در  جایگاه‌های  مختلف  این‌گونه  جولانگاه‌،  به  پایان  آمده  است‌.  این  سنتها  و  قانونها  گواه  بر  حکمت  نهان  در  هر آفریده‌ای  از  آفریده‌های  یزدان  است‌،  و  شاهد  حق  اصیلی  است  که  سرشت  این  آفریده‌ها  بر  آن  استوار  و  پا‌یدار  است‌.

بدین  خاطر  است‌که  روند  قرآنی  در  پایان  سوره  به  بیان  این  حق  بزرگ  و  سترگی  می‌پردازدکه  در  سرشت  آفریده‌های  آسمانها  و  زمین  و  میان  آن  دو  جلوه‌گر  می‌اید،  و  در  سرشت  قیامتی‌که  هیچ‌گونه  شک  و  ت