ته  باشد.  همین  چیزکافی  است‌که  خرد  از  صرف  نیروی  خود  در  غیر  جولانگاه  امن  و  امان  خویش  دست  بردارد .

گذشته  از  اینها  بنگریم‌که  چه  بوده  است  و  چه‌گذشته  ا‌ست:

(فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ).

فرشتگان  همه  جملگی  سجده  کردند.

بدانگونه  سجده‌کردندکه  سرشت  فرشتگی  ایشان  اجازه  می‌داد.  کار  فرشتگان  اطاعت  مطلق  و  بدون  چون  و  چرا  و  ستیز  و  تاخیر  است.‌

(إِلا إِبْلِيسَ أَبَى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ  ).

مگر  اهریمن  که  خودداری  کرد  (‌و  خویشتن  را  بزرگتر  از  آن  دید)  که  از  زمره  سجده‌کنندگان  باشد.

ابليس  آفریده  دیگری  جدای  از  فرشتگان  است‌.  ابلیس  از  آتش  آفریده  شده  است  و  فرشتگان  از  نور.  فرشتگان  در  چیزی  که  یزدان  بدانان  دستور  داده  است  نافرمانی  کنند  و  هرچه  بدیشان  فرمان  انجام  آن  داده  شده  است  انجام  می‌دهند.  ولی  ابلیس  سرکشی  و  نافرمانی  کرده  است‌.  پس  به  یقین  او  از  زمره  ایشان  نیست‌.  و  امّا  استثنائی‌که  در  میان  است  استثناء  متصل  نیست  و  بلکه  منقطع  است‌.  بدانگونه  است‌که  تو  بگوئی‌:  فرزندان  فلانی  حاضر  شوند  مگر  احمد که  از  ایشان  نیست‌.  بلکه  او  با  ایشان  در  هر  مکانی  یا  شرائط  و  ظروفی  بوده  است‌.  فرمان  مذکوری  هم‌که  به  فرشتگان  داده  شده  است:‌

(وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ).

:...‌ای  پيغمبر!  بیان  کن‌ (آن  زمان  را  كه  پروردگارت  به  فرشتگان  گفت‌)

چگونه  شامل  ابلیس  می‌شود؟  مطالب  بعد  از  آن  بر  دستور  بدو  دلالت  دارد،  و  در  سوره  اعراف  این  دستور  آشکارا  ذکر  شده  است:‌

(قال‌:‌ما  منعک  ألا ‌تسجد  اذا مرتک‌؟  ...  )  .

(‌خداوند  به  او)  گفت‌:  چه  چیز  تو  را  بازداشت  از  این  که سجده  ببری‌،  وقتی  که  من  به  تو  دستور  (‌تعظیم  و  تواضع  برای  آدم‌)  داده‌ام‌؟‌... ( اعراف/12)

این  آیه  قاطعانه  می‌گویدکه  دستور  به  اهریمن  نیز  داده  شده  است‌.  لازم  نیست  این  دستور  همان  فرمان  به  فرشتگان  باشد.  چه‌بسا  فرمان  خطاب  بدوکه  در  اجتماع  فرشتگان  بوده  و  با  ایشان  به‌گونه‌ای  آمیخته  است‌،  و خطاب  به  فرشتگان  صادرگردیده  است‌.  و  چه‌بسا  فرمان  جداگانه  خطاب  بدو  صادرگردیده  است  ولیکن  برای  تحقیر  شأن  او  نامی  ازاو  نرفته  است  و  بر‌ای  اظهار  بزرگداشت  پایگاه  فرشتگان  در  آن  موقيت  و  در  آن  جایگاه  فقط  از  فرشتگان  سخن  رفته  است‌.  امّا  از  نصوص  و  از  عملکرد  شيطان  قاطعانه  برمی‌آیدکه  اهريمن  از  زمره  فرشتگا‌ن  نیست‌.[4]

این  نظریه‌ای  است  که  ما  می پسندیم‌.

به  هر  حال  ما  در  اینجا  با  نصوص  همساز  و  همگام  می‌شویم  درباره  مسلمات  غیبی‌ای‌که  نمی‌توانیم  ماهیت  وکیفیت  آنها  را  فراتر  از  حدود  و  ثغو‌ر  نصوص  تصوّر  کنیم‌.  زیرا  همان‌گونه ‌که  قبلا گفتیم  عقل  در  هیچ  حالی  از  احوال  بدین  جولانگاه  راهی  ندارد.

(قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ  قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ).

