 بخشایشگر است‌.

در سایه این دعا پیدا است‌که موضعگیری قریش‌، همجواران بیت‌الله الحرام کجا و آن کسانی را که ابراهیم در دعا طلبیده است کجا؟! قریشیان نه نمازی برای رضای خدا می‌خوانند، و نه شکر نعمتهائی را می‌گزارند که پس از پذیرش دعای ابراهیم و گرایش دلها به بیت‌الله الحرام و سرازیر شدن میوه‌ها و محصولات بدانجا بهره ایشان گردیده است‌!

ابراهیم بر دعائی که برای فرزندان خود که در جوار بیت‌الله الحرام سکونت گزیده‌اند تا نماز بخوانند و شکر نعمتهای خدای را بگزارند، پیروی می‌زند. این پیرو بیانگر آگاهی خدا است‌، آگاهی خدا از چیزهائی است که بر د‌لهایشان می‌گذرد، از قبیل‌: به خدا توجه داشتن و شکر نعمتهای او را بجای آوردن و دست دعا به آستانه او بلند کردن ... البته هدف از نماز خواندن تظاهرات کردن و ادعیه خواندن وکف زدن و سوت کشیدن نیست‌. بلکه هدف از نماز روکردن دل به خدائی است که پنهان و آشکار را می‌داند و چیزی در زمین و آسمان بر او نهان نمی‌ماند:

(‌ رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الأرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ) .

پروردگارا! تو آگاهی از آنچه پنهان می‌داریم و از آنچه آشکار می‌سازیم (‌لذا به مصالح ما داناتری و آن کن که ما را به کار آید) و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا مخفی نمی‌ماند.

ابراهیم به یاد نعمت خدا بر خود می‌افتدکه قبلا خدا در حق او روا دیده است‌. زبانش به حمد و ستایش و شکر و سپاس خدا گویا می‌شود، بسان بنده صالح و شایسته‌ای‌که همین‌که به یاد نعمت‏های خدا بر خود افتاد، شکر نعمت می‌گزارد و سپاس خدا می‌دارد:

(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ) .

سپاس خدای را که با وجود پیری و سن زیاد، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. بی‏گمان پروردگار من دعا (‌و نیایش همگان‌) را می‌شنود.

در سن پیری وقتی‌که فرزندانی به انسان عطاء می‌شود در درون او ارزش و بهای بیشتری دارد. چه فرزندان ادامه زندگی انسانند. بخشش فرزندان به انسان از سوی یزدان جهان بدان هنگام‌که انسان احساس می‌کند عمرش به پایان خود نزدیک شده است‌، ولی نیاز درونی فطری او برآورده می‌شود و با وجود همچون فرزندانی نامش برجای می‌ماند و عمرش امتداد می‌یابد، چه نعمت بزرگی است‌) ابراهیم خدای را حمد و سپاس می‌گوید، و چشم امید به رحمتش می‌دوزد:

(إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ).

بی‏گمان پروردگار من دعا (‌و نیایش همگان‌) را می شنود .

ابراهیم بر شکر نعمت پیروی می‌زند. در آن با دعا و زاری از خدا می‌خواهد که او را همیشه سپاسگزار بدارد، سپاسی که با عبادت و طاعت صورت پذیرد. بدین وسیله تصمیم خود را بر عبادت اعلان می‌دارد. نشان هم می‌دهدکه هراس دارد از این‌که مانعی بر سر راه آید و او را از عبادت بازدارد، یا منصرف‌کننده‌ای یدید آید و او را از عبادت منصرف‌کند. این است از خدا مدد می‌جوید وکمک می‌طلبد که او را در اجرای تصمیم و اراده‌اش‌، و در پذیرش دعا و نیایشش موفق گرداند:

(رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ).

پروردگارا! مرا و کسانی از فرزندان مرا نمارگزار کن‌. پروردگارا! دعا و نیایش مرا بپذیر.

