  فرق  نمی‌کند  ...کرنش  بردن  برای  یزدان  در  اینها  اسلام  است‌.  کرنش  بردن  برای  غیر  یزدان  در  اینها  جاهلیت  وگام  به‌گام  با  اهریمن  حرکت‌کردن  است‌.

بخش‌کردن  این ‌کرنش  بردن،  و  اختصاص  آن  به  اعتقادات  و  شعائر  و  مراسم  مذهبی،  بدون  اختصاص  آن  به  نظام  و  سیستم  و  شرائع  و  قوانین‌،  جائز  و  درست  نیست‌.  چه‌کرنش بردن  برای  خدا کلّی  است‌که  تجزیه  نمی‌شود.کرنش  بردن،  پرستش  خدا  است  هم  در  معنی  واژگانی  و  هم  در  معنی  اصطلاح  خود  ...  پیرامون  کرنش  بردن،  بیکار  همیشگي  میان  انسان  و  شیطان  دور  می‌زند!

٤-‌در  پایان  در  پیشگاه  این  نگرش  راستین  ژرفی‌که  در  این  فرموده  یزدان  سبحان  درباره  پرهیزگاران  وجود  دارد  می‌ایستیم‌:

(إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ادْخُلُوهَا بِسَلامٍ آمِنِينَ وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ لا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُمْ مِنْهَا بِمُخْرَجِينَ ‌).

بی‏گمان  پرهیزگاران  در  میان  باغها  و  چشمه‌ساران  (‌بهشت‌)  بسر  می‌برند.  (‌پروردگارشان  بدیشان  می‌گوید:‌)  با  اطمینان  خاطر  و  بدون  هیچ‌گونه  خوف  و  هراسی  به  این  باغها  و  چشمه‌سارها  درآئید.  و  کینه‌توزی  و  دشمنانگی  را  از  سینه‌هایشان  بیرون  می‌کشیم‌،  و  برادرانه  بر  تختها  رویاروی  هم  می‌نشینند.  در  آنجا  خستگی  و  رنجی  بدیشان  نمی‌رسد،  و  از  آنجا  بیرون  نمی‌گردند.

این  آئین  نمی‌کوشدکه  سرشت  انسانها  را  در  این  زمین  تغییر  دهد.  و  تلاش  نمی‌کندکه  انسانها  را  به  آفریده  دیگری  تبدیل  سازد.  بدین  خاطر  این  آئین  اعتراف  می‌کند  که  در  سينه‌های  انسان  در  این  دنیا  کینه‌توزی  بوده  است‌.  و  اقرار  دارد  به  این  که‌کینه‌توزی  جزو  بشریت  انسانها  است  و  ایمان  و  اسلام  آن  را  از  ریشه  نمی‌خشکاند.  بلکه  به  چاره‌جوئی  آن  می‌پردازد  تا  از  شدّت  و  حدّت  آن‌کاسته  شود.  ایمان  و  اسلام‌کینه‌توزی  را  والا  و  بالا  می‌برد  تا  آن  را  به  عشق  و  محبت  در  راه  خدا  و  دشمن  داشتن  و  بد  شمردن  در  راه  خدا  تبدیل  گرداند.  آیا  ایمان  جز  عشق  و  محبت  و  دشمنانگی  و  کینه‌توزی  است‌؟  و  امّا  آنان  در  بهشت‌که  بشریت  ایشان  به  اوج  ترقی  خود  رسیده  است  و  نقش  خود  را  در  دنیا  بازی  کرده  است‌،  ریشه  احساس  کینه  از  سینه‌هایشان  بیرون  کشیده  می‌شود،  و  چیزی  جز  برادری  صاف  و  صمیمانه  باقی  نمی‌ماند.

این  مرتبت  و  منزلت‌،  مرتبت  و  منزلت  بهشتیان  است  ...  هرکس  این  صفت  را  در  خود  در  این‌کره  زمین  چیره  بیابد،  مژده  باد  او  راکه  از  بهشتیان  است‌،  مادام‌که  چنین  کاری  وجود  داشته  باشد  و  او  مومن  باشد.  چه  این  شرطی  است  که  بدون  آن  اعمال  و  افعال  راست  و  درست  درنمی‌آید  و  پذیرفته  نمی‌گردد.
---------------------------------------------------------------
1- این ترتیب با توجه به ترتیب سوره ها در قرآن است، نه با توجه به ترتیب نزو‌ل سوره‌ها. چرا که اعرا‌ف همچون حجر مکی است ، پیش از بقره ناز‌ل گردیده است که مدنی است‌.
2- مراجعه شود به صفحات ١١٧ -‌ 120 جزء اول فی ظلال ا‌لقرآن‌.
3- در فی ظلال القرآن اشتباهاً چنین آمده است‌: «‌و لقد خلقنا الانسان من سلاله من ماء‌ مهین»‌ (‌مترجم‌)
4-برای  اثبات  این‌گفته  مراجعه  شـود  به  سوره کهف‌،  آیه 50 (‌مترجم‌)  
5- مراجعه  شود  به  کتاب‌:  «‌التطو‌ر  و  الثـبات  فـی‌الحــیاه  البشریة‌»  فصل‌:  «‌یهودیان  سه‌گانه‌»‌.  تآلیف‌:  محمّد  قطب‌.
6-‌مراجعه ‌شود به  جلد  چهارم‌،‌ جزء  هشتم‌،  صفحات‌:  ٩٤١-٩٤٣<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:425.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:426.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي حجر آيه‌ي 84-49

نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (٤٩)وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الألِيمُ (٥٠)وَنَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ (٥١)إِذْدَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلامًا قَالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ (٥٢)قَالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ (٥٣)قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَى أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ (٥٤)قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ مِنَ الْقَانِطِينَ (٥٥)قَالَ وَمَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلا الضَّالُّونَ (٥٦)قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ (٥٧)قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ (٥٨)إِلا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ (٥٩)إِلا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِينَ (٦٠)فَلَمَّا جَاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ (٦١)قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ (٦٢)قَالُوا بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُوا فِيهِ يَمْتَرُونَ (٦٣)وَأَتَيْنَاكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ (٦٤)فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَامْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ (٦٥)وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الأمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ (٦٦)وَجَاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ (٦٧)قَالَ إِنَّ هَؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ (٦٨)وَاتَّقُوا اللَّهَ وَلا تُخْزُونِ (٦٩)قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ (٧٠)قَالَ هَؤُلاءِ بَنَاتِي إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ (٧١)لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ (٧٢)فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ (٧٣)فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ (٧٤)إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ (٧٥)وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ (٧٦) إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ (٧٧)وَإِنْ كَانَ أَصْحَابُ الأيْكَةِ لَظَالِمِينَ (٧٨)فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ (٧٩) وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ (٨٠)وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ (٨١)وَكَانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ (٨٢)فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ (٨٣)فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (٨٤)

این  درس  نمونه‌هائی  از  رحمت  خدا  و  از  عذاب  او  را  دربر  دارد.  این  رحمت  و  عذاب  مجسم  است  در  داستان  ابراهیم  و  مژده  بدو  در  سن  پیری  به  تولد  پسر  بسیار  آگاهی‌،  و  در  داستان  لوط  و  نجات  او  و  خانواده‌اش  بجز  زن  اوکه  از  زمره  مردمان  ستمكا‌ر  بود،  و  در  داستان  صاحبان  باغ‌،  و  در  داستان  ساکنان  حجر  و  عذاب  دردناکی‌که  بدیشان  رسیده  است‌.

این  داستانها  پس  از  دیباچه‌ای  آورده  می‌شود:

«  نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا ا