‌(خداوند  بدو)  گفت‌:  ای  اهریمن‌!  تو  را  چه  شده  است  که  همراه  سجده‌کنندگان  سجده  نبردی‌؟  گفت‌:  شایسته من  نیست  که  برای  انسانی  سجده  برم  که  او  را  از  گل  خشکیده  حاصل  از  گل  تیره  گندیده‌ای  آفریده‌ای.‌

سرشت  غرور  و تکبر  و  سرکشی  در  وجود  آن  آفریده  از  آتش  سراپا  شعله  سوزان  آشکارا  فریاد  برمی‌آورد.  ابلیس  گل  خشکیده  وگل  تیره‌ گندیده  را  ذکر  می‌کند،  ولی  نفخه  والای  ربّانی  راکه  با  این‌گل  آمیخته  است  ذکر  نمی‌کند.گردن  می‌افرازد  و  مغرورانه  سرش  را  بالا  می‌گیرد  و  می‌گوید:  با  عظمت  او  سازگار  نیست  و  او  را  نسزدکه  برای  انسانی  سجده  ببردکه  خدا  وی  را  ازگل  خشکيده  فراهم  آمده  ازگل  تیره  شده گندیده‌ای  آفریده  است‌!

(قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ).

(‌خدا)  گفت‌:  (‌چون  از  فرمان  من  سرپیچی  کردی‌)  پس  از  بهشت  بیرون  شو،  چرا  که  تو  (‌از  رحمت  من‌)  مطرود  (‌و  از  منزلت  کرامت  رانده‌)  هستی‌.

این  هم‌ کیفر  نافرمانی  و گریزپائی  است‌.

بدین  هنگام  خوی‌کینه‌توزی  و  خوی  بدنهادی  آشکار  می‌گردد:

(قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ).

گفت‌:  پروردگارا!  اکنون  که  چنین  است  مرا  تا  روزی  مهلت  ده  که  در  آن  (‌مردمان  بعد  از  مرگشان  مجدداً)  زنده  می‌گردند.  فرمود:  هم  اینک  تو  از  مهلت  یافتگانی‌،  تا  روزی  که  زمان  (‌فرارسیدن‌)  آن  (‌در  پیش  خدا)  معلوم  (‌و  اگر  هم  طول  بکشد  محدود)  است  (‌و  هنگامه  رستاخیز  نام  دارد)‌.

اهریمن  درخواست  مهلت  کرده  است  و  خواسته  است  تا  روز  رستاخیز  بماند،  نه  این‌که  برای  این‌که  پشیمان  شود  و  در  پیشگاه  آفریدگار  بزرگوار  ازگناه  خود  توبه  کند  و  به  سوی  خدا  برگردد  وگناه  بزرگ  خود  را  جبران  سازد.  بلکه  تا  از  آدم  و  فرزندان  او  انتقام  بگیرد،  انتقام  این‌که  او  مورد  لعنت  یزدان  و  رانده  شدن  از  آستانه  خدای  سبحان  قرار گرفته  است‌.  اهریمن  لعنت  یزدان  در  حق  خود  را  به  آدم  نسبت  می‌دهد،  و  آن  را  به  عصیان  و  نافرمانی  متکبّرانه  زشت  خود  ارتباط  نمی‌دهد  و  نمی‌گوید که  او  سرمست  و  مغرور  از  دستور  خداوند  غفور  سرپیچی  کرده  است‌!

(قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأرْضِ وَلأغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ).

گفت‌:  پروردگارا!  به  سبب  این  که  (‌به  خاطر  این  انسان‌)  مرا  گمراه  ساختی‌،  (‌معاصی  و  اعمال  زشت  را)  در  زمین  برایشان  می‌آرایم  و  جملگی  آنان  را  گمراه  می‌نمایم‌.  مگر  بندگان  گزیده  و  پاکیزه  تو  از  ایشان‌.  (‌که  چون  دلهایشان  به  یاد  تو  آباد  است‌،  تلاش  من  در  حق  آنان  بر  باد  است‌)‌.

بدین وسیله  اهریمن  میدان  پیکار  را  تعیین  می‌کند  که  زمین  است‌:

(لأزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأرْضِ )

(‌معاصی  و  اعمال  زشت  را)  در  زمین  برایشان  می‌آرایم‌.

وعده  خود  را  در  زمین  نیز  تعيین  می‌کندکه  آراستن  معاصی  و  اعمال  زشت  است‌.  با  آراستن  فریبارانه   زشتیها  و  پلشتیها  آدمیزادگان  را  به  ارتکاب  آنها  می‌کشاند  و  آلوده  به  گناه  می‌نماید.  بدین  سبب  هرگاه  انسان  مرتکب  شر  و  بدی  شود  پسوده‌ای  از  آراستن  و  پیراستن  اهریمن  در  آن  است‌.  یعنی  اهریمن  در  آن  دست  ، دارد  و  شر  و  بدی  را  در  غیر  اصل  و  حقیقت  خود  نشان می‌دهد،  و  این  عروس  زشت  و  پلشت  را  در  جامه  رنگین  دروغین  جلوه‌گر  می‌نماید.  پس  مردمان  باید  و   بدین  وعده  اهریمن  پی  ببرند،  و  هر  وقت  آرایه  و  آرایشی  از  او  را  دیدند  خویشتن  را  بپایند،  و  هر  زمان  دیدندکه  دلشان