 درخواست  او  را  نمی‌پذیرند.  از  ایشان  سخت  می‌رنجد  و  جهان  بر  او  تنگ  می‌شود  و  سخن  اسفناک  و  غم‌انگیز  خود  را  می‌گوید:

( لو ا‌نّ لي بکم قوّة‌ ا‌و آوی الي رکن شدید! )  .

لوط  گفت‌  کاش‌!  بر  شما  توانائی  می‌داشتم  (‌تا  با  قدرت  و  قوت  هرچه  بیشتر  با  شما  می‌جنگیدم  و  از  مهمانان  خود  دفاع  می‌نمودم‌)  یا  این  که  تکیه‌گاه  محکمی  (‌چون  قوم  و  عشیره  و  پیروان  فراوان  و  هم‌پیمانان  نیرومند)  می‌داشتم  و  بدان  (‌از  دست  شما)  پناه  می‌بردم  (‌و  به  دفع  اذیت  و  آزارتان  از  مهمانانم  می‌پرداختم  و  شما  افراد  خیره‌سر  و  بی‌شرم  را  سرکوب  می‌کردم‌)‌. (‌هود/  0 ٨)

و  امّا  در  اینجا  از  سرشت  فرشتگان  از  همان  لحظه  نخستین  صحبت  شده  است‌،  و  سخن  از  قوم  لوط  و  رایزنی  و  توطئه  ایشان  درباره  مهمانان  ابراهیم  به  تاخیر  انداخته  شده  است‌.  چون  در  اینجا  هدف  بیان  داستان  به  ترتیبی  نیست  که  روی  داده  است‌.  بلکه  هدف  تصدیق  بیم  دادن  و  تهدید  کردن  است‌،  و  این  که  وقتی  که  فرشتگان  پائین  می‌آیند  برای  عذاب  فرود  می‌آیند  و  به  قوم  فرصت  و  مهلت  ماندن  نمی‌دهند:

(وَنَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلامًا قَالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ قَالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَى أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ مِنَ الْقَانِطِينَ قَالَ وَمَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلا الضَّالُّونَ).

و  آنان را  باخبر  کن  از  مهمانان  ابراهیم  (‌که  فرشتگانی  بودند  و  در  لباس  انسانها  به  پیش  او  آ مدند)‌.  زمانی  (‌را  بیان  کن‌)  که  به  پیش  او آمدند  و  گفتند:  درود!  ابراهیم  گفت‌:  ما  از  شما  می‌ترسیم‌!  گفتند:  مترس‌!  ما  تو  را  به  پسر  بسیار  دانائی  مژده  می‌دهیم‌.  (‌ابراهیم‌)  گفت‌:  آیا  چنین  مژده‌ای  را  به  من  می‌دهید  در  حالی  که  پیری  گریبانگیر  من  شده  است‌؟  پس  چگونه  (‌و  برابر  کدام  قاعده  در  چنین  سن  و  سالی  به  تولد  فرزند  مرا)  مژده  می‌دهید؟‌!  گفتند:  ما  تو  را  به  چیز  راست  و  درستی  مژده  داده‌ایم  و  از  زمره  مایوسان  (‌از  رحمت  خدا)  مباش‌.  گفت‌:  چه  کسی  است  كه  از  رحمت  پروردگارش  مایوس  می‌شود،مگر گمراهان (‌بی‌خبر از قدرت و عظمت خدا؟‌!)‌.  (حجر/51-56)

گفتند: درود.  گفت‌:  ما  از  شما  می‌ترسیم  ...  روند  قرآنی  در  اینجا  سبب‌گفتن  این  سخن  را  ذکر  نکرده  است‌،  و  بیان  ننموده  است‌که  ابراهیم ‌گوساله  بریان  شده‌ای  را  به  پیش  ایشان  آورده  است‌:

(‌فلماُ  رای  آيديهم  لا  تصل  الیه  نکرهم  و أوجس  منهم‌خیفة )‌.

هنگامی  که  دید  آنان  دست  به  سوی  آن  دراز  نمی‏‎کنند  (‌و  لب  به  غذا  نمی‌زنند،  پیش  خود  فکر  کرد  که  دوست  نیستند  و  سر  جنگ  دارند،  این  است  که  نمی‌خواهند  غذا  بخورند)  لذا  از  ایشان  رمید  و  بدشان  دید  و  هراسی  از  آنان  به  دل  راه  داد. (‌هود/70)

همان‌گونه‌که  در  سوره هود  آمده  است‌.  چراکه  جولانگاه  دراينجا  جولانگاه  رحمتی  است‌که  یزدان  بر  زبان  پیغمبر  خود  به  بندگانش  از  آن  خبر  می‌دهد،  و  جولانگاه  تفصیلات  داستان  ابراهیم  نیست‌.

(قَالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ )‌.