در سایه این دعا، بار دیگر فرق موضعگیری قریشیان که همجواران بیت‌الله الحرام هستند، با موضعگیری ابراهیم آشکار و نمودار می‌شود. ابراهیم یاری خدا را برای خود می‌طلبدکه او را در خواندن نماز کمک‌کند، و بدان چشم امید می‌بندد، و از خدا درخواست می‌کند که او را بدین امید برساند و در خواندن نماز موفق گرداند. ولی قریشیان از نماز دور می‌شوند و بدان پشت می‌کنند، و پیغمبری را تکذیب می‌کنندکه ایشان را تذکر می‌دهد به چیزی‌که ابراهیم با دعا و زاری از خدا می‌خواست‌که او را و بعد ازاو فرزندانش را در بجای آوردن آن‌کمک و یاری فرماید!

ابراهیم دعای متضرعانه و فروتنانه خود را پایان می‏بخشد با درخواست آمرزش برای خود و پدر و مادرش و جملگی مومنان‌، آمرزش در آن روزی‌که حساب وکتاب پیش می‌آید و هیچ‌کسی وهیچ حیزی جزعمل خود به‌هیچ انسانی سود نمی‌رساند.آن‌گاه ابراهیم از خدا عاجزانه میطلبدکه از قصوروکوتاهی او بگذرد:

(رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ).

پروردگارا! مرا و پدر و مادر مرا و مومنان را بیامرز و ببخشای در آن روزی که حساب برپا می‌شود (‌و حسابرسی می‏‎گردد وبه دنبال آن پاداش و پادافره داده می‌شود)‌.

این صحنه طولانی به پایان می‌آید، صحنه دعای فروتنانه ومتضرعانه‌، و صحنه برشمردن نعمتها و شکر بر آنها ... با آهنگ و نوای موسیقی طنین‌انداز آرام و خوشایندی ... این صحنه به پایان می‌آید وقتی‌که بر موقعیت سایه دل‌انگیز خوشایندی را می‌اندازد، سایه‌ای‌که دلها با آن شیفته جوار یزدان می‌گردند، و دلها در آن نعمتهای خدای سبحان را یاد می‌کنند. و ابراهیم پدر پیغمبران، نمونه بنده شایسته و ذکرکننده و شکرگزار می‌گردد، بدان‌گونه‌که لازم است همه بندگان خدا چنین شوند، آن‌کسانی‌که اندکی پیش از این دعا ایشان را مخاطبان سخن خود قرار داده بود.

از یادمان نرودکه اشاره‌ای به واژه «‌ربنا: خداوندگار ما» یا «‌ربّ‌: خداوندگار من‌» بکنیم‌که درهر بندی و بخشی از این بندها و بخشهای دعای فروتنانه و توبه‌کارانه ابراهیم (علیه السلام) تکرار می‌گردد. چه مغز سخن و گزیده‌کلام اوکه ذکر ربوبیت خدا برای خود و برای فرزندان بعد از خود است‌، هدف ویژه‌ای دربر دارد ... ابراهیم (علیه السلام) خدای سبحان را با صفت الوهیت یاد نمی‌کند. بلکه او را به صفت ربوبیت می‌ستاید. چراکه الوهیت‌کمتر مورد جدال در اغلب جاهلیتها از جمله جاهلیت عربی بوده است‌. بلکه‌این مساله‌ربوبیت است که دائماً مورد جدال قرارگرفته است‌. مساله ربویت مساله‌کرنش بردن و پرستش‌کردن در واقعیت زندگی زمینی است‌. این مساله هم مساله عملی و واقعی و موثر در زندگی انسان است‌. مساله‌ای است‌که دو راهه جدائی اسلام و جاهلیت، و یکتاپرستی و انبازورزی در جهان واقعیت است ... مردمان یا برای خداکرنش می‏‎برند و پرستش می‌کنند،‌که در این صورت یزدان خداوندگار ایشان خو‌اهد بود. و یا این‌که مردمان برای غیرخداکرنش می‏‎برند و پرستش می‌کنند،‌که در این صورت غیر یزدان خداوندگار ایشان خواهد بود ... این دو راهه جدائی یکتاپرستی وانبازورزی‌، و اسلام و جاهلیت‌، در واقعیت زندگی است‌. قرآن بدان‌گاه‌که برای مشرکان عرب دعای پدرشان ابر‌اهیم را نقل می‌کندکه در آن بر مساله ربوبیت تکیه شده است‌، آنان را متوجه مخالفت روشنی می‌سازدکه ایشان با مدلول و مفهوم این دعا دارند!

*سپس روند قرآنی بخش دوم را نیز به پایان می‌برد با:
(الّ