ک ژرف‌نگری‌کرد. همچنین بایدکه در معنی بتها ژرف‌نگر شد، و مجسم شدن شکلهای تازه بتها و جاهلیتهای نوین را دقیق بررسی و پژوهش‌کرد. شرک برای خدا - شرکی‌که مخالف با گواهی‌: لاال‌الا الله‌ است -‌مجسم و جلوه‌گر می‌آید در هر وضع و در هر حالتی‌که در آن کرنش بردن و پرستش‌کردن د‌ر کاری ازکارهای زندگی‌، خالص و مخلص برای خدای یگانه نباشد. کافی است‌که بنده در بخشهائی از زندگانیش برای خداکرنش ببرد و پرستش بکند، و در بخشهای دیگری از زندگانیش برای غیرخدا کرنش ببرد و پرستش بکند، تا مشرک بشمار آید و شکلی از شرک و حقیقت آن در او تحقق یابد ... انجام شعائر و مراسم آئینی جز شکل واحدی از شکلهای فراوان‌کرنش بردن و پرستش‌کردن نیست ... مثالهای موجود در زندگی امروزی انسانها، مثال واقعی شرک در ژرفاهای سرشت شرک و در معنی واقعی آن است ... قطعا بنده‌ای‌که با اعتقادی‌که به الوهیت خدای یگانه دارد به خدا رو می‌کند، سپس در وضو و طهارت و نماز و روزه و حج و سائر شعائر و مراسم آئینی برای خدا کرنش می‏‎برد و پرستش می‌کند، در صورتی‌که در همان حال در زندگانی اقتصادی و سیاسی و اجتماعی خود از قوانین و شرائع غیرخدا اطاعت و پیروی می‌کند، و در میعارها و میزانها و ارزشهای اجتماعی خود مطیع و فرمانبردار جهان‌بینیها و اصطلاحهای ساختار غیرخدا می‌شود، و در اخلاق و عادات و جامه‌های خود از اربابان و خداگونگان بشری اطاعت می‌کند و به خود اجازه می‌دهدکه این اربابان و خداگونگان این‌گونه اخلاق و آداب و عادات‌، و جامه‌های مخالف با شرع خدا و فرمان خدا را بر او واجب و لازم‌گردانند، این چنی بنده ای در ویژه‌تربن حقیقت شرک به شرک دست می‌یازد و شرک می‌ورزد، و با گواهی‌: لا اله‌ الا الله و محمّد رسول الله‌، در ویژه‌ترین حقیقت آن مخالفت می‌نماید ... این چیزی است‌که امروزه مردمان سهل و ساده بدان دست می‌یازند و توجه و اهمّیتی بدان نمی‌دهند! و اصلا آن را شرکی بشمار نمی‌آورندکه مشرکان در هر زمانی و مکانی بدان دست می‌یازیده‌اند و آن را درپیش می‌گرفته‌اند!

لازم نیست‌که بتها در این شکلهای ساده ابتدائی مجسم گردد ... چه بتها جز شعارهای طاغوت نیست‌، طاغوتی که در فراسوی شعارها برای بنده‌کردن مردمان به نام آن شعارها پنهان می‌شود، و از لابلای آن شعارها کرنش بردن و پرستش ایشان را برای خود تضمین می‌کند.

بت سخن نمی‌گفته است یا نمی‌شنیده است و یا نمی‌دیده است ... بلکه این پرده‌دار یا غیبگو و یا حاکم بود که در پشت سر آن می‌ایستاد، و پیرامون آن تعویذها و اوراد را زمزمه می‌کرد ... سپس به نام آن سخن می‌گفت و زبان به چیزهائی می‌گشودکه خود می‌خواست‌، تا بدین وسیله عامّه مردمان را بنده‌گرداند و به خواری کشاند!

هر زمان که در سرزمینی و در وقتی از اوقات شعارهائی بلندگردید، و حاکمان و فرمانروایان وکاهنان و غیبگویان به نام آنها سخن‌گفتند، و به نام آنها چیزهائی تعیین‌کردند، از قبیل قوانین و مقررات و معیارها و میزانها و عملکردها و رفتارهائی‌که خدا بدانها اجازه نداده است و آنها را به رسمیت نشناخته است ... اینها بت هستند و در سرشت و حقیقت و کار بت‌، انجام وظیفه می‌کنند!

