دَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ).

چیزی وجود ندارد مگر این که گنجینه‌های آن در پیش ما است و جز به اندازه معین و مشخصی (‌که حکمت ما اقتضاء کند) آن را فرونمی‌فرستیم‌.

هر روز بیش از پیش جلوه‌گر می‌آید، هر زمان‌که انسانها در علم و معرفت پیشرفت‌کنند، و هر زمان‌که انسانها به اسرار و رموز ترکیب‌بند این جهان و هستی آن پی ببرند. مدلول و مفهوم‌:

(خَزَائِنُهُ). گنجینه‌ها و منابع آن‌.

به صورت نزدیک‌تر به ذهن‌، وضوح و روشنی پیدا کرده است‌، پس از آن‌که انسانها سرشت عناصری راکه این جهان مادی از آنها فراهم آمده است‌کشف نموده‌اند، تا اندازه‌ای سرشت ترکیب و تحلیل آنها را دریافته‌اند، و برای مثال دانسته‌اند که منابع اساسی آب ذرات ایدروژن و اکسیژن است‌. و یکی از منابع رزق و روزی مجسم در همه‌گیاهان سبز، ازت موجود در هوا، وکربن و اکسیژن مرکب در اکسید دوکربن‌، و نیز اشعه‌هائی است‌که از خورشید منشعب می‌شود!. چیزهای دیگری همچون اینها بسیار است‌که مدلول و مفهوم خزائن وگنجینه‌های خدا را روشن و آشکار می‌سازد، و انسانها به شناخت چیزهائی از این خزائن و گنجینه‌ها راهیان شده‌اند و دسترسی پیدا کرده‌اند ... آگاهی و شناخت انسانها در این زمینه هرچندکه زیاد است‌، ولی هنوز اندکی از بسیار است‌.

از جمله چبزهائی‌که یزدان سبحان آنها را به اندازه معین به جهان‌گسیل می‌دارد، بادها و آبها است‌:

(وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ) .

و بادها را برای تلقیح (‌ابرها و بارور ساختن آنها) به وزیدن می‌اندازیم و به دنبال آن از (‌ابرهای بهم پیوسته و تلقیح شده‌) آسمان آب می‌بارانیم و شما را بدان سیراب می‌گردانیم (‌و آن‌گاه به شکل برف و یخ و چشمه‌ها و رودخانه‌ها و دریاها و اقیانوسها در زمین جمع‌آوری و اندوخته‌اش می‌نمائیم‌، و دوباره آن را تبخیر و به جو زمین می‌بریم و سپس به زمین برمی‌گردانیم‌) و شما توانائی اندوختن (‌و نگهداری‌) آن را (‌بدین‌گونه در فضا و زمین‌) ندارید.

بادها را برای تلقیح شدن با آب‌،[1]‌ به وزیدن می‌اندازیم‌. یعنی بادها آبستن به بخار آب می‌شوند، همان‌گونه که شتر ماده با جفتگری آبستن می‌شود. آن‌گاه از آسمان آبی را نازل می‌گردانیم‌که بادها با خود حمل‌کرده‌اند، و شما را بدان سیراب می‌گردانیم و با آن زندگی می‌کنید:

(وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ).

شما توانائی اندوختن (‌و نگهداری‌) آن را (‌بدین‌گونه در فضا و زمین‌) ندارید.

آب از منابع وگنجینه‌های شما فرود نیامده است‌، بلکه از منابع وگنجینه‌های خدا فرود آمده است و به اندازه معین پائین آمده است‌.

بادها برابر قوانین جهانی روان می‌گردند و وزیدن می‌گیرند، و آب را برابر این قوانین با خود حمل می‌کنند، و مطابق با آن قوانین فرومی‌فرستند. امّا چه کسی این نظم و نظام را در اصل بنیاد نهاده است‌؟ آفریدگار جهان همچون‌کرده است و چنین مقدر و مقرر فرموده است‌، و قوانین کلی را وضع نموده است‌، قوانینی‌که همه این پدیده‌ها از آن پیدا و هویدا می‌گردند:

(وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ).

چیزی وجود ندارد مگر این که گنجینه‌های آن در پیش ما است‌، و جز به اندازه معین و مشخصی (‌که حکمت ما اقتضاء کند) آن را فرونمی‌فرستیم.

