که تنها به دنیا پرداخته‌اند و آخرت را فراموش نموده‌اند)‌. ما هیچ شهر و روستائی را نابود نکرده‌ایم مگر (‌پس از انقضای‌) مدت معینی (‌که‌) داشته است‌. هیچ ملتی بر (‌مدت معین و سررسید) اجل خود پیشی نمی‏‎گیرد و از آن عقب نمی‌افتد.         (حجر/2-5)

آن‌گاه روند قرآنی برخی از صحنه‌های جهان را عرضه می‌دارد: آسمان و بروج فلکی، زمین‌گسترده وکوه‌های پابرجای آن‌،‌گیاهان و درختان با نظم و نظام شگرف و اندازه و حساب وکتاب دقیق‌، بادهای تلقیح‌کننده‌، آب و آبیاری‌، زندگی و مرگ، و قیامت وگردهمآئی همگان در آن ... اینها به دنبال داستان آدم و ابلیس ذکر می‌شوند، داستانی که با سرنوشت دنباله‌روان ابلیس و سرنوشت مومنان به پایان می‌آید ... بدین خاطر اشاره‌هائی به داستانهای ابراهیم و لوط و شعیب و صالح می‌شود، و در آنها هدف اصلی ذکر سرنوشت تکذیب‌کنندگان‌، و مورد ملاحظه قرار دادن این است‌که مشرکان آثار فرسوده و فروتپیده همچون اقوامی را می‌دیده اند و با آنها آشنا بوده‌اند، چراکه ازکنار آنها در راه خود به شام می‌گذشته‌اند و خرابه‌ها و ویرانه‌های خانه وکاشانه ایشان را مشاهده می‌کرده‌اند.

لذا محور هردو سوره یکسان است‌، ولی شخصیت هریک از دو سوره جدای از دیگری است‌. آهنگهای دو سوره همگون است ولی همسان نیست‌، همان‌گونه‌که عادت قرآن مجید در موضوعهای یگانه است‌که به شیوه‌های‌گوناگون از آنها سخن می‌گوید، شیوه‌هائی‌که مختلف و متشابه هستند، ولی هرگز تکراری و مثل هم نمی‌باشند!

می‌توان روند سوره را دراینجا به پنج جو‌لانگاه‌، یا به پنج بند تقسیم‌کرد. هر جولانگاه یا بندی از آنها موضوعی یا بخشی را دربر می‌گیرد:

جولانگاه نخستین ازسنت و قانون خدا سخن می‌گوید، سنت و قانونی‌که در رسالت و ایمان و تکذیب بدان، تخلف‌ناپذیر است‌. این جولانگاه با چنان بیم دادن و تهدیدکردنی می‌آغازدکه ترساندن و به هو‌ل و هراس انداختن آن را در خود ییچیده است‌:

(رُبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كَانُوا مُسْلِمِينَ. ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ).

بارها و بارها کافران (‌در دنیای دیگر) آرزو می‌کنند که کاش‌! (‌در این جهان‌) مسلمان می‌بودند (‌و فرموده‌های خدا و رهنمودهای انبیاء را گردن می‌نهادند)‌. بگذار بخورند و بهره‌ور شوند و آرزو آنان را غافل سازد. بالاخره خواهند دانست (‌که چه کار بدی کرده‌اند این که تنها به دنیا پرداخته‌اند و آخرت را فراموش نموده‌اند)‌.   (حجر/2-3) 

جولانگاه نخستین با این سخن به پایان می‌آیدکه تکذیب‌کنندگان براثرکینه‌توزی به تکذیب می‌پردازند نه بدان خاطرکه در دلائل ایمان‌، نقص وکم وکاست است‌:

(وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ . لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ ).

