نیاورند)  دیگر  بدیشان  مهلت  داده  نمی‌شود  (‌و  فوراً  عذاب  الهی  گریبانگیرشان  می‏‎گردد  و  مجال  ماندن  نخواهند  داشت‌)‌. (‌حجر/‌٧)

ناگهان  ما  خود  را  در  جلو  صحنه  نابودی  و  ویرانی  و  به  زمین  فرو  رفتن  و  هلاک  شدنی  می‌یابیم‌که  سزاوار  هچون  سرشتهای  واژگونه  و  وارونه  است‌:

(  فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ)  .

پس‌به‌هنگام  طلوع‌آفتاب‌،‌صدای  (‌وحشتناک  صاعقه‌و  زمین‌لرزه‌)  ایشان  را  فروگرفت‌.  آنگاه  (‌آنجا  را  زیر  و  رو  کردیم  و)  بالای  آن  را  پائين‌،  (‌و  پائین  آن  را  بالا)  گرداندیم‌،  و  با  سنگهائی  از  گل  متحجّر  شده  ایشان  را  سنگباران  نمودیم‌.

شهرهای  لوط  با  پدیده‌ای  به  دل  زمین  فرو رفت‌،  پدیده‌ای  همگون  زلزله‌ها  یا  آتش‌فشانیهاکه‌گاهی  با  به  دل  زمین  فرورفتنها،  پرتاب  سنگهای  آغشته  به‌گل‌،  و  فروتپیدن  شهرها  به‌طورکامل  و  حرکت  آنها  به  اندرون  زمینها،  همراه  است‌.گویند:  دریاچه  لوط  فعلی‌،  پس  از  این  حادثه‌،  و  پس  از  آن‌که  عوره  و  سدوم  وارونه  گشته‌اند  و  به  دل  زمین  خزیده‌اند،  و  جای  آنها  فروتپیده  است  و  از  آب  پرگردیده  است‌،  پدید  آمده  است‌.  ولی  ما نمیگوئیم  آنچه  برسرقوم  لوط  آمده  است  با  زلزله‌ای  یا  آتش‌فشانی‌گذرائی  بوده  است‌که  در  همه  وقت  صورت  می‌پذیرد  ...  چه  برنامه  ایمانی‌ای‌که  ما  در  این  فی  ظلال‌القرآن  بر  آن  حریص  و  آزمندیم  از  اين گونه  تلاشها  و  پویشها  دور  است‌.

ما  یقيناً  می‌دانیم‌که  همه  پدیده‌های  جهانی  برابر  قانون  خدا  جاری  و  ساری  می‌گردند،  قانونی‌که  یزدان  سبحان  آن  را  در  این  جهان  به  ودیعت  نهاده  است‌.  ولیکن  هر  پدیده‌ای  و  هر  حادثه‌ای  در  این  جهان  به‌گونه  جبری  روی  نمی‌دهد،  بلکه  برابر  قضا  و  قدر  خاص  خود  صورت  می‌پذیرد.  بدون  این‌که  تعارضی  میان  ثبات  قانون  و  جریان  مشیّت  برابر  قضا  و  قدر  ویژه‌ای  درباره  هر  حادثه‌ای  باشد  ...  همچنین  ما  یقیناً  می‌دانیم‌که  یزدان  سبحان  در  حالت  معینی  قضا  و  قدرهای  معینی  را  درباره  حوادث  مشخصی  به  خاطر  رویکرد  مشخصی  به  جریان  می‌اندازد.  ضروری  نیست‌که  آنچه  شهرهای  لوط  را  ویران  کرده  است  زلزله  یا  آتش‌فشانی  عادی  باشد.  خدا  ميخواهد  بر  سر  ایشان  بیاورد  آنچه  راکه  اراده  کند،  و  هر  وقت  که  می‌خوا‌هد،  و  می‌شود  و  روی  می‌دهد  آنچه  که  خدا  می‌خواهد،  برابر  خواستی  که  دارد  ...  این  برنامه  ایمانی  در  تفسیر  معجزات  جملگی  پیغمبران  است‌.

شهرهای  لوط  در  راه  میان  حجاز  و  شام  واقع  است  و  مردمان  از  آنجاها  می‌گذرند.  شهرهای  ویران  لوط  پندها  و  اندرزها  دربر  دارد  برای  کسی‌که  هوشیار  و  بیدار  باشد  و  بیندیشد  و  از  جایگاه‌های  نقش  زمین  شدنهای  گذشتگان  عبرت  و  اندرزگیرد.  هرچند  که  نشانه‌های  جهانی  سودی  نمی‌رساند  مگر  به  دلهای  با  ایمان  و  باز  و  آماده  برای  دریافت  و  اندیشه  و  یقین‌:

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ. وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ.[3] إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ ).