در تعبیر قرآنی ملاحظه می‌کنیم‌که هر حرکتی را به خدا نسبت میدهد و برمی‌گرداند، حتی نوشیدن آب را:

(فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ).

و شما را بدان سیراب می‌گردانیم‌.

مراد این است‌که ما آفرینش شما را به گونه‌ای ساخته‌ایم که خواستار آب است‌، و آب را شایسته بر آوردن نیاز شما گردانده‌ایم‌، و هم این و هم آن را مقرر و مقدر داشته‌ایم‌. آب را برابر قضا و قدر خود پدید آورده‌ایم‌، و هم برابر قضا و قدر خود آن را به جریان انداخته‌ایم‌. تعبیر قرآنی بدین شیوه ذکر می‌شود تا هماهنگ با فضای‌کلی‌گردد، و همه امور به طورکلی به خدا حواله داده شود و برگردانده شود حتی در حرکت برگرفتن آب برای نوشیدن‌. زیرا فضا، فضای آویزه اراده مستقیم خدا، و قضا و قدر اوکردن هر چتری در این جهان است‌، قضا و قدری‌که به هر حرکتی و به هر حادثه‌ای تعلق می‌گیرد ... در اینجا سنت خدا درباره حرکات‌کرات‌، بسان سنت یزدان در آنجا درباره حرکات نفسها است ... سنت خدا در بند نخستین راجع به تکذیب‌کنندگان است‌، و سنت خدا در بند دوم مربوط به آسمانها و زمین‌، و بادها و آبها و سیراب‌کردن و آبیاری نمودن است‌. همه اینها هم از سنت خدا پیروی می‌کنندکه قضا و قدر او آن سنت را اجراء و پیاده می‌کند. هم این و هم آن نیز پیوند می‌خورد با حق بزرگی‌که خدا آسمانها و زمین و مردمان و اشیاء جهان را توام با آن و مشتمل بدان آفریده است‌.

آن‌گاه روند قرآنی برگشت دادن هر چیزی به خدا را تکمیل می‌کند، و بدین منظور زندگی و مرگ را، و زندگان و مردگان را، و زندگی دوباره و رستاخیز همگان را بدو برمی‌گرداند:

(وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ. وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ. وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ).

و مائیم که زنده می‌گردانیم و می‌میرانیم (‌و باقی بوده‌) و وارث (‌جهان‌) می‌باشیم‌. و ما، هم‌پیشینیان شما را می‌دانیم و هم‌پسینیان شما را. (‌و می‏‎دانیم که کی بوده‌اند و چه کرده‌اند، و کی خواهند بود و چه خواهند کرد)‌. و بی‏گمان پروردگار تو آنان را (‌روز قیامت در کنار هم‌) گرد می‌آورد (‌و به حساب و کتابشان رسیدگی می‌کند و پاداش و پادافره ایشان را می‌دهد‌، و این برابر حکمت و آگاهی انجام می‌پذیرد و) او حکیم و آگاه است‌.

در اینجا بند دوم به بند نخستین می‌پیوندد. در آنجا فرموده بود:

(وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلا وَلَهَا كِتَابٌ مَعْلُومٌ. مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ)‌.

ما هیچ شهر و روستائی را نابود نکرده‌ایم مگر (‌پس از انقضای‌) مدت معینی (‌که‌) داشته است‌. هیچ ‌ملتی بر (‌مدت معین و سررسید) اجل خود پیشی نمی‏‎گیرد و از آن عقب نمی‌افتد.         (‌حجر/4-5)

در اینجا مقرر می‌فرمایدکه زندگی و مرگ در دست خدا است‌، و خدا پس از این جهان وارث همگان است‌، و او می‌داند چه‌کسانی بر ایشان واجب‌گردیده است‌که جلو بیفتند و بمیرند، و چه‌کسانی بر آنان واجب شده است‌که به تاخیر بیفتند و فعلا مرگشان درنرسد و زنده بمانند، و او است‌که سرانجام همه مردمان را زنده و گردآ‌وری می‌کند، و درنهایت بازگشت همگان به سوی او است.

(إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ).

او کار بجا و آگاه است‌.

خدا مدت عمر و سررسید زندگی هرملت