تِ الْمَعْلُومِ (٣٨) قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأرْضِ وَلأغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (٣٩) إِلا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ (٤٠) قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ (٤١) إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ (٤٢) وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ (٤٣) لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ (٤٤) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (٤٥) ادْخُلُوهَا بِسَلامٍ آمِنِينَ (٤٦) وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ (٤٧) لا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُمْ مِنْهَا بِمُخْرَجِينَ (٤٨)

به سوی داستان بزرگ بشریت می‌رویم‌. داستان فطرت نخستین داستان هدایت و ضلالت و عوامل و انگیزه‌های اصلی آن در داستان آدم‌. آدم از چه چیز آفریده شده است؟ چه چیز با آفرینش از همراه گردیده است و چه چیز به دنبال آن آمده است‌؟

این داستان را در فی ظلال القرآن دیده‌ایم‌. قبلا دو دفعه این داستان مطرح شده است و عرضه گردیده ابت‌:

یک بار در سوره بقره‌، و دیگر بار در سوره اعراف‌.[1] ولیکن ذکر این داستان هر بار به خاطر هدف ویژه‌ای بوده است‌، و در نمایشگاه ویژه‌ای‌، و در فضای ویژه‌ای از آن سخن رفته است‌. بدین سبب حلقه‌های زنجیره این داستان در هر جائی مختلف وگوناگون بوده است‌، و شیوه اداء فرق کرده است‌، و سایه‌روشنها و آهنگها اختلاف داشته است‌، هرچندکه در برخی از دیباچه‌ها و پیروها به اندازه اشتراک در اهداف مشارکت موجود بوده است‌.

در دیباچه داستان در هر سه سوره‌، همگونی در اشاره به استقرار انسان در زمین و در اشاره به خلیفه‌گری انسان در آن‌، وجود دارد:

چه در سوره بقره‌، پیش از داستان‌، در روند قرآن چنین آمده است‌:

( هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا، ثم استوی الی السماء ‌فسواهن سبع سماوات ‌و هو بکل شیء علیم).

خدا آن کسی است که همه موجودات و پدیده‌های روی زمین را برای شما آفرید. آن‌گاه به آسمان پرداخت و از آن هفت آسمان منظم ترتیب داد. خدا دانا و آشنا به هر 

چیزی است.    (بقره/29)

در سوره اعراف نیز پیش از داستان‌، در روند قرآن چنین آمده است‌:

(و لقد مکناهم فی الارض و جعلنا لکم فیها معایش‌‌ قلیلا ما تشکرون)‌.

شما را در زمین مقیم کردیم و قدرت و نعمتتان دادیم‌، و وسائل زندگیتان را در آن مهیا نمودیم‌، (‌امّا شما در برابر نعمتهای فراوان‌) بسیار کم سپاسگزاری می‏‎کنید. (‌اعر‌اف‌/10)

در اینجا نیز پیش از داستان‌، در روند قرآن این چنین ذکر شده است‌:

(وَالأرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ. وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ).

ما زمین را گسترانیده‌ایم و در زمین کوه‌های استوار و پابرجائی را پدید آورده‌ایم‌، و همه چیز را به گونه سنجیده و هماهنگ و در اندازه‌های متناسب و مشخص در آن ایجاد کرده‌ایم‌. و در آن اسباب زندگی و مایه ماندگاری شما و کسانی را آفریده‌ایم که نمی‌توانید روزی‌رسان ایشان باشید.      (‌حجر/19-20)

ولیکن روندی که داستان در آن آمده است در هر سوره‌ای دارای رویکرد و هدف مختلف است‌.

در سوره بقره محور بحث در روند قرآنی‌، خلیفه‌گری آدم در زمین است‌، زمینی‌که خدا همه چیزهای آن را برای انسان آفریده است‌:

(‌و اذ قال ربک للملائکة إنی جاعل فی الارض خلیفه).

