ْغَفُورُ الرَّحِيمُ (٤٩)وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الألِيمُ »  .

(‌ای  پیغمبر!)‌: بندگان  مرا  آگاه  کن  که  من  دارای  گذشت  زیاد  و  مهر  فراوان  هستم  (‌در  حق  کسانی  که  توبه  کنند  و  ایمان  بیاورند  و  کار  نیک  انجام  بدهند)‌.  و  این  که  عذاب  من  (‌در  حق  سرکشان  بی‌ایمان‌)  عذاب  بسیار  دردناکی  است  (‌و  عذابهای  دیگر  در  برابرش  عذاب  نیست‌)‌.  (حجر/49و.٥)

برخی  از  این  داستانها  برای  مصداق  رحمت‌،  و  برخی  از  آنها  به  عنوان  مصداق  عذاب‌،  ذکر  می‌شود  ...  همچنین  بتی  ازداستانها  به  سرآغاز  سوره  برمی‏گردد،  و  تهدید  و  بیم  موجود  در  آن  را  تصدیق ميکند:

(ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلا وَلَهَا كِتَابٌ مَعْلُومٌ مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ).

بگذار  بخورند  و  بهره‌ور  شوند  و  آرزو  آنان  را  غافل  سازد.  بالاخره  خواهند  دانست  (‌که  چه  کار  بدی  کرده‌اند  این  که  تنها  به  دنیا  پرداخته‌اند  و  آخرت  را  فراموش  نموده‌اند)‌.  ما  هیچ  شهر  و  روستائی  را  نابود  نکرده‌ایم  مگر  (‌پس  از  انقضای‌)  مدت  معینی  (‌كه‌)  داشته  است‌.  هیچ  ملتی  بر  (‌مدت  معین  و  سررسید)  اجل  خود  پیشی  نمی‏‎گیرد  و  از  آن  عقب  نمی‌افتد.  (حجر/٣-‌٥)

این  نمونه‌هايی  از  شهرها  و  روستاهائی  است‌که  پس  از  تهدید  و  بیم  دادن  نابودگردیده‌اند،  و  سزا  و  جزای  خود  را  پس  از  سپری  شدن  مدت  مقرر  عمر  خود  دیده‌اند  ...  همچنین  این  داستانها  تصدیق  می‌کنند  چیزهائی  راکه  در  سرآغاز  سوره  راجع  به  فرشتگان  آمده  است‌،  فرشتگانی  که  فرستاده  می‌شوند:

(وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ لَوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلا بِالْحَقِّ وَمَا كَانُوا إِذًا مُنْظَرِينَ).

و  (‌تمسخرکنان‌)  میگویند:  ای  کسی  که  (‌گمان  می‌بری  از  آسمان‌)  قرآن  بر  تو  نازل  گشته  است‌،  تو  حتماً  دیوانه‌ای‌!  تو  اگر  از  زمره  راستگویانی‌،  چرا  (‌به  جای  آوردن  قرآن‌)  فرشتگان  را  به  پیش  ما  نمی‌آوری  (‌تا  بر  پیغمبری  تو  گواهی  دهند؟‌)‌.  ما  فرشتگان  را  جز  به  حق  و  به  همراه  حق  نازل  نمی‌کنیم  و  هنگامی  که  نازل  شوند  (‌اگر  بدانان  ایمان  نیاورند)  دیگر  بدیشان  مهلت  داده  نمی‌شود  (‌و  فورا  عذاب  الهی  گریبانگیرشان  می‏‎گردد  و  مجال  ماندن  نخواهند  داشت‌)‌. (‌حجر/6-٨)

سوره  همآوا  و  هماهنگ  به  پیش  می‌رود.  بخشهائی  از  آن  بخشهای  دیگر  را  پشتیبانی  وکمک  میكند  ...  معلوم  است‌که  آیات  پیاپی  سوره  دنبال  یکدیگر  نازل  نگردیده  است  بدان‌گونه‌که  در  قرآن  به  رشته  نگارش  درآمده  است  و  هم ‌اینک  در  دسترس  است‌.  ولیکن  ترتیب  این  آیات  در  سوره‌ها  برحسب  ترتیب  موجود  در  قرآن  توقیفی  است  و  از  سوی  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم دستور  ثبت  و  ضبط  آنها  داده  شده  است  و  قطعاً  حکمت  و  فلسفه‌ای  در  این  ترتیب  و  این  روال  وجود  دارد.  تاکنون  چبزهائی  از  این  جهت  و  فلسفه  در  سوره‌هائی ‌که  از  آنها  سخن  گفته‌ایم‌،  و  از  پیوند  بنیاد  سوره‌ها  عرضه  داشته‌ایم‌،  و  از  اتحاد  و  اتفاق  فضا  و سایه‌روشنهای  هر  سوره  صحبت  به  میان  کشانده‌ایم‌،  برایمان  -‌ پيدا  و  هویدا  گردیده  است  ...  آگاهي  بیش  از  این  به  خدا  واگذار  است‌.  آنچه‌گفته‌ایم  و  کرده‌ایم  پویش  و  تلاشی  و  نگرش  و  نگاهی  است‌.  خدا  است‌که  انسان  را  به‌گفتار  وکردار  درست  و  رسیدن  به  حق  و  حقیقت  توفیق  عطاء  می‌فرماید  و  بس‌.

