ربابان و خداگونگان غیرخدا با خدا است‌.

پرستش بتها تنها در نصب‌کردن و استوار داشتن سنگها و چوبها جلوه‌گر نمی‌آید و بس‌. بلکه بیش از آن جلوه‌گر می‌آید در به‌وجود آوردن شعارهائی برای آن سنگها و چوبها بدان اندازه‌که این بتها نفوذ د‌ارند و مقتضیات آنها می‏طلبد.

مردمان در هر مملکت و سرزمینی‌که هستند باید بنگرند و دقت‌کنند در زندگی ایشان آیا مقام والا ازآن چه کسی است‌؟ آیا کرنش بردن و پرستش کردن کامل برای چه‌کسی است‌؟ و آیا اطاعت و پیروی و فرمانبرداری از چه کسی می‌شود؟.. اگر همه اینها ازآن خدا است‌، آنان بر آئین یزدان هستند. و اگر همه اینها برای غیرخدا است -‌چه خدا درنظر باشد و چه خدا درنظر نباشد -‌ آنان بر آئین طاغوتها و بتها هستند ... 
پناه بر خدا!..
(هَذَا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَلِيُنْذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الألْبَابِ).
این (‌قرآن‌) به عموم مردم ابلاغ می‏‎گردد تا ترسانده شوند و بدانند که خداوند یکی بیش نیست و خردمندان (‌از خواندن قرآن‌) پند و اندرز گیرند (‌و خویشتن را در پرتو آن از آتش دوزخ دور کنند و به بهشت برسانند)‌.
*
پایان جزء سیزدهم
به دنبال آن جزء چهاردهم می‌آیدکه با سوره حجر آغاز می‌گردد.
--------------------------------------------------------------------------------
 1- اشاره به فعل «‌تهوی‌» است‌که به معنی (از بالافرود می‌آید) است‌. (‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:415.txt">رهنمودهاي سوره‌ي حجر</a><a class="folder" href="w:html:416.xml">سوره‌ي حجر آيه‌ي 15-1</a><a class="text" href="w:text:419.txt">سوره‌ي حجر آيه‌ي 25-16</a><a class="folder" href="w:html:420.xml">سوره‌ي حجر آيه 48-26</a><a class="folder" href="w:html:424.xml">سوره‌ي حجر آيه‌ي 84-49</a><a class="text" href="w:text:427.txt">سوره‌ي حجر آيه‌ي 99-85</a></body></html>جزء چهاردهم
سوره حجر و سوره نحل
رهنمودهاي سوره‌ي حجر
سوره‌ء ‌حجر مکی و ٩٧ آیه است.

این سوره به طورکلی مکی است‌. پس از سوره یوسف نازل گردیده است‌، در دوره سخت دشواری‌، در فاصله زمانی «‌عام‌الحزن‌» و سال هجرت ... دوره‌ای که از سرشت و شرائط و ظروف و سیماها و نشانه‌های آن قبلا در دیباچه سوره یونس و در دیباچه سوره هود و در دیباچه سوره یوسف‌، به اندازه کافی سخن‌گفتیم‌. این سوره دارای قالب این دوره و نیازمندیها و مقتضیات جنبشی آن است ... با واقعیت این دوره رویاروئی انقلابی دارد، و پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و جماعت مسلمان همراه او را واقعی و مستقیم رهنمود می‌کند، و با تکذیب‌کنندگان جهاد بزرگی را می‌آغازد، همان‌گونه که سرشت و کار این قرآن است‌.

از آنجاکه حرکت دعوت تقریبا در این دوره راکد ماند، به سبب موضعگیری‌کینه‌توزانه قریش در برابر دعوت و پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) وگروه مومنانی که در خدمت او بودند، چراکه قریش نسبت به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) جسارتی پیدا کردند که در روزگار حیات ابوطالب جرات همچون جسارتی را درباره او نداشتند، و بر تمسخر دعوت بیش از پیش افزودند، و اذیت و آزار اصحاب را شدت بخشیدند، بدین لحاظ قرآن مجید در این دوره مشرکان تکذیب‌کننده را تهدید می‌کند، و ایشان را بیم می‌دهد، و محل نقش زمین شدن تکذیب‌کنندگان پیشین و سرنوشت ایشان را عرضه می‌دارد، و برای پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) پرده از علت تکذیب و دشمنانگی آنان برمی‌دارد. قرآن مجید علت دشمنانگی قریش را شخص پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و حقی نمی‌داندکه با خود به ارمغان آورده است‌. بلکه علت دشمنانگی ایشان را کینه‌توزی و سرکشی می‌داند و معتقد است‌که آیه‌های روشن با وجود آن بیفائده و بیسود می‌ماند. بدین جهت قرآن مجید پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) را دلداری می‌دهد و با او همدردی می‌کند، و او را به پافشاری بر حقی رهنمود می‌کند که با خود دارد. و از او می‌خواهد با تمام توان حق را رو در روی با شرک و مشرکان اعلان نماید، و در برابرکندی پذیرش دعوت‌، و وحشت‌گوشه‌گیری‌، و طول راه‌، شکیبائی کند.