هر زمان که «‌نژادگرائی‌» شعار شد، یا «‌میهن‌پرستی‌»‌ شعارگردید، یا »‌ملی‌گرائی‌» شعار شد، یا «‌طبقه و گروه‌» شعارگردید ... سپس از مردمان خواسته شد که این شعارها را بجای خدا پرستش‌کنند، و جان و مال و اخلاق و ناموس را فدای این شعارها سازند، به‌گونه‌ای که هر وقت میان شریعت خدا و قوانین و رهنمودها و تعلیمات او با مطالب و مقتضیات این شعارها برخورد و مخالفت داشته باشد، شریعت خدا و قوانین و رهنمودها و تعلیمات او دور انداخته شود، و خواست این شعارها - یا به عبارت صحیح و دقیق‌: خواست طاغوتهای ایستاده در فراسوی این شعارها - اجراء‌گردد، این هم عبادت بتها به جای خدا بوده است ... چه بت لازم نیست‌که درسنگ یا چوب‌، مجسم‌گردد ... چه بسا بت مکتبی یا شعاری خواهد بود.

اسلام نیامده است تا تنها بتهای سنگی یا چوبی را درهم شکند و آنها را برافکند. این همه تلاشها و کوششهای پیاپی و پیوسته از سوی پیغمبران به خدا رسیده و وارسته تنها صرف درهم شکستن و برافکندن بتهای سنگی یا چوبی نگردیده است‌. این همه قربانیها و فداکاریهای سترگ، و این همه تحمّل شکنجه‌ها و دردهای بزرگ، محض درهم شکستن و برافکندن بتهای سنگی یا چوبی نبوده است‌!

بلکه اسلام آمده است تا دو راهه جدائی پدید آورد و برقرار دارد میان کرنش بردن و پرستش‌کردن خدای یگانه در هرکاری و در هر امری ازکارها و امور جهان‌، و میان‌کرنش بردن و پرستش‌کردن غیر خدا در هر شکلی و در هر حالی و وضعی از اشکال و احوال و اوضاع مردمان ... برای درک و فهم سرشت دستگاه‌ها و برنامه‌های موجود در هر زمان‌، لازم است اشکال و احوال و اوضاع دستگاه‌ها و برنامه‌ها را بررسی و پژوهش نمود، و آن وقت‌گفت‌: مردمان آن نظامها و سیستمها یکتاپرستی می‌کنند یا شرک می‌ورزند. برای خدای یگانه‌کرنش می‌برند و پرستش می‌کنند یا برای طاغوتها و اربابان و بتهای‌گوناگون کرنش می‌برند و پرستش می‌کنند.

کسانی‌که‌گمان می‌برندکه بر «‌دین خدا» هستند، چون به زبان خود می‌گویند: «‌گواهی می‌دهیم‌: لا اله الا الله و محمّد رسول الله، و در کارهای طهارت و شعائر و مراسم آئینی و ازدواج و طلاق و ارث‌، عملا برای خدا کرنش می‌برند و پرستش می‌کنند ... در عین حال آنان در غیر از این‌گوشه تنگ‌، برای غیر خدا کرنش می‌برند و پرستش می‌کنند، و از شرائع و قوانینی پیروی می‌نمایند که خدا بدان دستور نداده است و اجازه نفرموده است - بسیاری هم از این شرائع و قوانین با شریعت و قانون خدا مخالفت صریح دارند -‌گذشته از این آنان جان و مال و ناموس و اخلاق خود را -‌چه بخواهند و چه نخواهد - فدا می‌کنند تا چیزی را پیاده و اجراء‌کنندکه بتهای جدید آن را از ایشان می‌خواهد، و هر زمان‌که میان دین یا اخلاق و یا ناموس با مطالب این بتها مخالفت افتاد، اوامر خدا به دور انداخته می‌شود، و مطالب این بتها اجراء می‌شود!.. کسانی که خود را «‌مسلمان‌» و خویشتن را بر «دین خدا» گمان می‏‎برند و حالشان این چنین است‌!.. بر ایشان واجب است از خواب غفلت برخیزند و از شرک بزرگی‌که در آن هستند به در آیند.

آئین یزدان این اندازه هم ضعیف و ناچیز نیست‌که کسانی آن را تصور می‌کنندکه در خاور و باختر و سائر نقاط جهان خویشش را «‌مسلمان‌» گمان می‌برند!

آئین یزدان برنامه‌ای است‌که جزئیات وکلیات زندگی روزانه را دربر می‌گرد.کرنش بردن و پرستش‌کردن خدا در هر جزئی و کلی از جزئیات وکلیات زندگی روزانه‌، آئین یزدان‌، و اسلامی است‌که ازکسی جز آن را نمی‌پذیرد.

شرک به خدا تنها در اعتقاد به الوهیت غیرخدا با خدا جلوه‌گر نمی‌گردد. بلکه شرک به خدا پیش از هر چیز دیگر در استوار و پابرجا داشتن 