گفتند:  مترس‌!  ما  تو  را  به  پسر  بسیار  دانائی  مژده  می‌دهیم‌.

بدین  منوال  فرشتگان  شتابان  مژ‌ده  را  بدو  می‌دهند.  روند  قرآنی  نیز  با  شتاب  و  بدون  هرگونه  شرح  و  بسطی  آن  را  روایت  می‌کند.

همچنین  روند  قرآنی  پاسخ  ابراهیم  را  در  اینجا  ثبت  و  ضبط  می‌کند،  ولی  زن  ابراهیم  وگفتگو‌ی  با  او  را  در  این  حلقه  زنجیره داستان  بیان  نمی‌دارد:

(قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَى أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ).

(‌ابراهیم‌)  گفت‌:  آیا  چنین  مژده‌ای  را  به  من  می‌دهید  در  حالی  که  پیری  گریبانگیر  من  شده  است‌؟  پس  چگونه  (‌و  برابر  کدام  قاعده  در  چنین  سن  وسالی  به  تولد  فرزند  مرا)  مژده  می‌دهید؟‌.

ابراهیم  در  آغاز  بعید  می‌داندکه  پسری  بدو  عطاء‌گردد،  در  حالی‌که  پیری‌گریبانگیرش  شده  است  و  همسرش  نیز  پیر  و  نازاگردیده  است‌،  همان‌گونه‌که  در  جلولانگاه  دیگری  آمده  است‌.[1]

فرشتگان  بدو  اطمینان  می‌دهند  و  یقین  او  را  حاصل  ميکنند:

(قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ مِنَ الْقَانِطِينَ ؟ ) .

گفتند:  ما  تو  را  به  چیز  راست  و  درستی  مژده  داده‌ایم  و  از  زمره  مایوسان  (‌ازرحمت  خدا)  مباش‌.

یعنی  از  زمره  ناامیدان  مباش.  ابراهیم  تند  و  سریع  برگشت  و  توبه‌کرد،  و  ناامیدی  از  رحمت  خدا  را  از  خود  نفي  کرد:

(قال وَمَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلا الضَّالُّونَ).

گفت‌:  چه‌کسی  است‌که  از  رحمت  پروردگارش  مایوس  می‌شود،  مگر  گمراهان  (‌بی‌خبر  از  قدرت  و  عظمت  خدا؟‌!)‌.

واژه  «‌رحمت‌«  در  نقل  قول  ابراهیم  برجسته  و  نمودار  است  تا  در  این  روند  قرآنی  با  دیباچه  هماهنگ  شود.  همراه  با  این  رحمت‌،  حقیقت‌کلی  نيز نمودار  و  پدیدار  آمده  است‌:  این كه از  رحمت  پروردگارش  جزگمراهان  ناامید  نمی‌شوند،  گمراهان  از  راه  خدا،  آن  کسانی‌که  مرحمت  او  را  نمی‌بو يند  و  مایه  آسایش  نمی‌بینند،  و  رحمت  او  را  احساس  نمی‌کنند،  و  به  مهربانی  و  نیکو‌کاری  و  رعایت  و  عنایت  خدا  پی  نمی‌برند.  ولی  دلی‌که  با  شبنم  ایمان  تر  و  سیراب  می‌گردد،  و  به  خدای  مهربان  می‌پیوندد،  مایوس  نمی‌گردد  و  ناامید  نمی‌شود،  هر  اندازه  هم  سختیها  وناگواریها  پیرامون  او  را  بگیرند،  و  هر  اندازه  هم‌کارهای  مهم  و  رخدادهای  عظیم  آسمان  زندگی  او  را  تاریک‌کنند،  و  هرقدر  هم  فضای  روزگار  تیره  و  ناهموار  شود،  و  ابرهای  غم  و  اندوه  انباشته  و  اندوده  شود،  و  چهره  امید  در  تاریکیهای‌کنونی  روزگار  پنهان  و  نهان‌گردد،  و  زیر  بار  سنگینی  توده‌های  واقعیت  زمان  بنالد  ...  چه  رحمت  خدا  به  دلهای  مومنان  راه  یافته  نزدیک  است‌.  و  قدرت  خدا  اسباب  و  وسائل  را  پدید  می‌آورد  همان‌گونه  که  نتائج  را  پدیدار  و  نمودار  می‌گرداند،  و  واقعیت  روزگارکنونی  را  دگرگون  می‌سازد  بدان‌سان  که  روزگار  آینده  را  دگرگون  می‌فرماید.

در  اینجاکه  ابراهیم  به  فرشتگان  اطمینان  پیدا  کرده  است  و  بدیشان  غنوده  است‌،  و  دل  رمیده‌اش  برگشته  است  و  به  مژده  آرام‌گرفته  است‌،  شروع  می‌کند  به  پرسش  از  علت  و  هدف  آمدن  ایشان‌:

(قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ إِلا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ إِلا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِينَ.(‌[2]1)