*
«  نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (٤٩)وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الألِيمُ »  .

(‌ای  پیغمبر!)  بندگان  مرا  آگاه  کن  که  من  دارای  گذشت  زیاد  و  مهر  فراوان  هستم  (‌در  حق  کسانی  که  توبه  کنند  و  ایمان  بیاورند  و  کار  نیک  انجام  بدهند)‌.  و  این  که  عذاب  من  (‌در  حق  سرکشان  بی‌ایمان‌)  عذاب  بسیار  دردناکی  است  (‌و  عذابهای  دیگر  در  برابرش  عذاب  نیست‌)‌.

این  فرمان به  پیغمبر  (ص)داده  می‌شود  بعد  از  ذکر  جزای‌گمراهان  و  پاداش  پرهیزگاران  در  روند  سوره‌.  مناسبت  میان  آن  دو  در  روند  قرآنی  پیدا  است‌،  خدا  خبر  مغفرت  و  مرحمت  را  به  دنبال  عذاب  و  عقاب  ذکر  می‌فرماید،  برابر  همان  قاعده‌کلی  و  اصلی  که  مشیّت  و   اراده  او  بر  آن  قرارگرفته  است  و  بدان  خشنود  گردیده  است‌.  خدا  رحم  و  مهربانی  را  بر  خویشتن  واجب  گردانیده  است‌.  گاه  گاهی  هم  در  نص  عذاب  و  عقاب  را  تنها  ذکر  می‌کند،  و  یا  بر  مغفرت  و  مرحمت  مقدّم  می‌فرماید،  به  خاطر  حکمت  ویژه‌ای  که  در  روند  قرآنی  است  و  مقتضی  ذکر  تنهای  عذاب  و  عقاب‌،  و  یا  بیان  عذاب  و  عقاب  پیش  از  مغفرت  و  مرحمت  است‌.

آن‌گاه  داستان  ابراهیم  با  فرشتگانی  به  میان  می‌آیدکه  به  سوی  قوم  لوط  روانه  شده‌اند.  این  حلقه  از  حلقه‌های  زنجیره  داستان  ابراهیم  و  داستان  لوط  در  موارد  متعددی  به  شکلها  و  صورتهای  جوراجوری‌که  متناسب  با  روند  قرآنی  است‌،  روندی‌که  آن  حلقه  یا  حلقه‌ها  در  آن  آمده  است‌.  فقط  داستان  لوط  است‌که  در  جاهای  دیگری  نقل  گردیده  است‌.

حلقه‌ای  از  داستان  لوط  در  سوره  اعراف  برایمان  ذکر  گردیده  است‌،  و  حلقه‌ای  از  داستان  ابراهیم  و  لوط  در  سوره  هود  آمده  است  ...  در  سوره  اعراف‌،  حلقه  داستان  از  ناراحتی  لوط  و  زشت  شمردن  عمل  پلشت  لواط  قوم  خود،  و  از  پاسخ  آنان  بدو،  سخن  می‌گوید:

« ا خرجوهم  من  قریتكم  انهم  اناس  یتطهرون » .

ایشان  را  از  شهر  و  دیار  خود  بیرون  کشید.  آخر  آنان  مردمان  پاک  و  پرهیزگاری  هستند!.   (‌اعر‌اف/‌٨٢.)

در این  حلقه  همچنین  سخن  می‌رود  از  نجات  دادن  او  و  اها  و  عیالش  بجز  زنش  که  از  زمره  نابودشوندگان  می‌گردد.  در  این  حلقه  از  آمدن  فرشتگان  به  پیش  لوط  و  از  رایزنی  و  توطئه  قوم  او  درباره  فرشتگان  ذکری  به  میان  نمی‌آید  ...  ولی  در  حلقه  دوم‌،  داستان  فرشتگان  با  ابراهیم  و  لوط  به  میان  آمده  است  و  فقط  اختلافی  در  شیوه  عرضه  و  بیان  است‌.  در  آنجا  در  بخش  ویژه‌ای  از  ابراهیم  و  مژده  بدو  سخن  می‌رود،  در  حالی‌که  زن  او  هم  ایستاده  است‌.  ابراهیم  از  لوط  و  قوم  او  با  فرشتگان  به  جدال  و  دفاع  می‌پردازد.  امّا  در  اینجا  از  این  چیزها  سخن  نرفته  است‌.  همچنین  ترتیب  حوادث  در  بخش  ویژه  مربوط  به  لوط  در  هر  دو  سوره  مختلف  است  ...  چه  در  سوره  هود  پرده  از  سرشت  فرشتگان  برداشته  نشده  است  مگر  وقتی‌که  قوم  لوط  شتابان  به  سوی  او  می‌آیند،  و  لوط  از  ایشان  می‌خواهد  به  مهمانان  او  کاری  نداشته  باشند،  ولی  آنان 