بیگمان  در  این  (‌بلائی  که  بر  سر  قوم  لوط  آمد)  نشانه‌هائی  برای  افراد  هوشمند  موجود  است  (‌که  از  این  آثار  می‌توانند  عمق  واقعه  را  دریابند  و  بدانند  که  هر  گروه  فاسد  دیگری  دستخوش  چنین  بلائی  می‌گردد)‌.  این  آثار  بر  سر  راه  (‌کاروانیان  و  مسافران  است  و  خرابه‌های  آن‌)  برجا  است‌.

بدین  منوال  تهدید  و  بیم  راست  درمی‌آید.  نزول  فرشتگان  اعلام  عذاب  و  عقاب  خدا  است‌،  عذاب  و  عقابی‌که  برگردانده  نمی‌شود  و  مهلت  نمی‌دهد  و  از  هدف  منحرف  نمی‌گردد.

*
(وَإِنْ كَانَ أَصْحَابُ الأيْكَةِ[4] لَظَالِمِينَ فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ وَكَانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ )‌.

ساکنان  سرزمین  ایکه  (‌که  قوم  شعیب  بودند،  مانند  قوم  لوط  متمرد  و  بی‌ایمان  و)  ستمگر  بودند.  پس  از  آنان  انتقام  گرفتیم،  و  این  دو  (‌قوم‌،  یعنی  قوم  لوط  و  قوم  شعیب‌،  شهرهای  ویران  شده  ایشان‌)  بر  سر  راه  واضح  و  آشکاری  است‌.  ساکنان  سرزمین  حجر  (‌نیز  همچون  قوم  لوط  و  شعیب‌)  فرستادگان  (‌خدا)  را  تکذیب  کردند  (‌و  دروغگویشان  نامیدند)‌.  ما  آیات  خود  را  برایشان  فرستادیم  (‌و  معجزات  خویش  را  بدیشان  نمودیم‌)  ولي  آنان  بدانها  پشت  کردند  و  رویگردان  شدند.  آنان  در  دل  کوه‌ها  خانه‌هائی  می‌تراشیدند  و  (‌از  نزول  عذاب  و  تخریب  آنها)  خاطرجمع  بودند.  در  این  وقت  صدا(‌ی  عذاب‌)  بامدادان  ایشان  را  فروگرفت  (‌و  نابودشان  کرد)‌.  و  چیزی  که  (‌از  اموال‌)  کسب  کرده  بودند  (‌و  دژهائی  که  ساخته  بودند  آنان  را  از  هلاک  نرهاند  و)  برای  ایشان  سودمند  نیفتاد.

قرآن  داستان  شعیب  را  با  قوم  خود،  یعنی  ساکنان  مدین  و  ایکه‌،  در  جاهای  دیگری  توضیح  داده  است‌.‌[5]  ولی  در  اینجا  تنها  اشاره  می‌شود  به  ستم  ایشان  و  نقش  زمین  و  نابود  شدنشان‌،  تا  خبر  عذاب  و  عقاب  در  این  مرحله‌،  و  هلاک‌کردن  ساکنان  شهرها  پس  از  پایان  مدت  معلوم  آنان  که  در  سرآغاز  سوره  آمده  است‌،  راست  و  درست  درآید.  مدین  و  ایکه  نزدیک  به  شهرهای  لوط  بودند.  اشاره‌ای  که  در  اینجا  آمده  است‌:

(وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ )  ٠

و  این  دو  (‌قوم‌،  یعنی  قوم  لوط  و  قوم  شعیب‌،  شهرهای  ویران  شده  ایشان‌)  بر  سر  راه  واضح  و  آشکاری  است‌.

چه‌بسا  مراد  مدین  و  ایْکه  است‌.  چه  آنها  بر  سر  راه  واضح  و  از  میان  نرفته  بودند.  و  چه  بسا  هدف  شهرهای  مذکور  لوط  و  شهر  شعیب  باشد.  آن  دو  راگرد  آورده  است‌،  چون  هر  دو  تا  در  یک  مسیر  بر  سر  راه  میان  حجاز  و  شام  هستند.  شهرهای  ویرانی‌که  بر  سر  راه  باشند  به عبرت  و  اندرز  بیشتر  می‌خوانند  و  پند  بیشتری  می‌دهند.  این  شهرهای  ویران  گواه  آماده‌ای  است  که  روندگان  بامدادان  و  شامگاهان  آنها  را  می‏بینند.  زندگی  در  پیرامون  آنها  مو ج می‌زند،  ولی  آنها  ویرانه  و  فرسوده‌اند  و  انگار  روزی  و  روزگاری  آباد  نبوده‌اند،  و  زندگی  مهمان  آنها  نبوده  و  بدانها  توجهی  نکرده  است‌،  بدان  هنگام‌که  سپری‌گردیده  است  و  دامنکشان  ازکنار  آ‌نها  گذشته  است‌.

ساکنان  حجر  قوم  صالح  هستند.  حجر  میان  حجاز  و  شام  واقع  شده  است  و  تا  وادی  القری  ادامه  دارد.  حجر  تا  به  امروز  برجا  و  پیدا  است‌.  در  زمان  قدیم  حجر  را  در  دل  صخره  سنگها  تراشیده‌