لْمُسْتَأْخِرِينَ. وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ.).

و مائیم که زنده می‌گردانیم و می‌میرانیم (‌و باقی بوده‌) و وارث (‌جهان‌) می‌باشیم‌. و ما هم‌پیشینیان شما را می‌دانیم و هم‌پسینیان شما را، (‌و می‌دانیم که کی بوده‌اند و جه کرده‌اند، و کی خواهند بود و چه خواهند.    (حجر/23-25)

جولانگاه سوم داستان بشریت‌، و اصل هدایت و ضلالت سرشته در ترکیب‌بند وجود انسانها، و اسباب و علل هدایت و ضلالت‌، و سرانجام‌گمراهان و راهیافتگان را عرضه میدارد. داستان بشریت آغاز می‌گردد با آفرینش آدم ازگل خشکیده فراهم آمده از گل تیره شده‌گندیده‌ای‌که نفخه‌ای از روح متعلق به خدا درآن دمیده می‌شود وجان به پیکرش می‌رود. بعد از آن درباره غرور و خودخواهی ابلیس و تکبر او سخن‌گفته می‌شود و بیان می‌گرددکه ابلیس دوستی و سرپرستی‌گمراهان را دارد نه مومنان مخلص یزدان را. جولانگاه چهارم د‌رباره جایگاه هائی است‌که گذشتگان قوم لوط و شعیب و صالح در آنجاها نقش زمین شده‌اند. این جولانگاه با این فرموده خدا آغاز می‌شود:

(نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ. وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الألِيمُ).

(‌ای پیغمبر!) بندگان مرا آگاه کن که من دارای گذشت زیاد و مهر فراوان هستم (‌در حق کسانی که توبه کنند و ایمان بیاورند و کار نیک انجام بدهند)‌. و این که عذاب من (‌در حق سرکشان بی‌ایمان‌) عذاب بسیار دردناکی است (‌و عذابهای دیگر در برابرش عذاب نیست‌)‌.   (حجر/49-50)

آن‌گاه داستانها پیاپی یکدیگر می‌آید، و رحمت خدا با ابراهیم و لوط را جلوه‌گر می‌نماید، و از عذابی سخن می‌رودکه‌گریبانگر اقوام لوط و شعیب و صالح شده است ... این عذاب در این داستانها برای قریش از جایگاه‌های اقوامی سخن گفته می‌شود که نقش زمین گردیده‌اند و قریشیان در راه خود به شام از سرزمین آنان می‌گذرند و ویرانه‌ها و خرابه‌های برجای مانده ایشان را می‌نگرند:

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ . وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ)‌.

بی‏گمان در این (‌بلائی که بر سر قوم لوط آمد) نشانه‌هائی برای افراد هوشمند موجود است (‌که از این آثار می‌توانند عمق واقعه را دریاببد و بدانند که هر گروه فاسد دیگری دستخوش چنین بلائی می‌گردد)‌. این آثار بر سر راه (‌کاروانیان و مسافران است و خرابه‌های آن‌) برجا است‌.      (‌حجر/75-76)

جولانگاه پنجم‌که واپسین جولانگاه است پرده از حقی به‌کنار می‌زندکه نهان در آفرینش آسمانها و زمین است و تا دامنه قیامت برجا است‌. آن‌گاه از ثواب و عقاب سخن می‌رود، ثواب و عقابی‌که با دعوت پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) پیوند می‌خورد ... حقی‌که در آفرینش آسمانها و زمین نهان است‌، بزرگ‌ترین حق است و جهان را و سرآغاز و سرانجام انسان را فرامی‌گیرد:

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ . وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ . إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ).

ما آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است جز به حق نیافریده‌ایم‌. (‌تمام هستی دارای هدف و حکمت است‌، و بر مدار حق و حقیقت می‏‎گردد، و لذا با فساد سر سازگاری ندارد، و فاسدان دیر یا زود به سزای خود می‌رسند، و همچون قوم لوط و ثمود از صحنه پرنظم و نظام آفرینش به کناری پرت می‌گردند)‌. و بی‏گمان روز رستاخیز فرامی‌رسد (‌و تباهکاران علاوه از مکافات دنیوی‌، به عذاب و عقاب سخت اخروی گرفتار می‌کردند) پس (‌ای بیغمبر!) گذشت زیبائی داشته باش (‌و بزرگوارانه و حکیمانه به دعوت خود ادامه بده و در برابر اذیت و آزار کفار شکیبائی کن‌)‌. بی‏گمان پروردگار تو آفریدگار بسیار آگاهی است‌. (‌پس کار خود را بدو واگذار و باک از این و از آن مدار ای پیغمبر!) ما هفت (‌آیه‌) به تو داده‌ایم که (‌سوره فاتحه را تشکیل می‌دهند و در هر نمازی‌) تکرار می‌گردند (‌و از منزلت خاصی برخوردارند و وسیله دعا و ثنا و طلب هدایت از خدایند) و همه قرآن بزرگ را به تو عطاء نموده‌ایم (‌که معجزه جاویدان یزدان و مایه تاب و توان مسلمان است‌)‌.

تا آخر سوره ... 

*<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:417.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:418.txt">قسمت دوم</a></body></html>سورة حجر
بسم الله الرحمن الرحیم
سوره‌ي حجر آيه‌ي 15-1

الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُبِينٍ (١) رُبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كَانُوا مُسْلِمِينَ (٢) ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (٣) وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلا وَلَهَا كِتَابٌ مَعْلُومٌ (٤) مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ (٥) وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ (٦) لَوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (٧) مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلا بِالْحَقِّ وَمَا كَانُوا إِذًا مُنْظَرِينَ (٨) إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (٩) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأوَّلِينَ (١٠) وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (١١) كَذَلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ (١٢) لا يُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأوَّلِينَ (١٣) وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ (١٤) لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ (١٥)

این بند نخستین در روند سوره‌، از سرشت‌کتابی صحبت می‌دارد که تکذیب‌کنندگان آن را تکذیب می‌کردند و دروغش می‌نامیدند ... ایشان را از روزی می‌ترساند که در آن آرزو می‌کنند کاش مسلمان می‌بودند! سبب به تاخیر انداختن همچون روزی را برایشان ذکر می‌کند، و بدیشان اطلاع می‌دهدکه چنین روزی به زمان معین و مشخصی واگذار گردیده است ... چالشهای آنان و استهزاء ایشان و درخواست نزول فرشتگان را به یادشان می‌آورد. آن‌گاه ایشان را تهدید می‌کندکه نزول فرشتگان نابودی و ویرانی را به همراه دارد. درنهایت از علت حقیقی تکذیب کردن پرده برمی‌دارد، و اعلام می‌نماید که علت تکذیب کردن کمبود دلیل و برهان نیست‌، بلکه‌کینه‌توزی و سرکشی علت اصلی است‌!..

الف‌.لام‌.را ...

(تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُبِينٍ).

این آیه‌های کتاب (‌منزل آسمانی‌) و قرآن روشن (‌یزدانی‌) است‌.

این حروف و حروف نظائر آنهاکتاب‌، یعنی قرآن است‌. این حروفی که در دسترس همگان است «‌تلک‌: آن‌» آیه‌های عالی و والائی است که فراتر از دستبرد و دگرگونی است‌، و دارای نظم و نظام اعجازانگیز است‌. این حروفی‌که به تنهائی معنی ندارند قرآن روشن و روشنگر است‌.

اگر مردمانی در جهان آیات کتاب اعجازانگیز را نمی