اگر (‌به فرض‌) دری از آسمان به روی آنان بگشائیم و ایشان از آنجا شروع به بالا رفتن کنند (‌و فرشتگان و شگفتیهای جهان بالا را با چشم خود ببینند)‌. بی‏گمان خواهند گفت‌: حتماً ما را چشم‌بندی کرده‌اند (‌و آنچه می‌بینیم ابدا واقعیت ندارد!) و بلکه ما را جادو نموده‌اند (‌این است که چیزها را عوضی می‌بینیم‌)‌. (‌حجر/14-15)

آنان همه از یک قماش و در یک سطح هستند:

(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأوَّلِينَ . وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ . كَذَلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ . لا يُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأوَّلِينَ).

ما پیش از تو (‌پیغمبرانی را) به میان گروه‌ها و دسته‌های پیشین روانه کرده‌ایم‌. هیچ فرستاده‌ای به پیش ایشان نمی‌آمد مگر این که او را مسخره می‏‎کردند (‌همان‌گونه که هم اینک باطلگرایان تو را مسخره می‌دارند)‌. ما این‌گونه قرآن را به دلهای بزهکاران داخل می‌گردانیم (‌و از حق آنان را می‌آگاهانیم‌، تا برایشان اتمام حجت شود)‌. آنان بدان ایمان نمی‌آورند (‌چون در شهوات غوطه‌ورند و باطلگرایند نه حقگرا) و شیوه اقوام پپشین هم بر این بوده است‌.   (حجر/10-13)

جولانگاه دوم برخی از نشانه‌های خداشناسی را در جهان بیان می‌دارد. نشانه‌ها را در آسمان و در زمین و میان آن دو نشان می‌دهدکه هریک از آنها دارای حکمتی است و به اندازه لازم ساخته شده است‌:

(وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ . وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ . إِلا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ . وَالأرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ . وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ . وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ ).

ما در آسمان برجهای نجومی پدید آورده‌ایم (‌که تقویم مجسم جهان و بیانگر نظام شگرف و حساب دقیق آن است‌) و آن را برای بینندگان آراسته‌ایم (‌تا از این منظره زیبای بالا به قدرت آفریدگار تعالی پی ببرند)‌. و آسمان را (‌از دستبرد و دسترسی‌) هر اهریمن ملعون و مطرودی محفوظ و مصون داشته‌ایم‌. و امّا هرکه از آنها دزدکی گوش فرادارد، آذرخش روشنی به سراغ او می‌رود. ما زمین را گسترانیده‌ایم و در زمین کوه‌های استوار و پابرجائی را پدید آورده‌ایم‌، و همه چیز را به گونه سنجیده و هماهنگ و در اندازه‌های متناسب و مشخص در آن ایجاد کرده‌ایم‌. و در آن اسباب زندگی و مایه ماندگاری شما و کسانی را آفریده‌ایم که نمی‌توانید روزی‌رسان ایشان باشید و چیزی وجود ندارد مگر این که گنجینه‌های آن در پیش ما است و جز به اندازه معین و مشخصی (‌که حکمت ما اقتضاء کند) آن را فرو نمی‌فرستیم‌. و بادها را برای تلقیح (‌ابرها و بارور ساختن آنها) به وزیدن می‌اندازیم و به دنبال آن از (‌ابرهای بهم پیوسته و تلقیح شده‌) آسمان آب می‌بارانیم و شما را بدان سیراب می‌گردانیم (‌و آن‌گاه به شکل برف و یخ و چشمه‌ها و رودخانه‌ها و دریاها و اقیانوسها در زمین جمع‌آوری و اندوخته‌اش می‌نمائیم‌، و دوباره آن را تبخیر و به جو زمین می‌بریم و سپس به زمین برمی‌گردانیم‌) و شما توانائی اندوختن (‌و نگهداری‌) آن را (‌بدین‌گونه در فضا و زمین‌) ندارید .   (حجر/16-22)

برگشت هر چیزی و هرکسی در وقت معلوم و معین‌، به سوی خدا است‌:

(وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ. وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا ا