زمانی (‌را یادآوری کن‌) که پروردگارت به فرشتگان گفت‌: من در زمین جانشینی بیافرینم    (‌بقر٣٠.٥)

بدین خاطر روند قرآنی در داستان اسرار این خلیفه‌گری را بیان کرده است‌، آن خلیفه‌گری‌ای که فرشتگان از آن اظهار تعجب می‌کنند، چون راز این جانشینی بر آنان پنهان بود:

(و علم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکة فقال أنبئونی باسماء هؤلاء ان کنتم صادقین. قالو سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا انک انت العلیم الحکیم. قال یا آدم انبئهم باسمائهم فلما انباهم باسمائهم قال الم اقل لکم انی اعلم غیب السماوات و الارض و اعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون؟).

سپس به آدم نامهای همه (‌اشیاء و خواص و اسرار چیزهائی را به نوع انسان از لحاظ پیشرفت مادی و معنوی آمادگی فراگیری آنها را داشت‌، به دل او الهام کرد و بدو) همه را آموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست میگوئید (‌و خود را برای امر جانشینی از انسان بایسته‌تر می‌بینید) اسامی (‌و خواص و اسرار) اینها را برشمارید. فرشتگان گفتند: منزهی تو. ما چیزی جز آنچه به ما آموخته‌ای نمی‌دانیم (‌و توانائی جانشینی را در زمین و استعداد اشتغال به امور مادی را نداریم و معترفیم که آدم موجودی شایسته‌تر از ما است و) تو دانا و حکیمی‌. فرمود: ای آدم‌! آنان را از نامها (‌و خواص و اسرار این‌) پدیده‌ها آگاه کن‌. هنگامی که آدم (‌فرمان خدا را لبیک گفت و) فرشتگان را از (‌خواض و اسرار اشیاء و) پدیده‌ها آگاه کرد، خداوند فرمود: به شما نگفتم که من غیب (‌و راز) آسمانها و زمین را می‌دانم و از آنچه شما آشکار می‌کنید یا پنهان می‌داشتید، نیز آگاهم‌؟‌.  (‌بقره/31-33‌)

آن‌گاه روند قرآنی داستان فرشتگان و خودداری اهریمن و خودبزرگ‌بینی او را نشان می‌دهد‌، و از سکونت‌گزیدن آدم و همسرش در بهشت سخن می‌گوید، و از بیرون راندن اهریمن‌، آدم و همسرش را از بهشت، صحبت می‌نماید. سپس از فرود آمدن به 

زمین برای‌خلیفه‌گری درآن سخن‌رفته است‌،‌فرود آمدن به زمین پس از آماده‌کردن و توشه‌دار نمودن ایشان با این آزمون سخت‌، و بعد از طلب آمرزش آنان‌، و پذیرش توبه ایشان از طرف یزدان ... بر داستان پیرو زده شده است با دعوت بنی‏اسرائیل برای یاد نعمتهای خدا در حق خود، و وفای به عهد خدا با خود. این هم متصل به خلیفه‌گری نیای بزرگ ایشان در زمین، و پیمان بستن او با خدا، و آزمون سخت ابوالبشر آدم است‌.

در اعراف محور بحث روند قرآنی‌،‌کوچ طولانی از بهشت و برگشت بدان است‌. از دشمنانگی ابلیس با انسان از آغاز کوچ تا پایان آن سخن رفته است‌. بیان گردیده است که مردمان بار دیگر به میدان دادگاه نخستین برمی‌گردند، و دسته‌ای از آنان به بهشت بازمی‌گردند، بهشتی که اهریمن والدین ایشان را از آنجا بیرون‌کرده بود. برگشتن ایشان به بهشت بدان خاطر است‌که با اهریمن دشمنی ورزیده‌اند و با او مخالفت نموده‌اند. دسته‌ای از مردمان هم سردرنگون به دوزخ می‌افتند، چون آنان پا به پای اهریمن دشمن بدسگال و سرسخت خود حرکت‌کرده‌اند ... بدین جهت روند قرآنی حکایت سجده بردن فرشتگان و سرباز زدن ابلیس و تکبر نمودن او، و درخواست ابلیس از خداکه بدو تا روز رستاخیز مهلت ماندن دهد تا فرزندان آدم راگمراه سازد، آدمی‌که به خاطر او رانده و مانده شده ا