نند برایشان ممکن نیست‌که «‌سوسیالیسم علمی‌» برجوشیده از «‌فلسفه مادیگرائی‌» و جداناشدنی از تنه‌ای‌که از آن بردمیده است را نظام و سیستم خود بکنند ... بر مردمان واجب است از همان ابتدای‌کار، اسلام را و یا مادیگری را برگزینند!

اسلام تنها عقیده نهان در زوایای درون نیست‌. بلکه اسلام نظام و سیستمی است‌که بر عقیده استوار است ... همان‌گونه هم «‌سوسیالیسم علمی‌»‌ - با همین اصطلاحی که دارد - بر هوا استوار نیست‌. بلکه به‌طور طبیعی برجوشیده از «‌مکتب مادیگری‌» است‌، مکتبی که آن هم به نوبه خود بر پایه مادی بودن جهان و انکار وجود یزدان استوار است‌، و معتقد است‌که اصلا جهان را آفریدگار و اداره‌کننده‌ای نیست‌! سوسیالیسم علمی و مکتب مادیگری دارای ترکیب‌بند یگانه و جداناشدنی از یکدیگر هستند ... بدین جهت اسلام از ریشه مخالف با چیزی است‌که «‌سوسیالیسم علمی‌» نامیده می‌شود. 

مخالف با آن است در همه اعمال و افعالی‌که دارد و طرحها و پروژه‌هائی که پیشنهاد می‌نماید!

باید از میان اسلام و سوسیالیسم علمی یکی را برگزید ... هرکسی هم می‌تواند آنچه راکه می‌پسندد برگزیند، ولی باید مسئولیت آنچه راکه برگزیده در پیشگاه خدا برعهده گیرد!!!
--------------------------------------------------------------------------------
1- از مقاله «‌‌سلولهای زنده رسالت خود را انجام می‌دهند» درکتاب‌: ‌«‌الله یتجلی فی عصر العلم‌‌»‌. می‌حواهیم یادآور شویم‌که وقتی‌که چیزی را گلچین می‌کنیم‌، مراد مخاطب قرار دادن مادیگرایان «‌علمگرا‌» به زبان خودشان است ... امّا این گلچین بدان معنی نیست‌که آنچه راکه به عنوان گواه ذکر کنیم درست است و از لحاظ برنامه اندیشه و تعبیر در مساله‌ای که بیان می‌کنیم صحیح بوده و نقصی در آن نیست‌.سوره‌ي حجر آيه‌ي 25-16

وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ (١٦) وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ (١٧) إِلا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ (١٨) وَالأرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ (١٩) وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ (٢٠) وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ (٢١) وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ (٢٢) وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ (٢٣) وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ (٢٤) وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ (٢٥)

از صحنه ستیزه‌جوئی‌گرفته‌که میدان آن آسمان است‌، تا نمایشگاه جهانی‌که با صحنه آسمان آغاز می‌گردد، و آن‌گاه صحنه زمین‌، صحنه بادهای تلقیح‌کننده ابرها برای بارش بارانها و پیدایش آبها، صحنه زندگی و مرگ، و بالاخره صحنه رستاخیز و همایش ... همه اینها نشانه‌هائی هستند دال بر وجود خدا، و کسانی درباره آنها به جدال و ستیزه می‌پردازندکه اگر دری از آسمان به رویشان باز می‌شد و از آن بالا می‌رفتند، می‌گفتند ما را چشم‌بندی گرده‌اند، و بلکه ما را جادو نموده‌اند ... پس بهتر است صحنه‌ها را یکی‌یکی بدان‌گونه‌که در روند قرآنی آمده‌اند، نشان دهیم‌:

(وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ. وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ. إِلا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ).