از اینجا است‌که این سوره در رویکرد و در موضوع و در سیماها و نشانه‌های خود با سائر سوره‌هائی همگام می‌شودکه در این دوره نازل گردیده‌اند، و همچون سائر سوره‌های مکی با مقتضیات و نیازمندیهای جنبشی این دوره همخوانی دارد. نیازمندیهائی که سرچشمه می‌گیرد از جنبش گروه مسلمان برای پیشبرد عقیده اسلامی خود، و پیکار با جاهلیت عربی موجود در این دوره از زمان‌، با تمام شرائط و ظروفی که واقعیت زندگی می‌طلبیده است‌.

بدین لحاظ این سوره با نیازمندیهای جنبش اسلامی و مقتضیات آن روبرو می‌گردد، هر زمان که همچون دوره‌ای تکرارگردد، درست بدان شکل که در این زمان جنبش اسلامی هم اینک با آن روبرو است‌.

ما بر این نشانه در این قرآن تاکید می‌ورزیم ... نشانه واقعیت جنبشی ... زیرا این نشانه به نظر ما کلید سازش با این قرآن‌، و فهم و اطلاع از آن‌، و درک مقاصد و اهداف آن است.

لازم است با اوضاع و احوال و شرائط و ظروف و نیازها و مقتضیات واقعی و عملی‌ای زیست و بودکه در زمان نزول نص قرآنی وجود داشته است ... این امر ضروری است برای درک و فهم رویکرد نص وگستره مدلولها و مفهومهای آن‌، و مشاهده سرزندگی آن بدان هنگام که در محیط زنده‌ای دست‌اندرکار سازندگی است‌، و با یک حالت واقعی روبروگردیده است‌، و با زنده‌هائی رویاروی شده است که به نفع یا بر ضد آن در جنبش و تلاش هستند. برا‌ی آشنائی با احکام فقه نص و چشش آن همچون بینشی ضروری است‌. همچنین برای سود بردن از رهنمودهای نص نیز ضروری است هر زمان‌که آن شرائط و ظروف در دوره‌ای از ادوار تاریخی آ‌ینده تکرارگردد، به‌ویژه در شرائط و ظروفی‌که امروزه با آن روبرو هستیم و حال این‌که دعوت اسلامی را از نو می‌آغازیم‌.

ما این سخن را می‌گوئیم‌، در حالی‌که یقین داریم این چنین نظر و بینشی را ندارند مگرکسانی‌که عملا با این آئین در رویاروئی جاهلیت‌کنونی می‌جنبند و می‌رزمند، و بدین خاطر با اوضاع و احوال و شرائط و ظروف و رخدادهائی روبرو می‌گردندکه صاحب دعوت نخستین -‌صلوات الله و سلامه‌علیه - و گروه مسلمانان همراه او با آن رویاروی می‌گردیدند ... از قبیل‌: رویگردانی و پشت‌کردن بدین آئین در حقیقت بزرگ فراگیری‌که داشت‌، حقیقتی‌که تحقق پیدا نمی‌کند مگر باکرنش بردن و پرستش‌کردن‌کامل خداوند یگانه در هرکاری ازکارهای اعتقادی و اخلاقی و بندگی و اقتصادی و اجتماعی زندگی ... و هچنین روبرو می‌گردند با اذیت و آزار و بیرون راندن از خانه و کاشانه‌، و شکنجه وکشتاری‌که آن‌گروه برگزیده پیشین -‌در راه خدا -‌دچار آن می‌گردیدند.

کسانی‌که این آئین را به دست می‌گیرند و با آن به پیکارجاهلیت می‌نشینند، و با آن با همان چیزهائی رویاروی می‌شوند و می‌رزمندکه جماعت مسلمانان نخستین با آن‌ چیز‌ها رویاروی می‌شدندومی‌رزمیدند ... اینان بلی تنها اینان همچون نطریه و بینشی را خواهند داشت ... 