ما در آسمان برجهای نجومی پدید آورده‌ایم (‌که تقویم مجسم جهان و بیانگر نظام شگرف و حساب دقیق آن است‌) و آن را برای بییندگان آراسته‌ایم (‌تا از این منظره زیبای بالا به قدرت آفریدگار تعالی پی ببرند)‌. و آسمان را (‌از دستبرد و دسترسی‌) هر اهریمن ملعون و مطرودی محفوظ و مصون داشته‌ایم‌. و امّا هرکه از آنها دزدکی گوش فرادارد، آذرخش روشنی به سراغ او می‌رود .

این نخستین خط در تابلوی گسترده و پهن است ... تابلوی شگفت جهان تابلوئی که نشانه‌های قدرت نوآفرین و زیبانگار را فریاد می‌دارد، و بر اعجاز گواهی می‌دهد بیش از آنچه نزول فرشتگان گواهی می‌دهد، و از دقت نظم و نظام دادن و تعیین و تقدیر پرده برمی‌دارد، همان‌گونه که از عظمت قدرت بر این آفرینش سترگ و موجود بزرگ پرده برمی‌افکند.

بروج شاید همان ستارگان و سیاران با تمام بزرگی و ستبری خود باشد، و چه‌بسا بروج منازل نجومی ستارگان و سیارگان باشد که در مدار خود بدانجاها منتقل می‌گردند. در هر دو حالت گواه بر قدرت‌، وگواه بر دقت‌، و گواه بر نوآفرینی و نوآوری زیبا و دلربا هستند: 

(وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ).

و آن را برای بینندگان آراسته‌ایم.

در اینجا نگرشی به زیبائی جهان - به‌ویژه به آسمان - است‌، نگرشی که اشاره دارد به این‌که در آفرینش این جهان زیبائی نیز هدف است و در مد نظر بوده است‌. تنها بزرگی و ستبری نیست‌. تنها دقت هم نیست‌. بلکه زیبایی نیز در میان همه سیماها و نمادها به رشته‌کشیده شده است‌، و از هماهنگی همه آنها جلوه گر آمده است‌. نگاه بازی در شب تاریک به آسمان افکندن‌، بدان‌گاه که ستارگان و سیارگان در آن پراکنده شده‌اند، و با پرتو خود چشمک و سوسو می‌زنند، و انگارکه می‌خواهند خاموش بشوند، ناگهان چشم می‌خواهد به دعوت ستاره دوردستی پاسخ بگوید و آن نیز بدان چشمک بزند ... 

نگاه دیگری بسان نگاه پیشین در شب مهتابی بدانگاه که ماه درکجاوه آسمان به خواب ناز فرورفته است و جهان دور و بر او می‌خواهد وی را هیپنوتیزم‌کند، و انگار نفسهای خود را بازمی‌گیرد تا خفته خوشبخت ماه را بیدار ننماید!..

یک نگاه باز آگاهانه‌ای تضمین می‌کندکه حقیقت زیبائی هستی درک و فهم شود، و ژرفای این زیبائی در هستی جلوه‌گر آید. برای درک و فهم معنی این نگرش شگفت است‌که چنین اشاره‌ای رفته است:

(وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ).

و آن را برای بینندگان آراسته‌ایم‌.

همراه با آراستن‌، از حفاظت و صیانت سخن رفته است‌:

(وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ).

و آسمان را از (‌دستبرد و دسترسی‌) هر اهریمن ملعون و مطرودی محفوظ و مصون داشته‌ایم‌.

و لذا اهریمن به آسمان دسترسی ندارد، و آن را نمی‌آلاید، و از شر و بلا و ناپاکی وگمراهی خود در آن نمی‌دمد. چه اهریمن تنها بدین زمین حواله گردیده است‌، و سر وکارش با گمراهان آدمیزادگان در همین زمین است و بس‌. ولی آسمان -‌که رمز والائی و بالائی است - اهریمن از آن رانده و مانده می‌گردد و بدان دسترسی نمی‌یابد و آن را آلوده نمی‌کند. تنها کاری‌که می‌تواند این است‌که هر زمان تلاش می‌کند که خویشتن را بدان رساند، برگرد