 آن‌گونه که تلاش و کوشش و راحت و آسایش او می‌طلبد، شب و روز مورد بهره‌برداری او قرارگیرند. اگر همیشه روز بود و یا پیوسته شب بود، دستگاه وجودی این انسان تباه 

می‌شد، گذشته از آن که همه چیز پیرامون او تباه می‌گردید، و زندگی و تلاش و تولید انسان مشکل و بلکه ناممکن می‌شد.

اینها نیز جز خط و خطوط عریض و طویلی در صفحه نعمتهای فراوان نیست‌. چه در هر خط و خطوطی نقطه‌ها و نکته‌هائی است که قابل شمار نیست‌. بدین جهت است‌که این خط و خطوط هم بدان خط و خطوط بیشمار دیگر می‌پیوندد، و با اجمال و اختصاری که مناسب با تابلوی عرضه شده است و با فضای فراگیر همخوانی و همگامی داشته باشد ذکر می‌گردد:

(وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ).

و به شما داده است هرآنچه که خواسته باشید (‌و در زندگی بدان نیازمندید و خواهان آن هستید)‌.

از قبیل‌: دارائی‌، فرزندان‌، تندرستی‌، زینت وکالاها ... 

(وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوهَا).

و اگر بخواهید نعمتهای خدا را بشمارید (‌از بس که زیادند) نمی‌توانید آنها را شمارش کنید.

نعمتهای خدا بزرگتر و بیشتر از آن هستند که‌گروهی از مردمان‌، یا همه مردمان‌، بتوانند آنها را شمارش‌کنند. آخر همه انسانها محدود در میان دو مرز از زمان هستند: آغاز و انجام‌. و همه انسانها نیز محدود در میان مرزهائی از دانش می‌باشند، مرزهائی که تابع زمان و مکانند. در حالی‌که نعمتهای خدا -‌گذشته از فراوانی - مطلق و رها از قید و بند زمان و مکان می‌باشند. لذا فهم و شعور انسان نمی‌تواند آنها را احاطه‌کند. به عبارت دیگر نعمتهای یزدان در کوزه عقل و درک انسان نمی‌گنجند.

با وجود همه اینها شما برای خدا انبازها و همگونهائی قرار می‌دهید، و با وجود همه اینها شما سپاس نعمتهای خدا را نمی‌گوئید، و بلکه نعمتهای خدا را به‌کفر تبدیل می‌کنید.

(إِنَّ الإنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ).

واقعا انسان‌، ستمگر ناسپاسی است‌!!! ( اگر نعمتهای خدا را نادیده بگیرد و به جای پرستش دهنده نعمتها چیز دیگری را پرستش بکند و سر از خط فرمان آفریدگار برتابد)‌.

*

وقتی‌که دل انسان بیدار و هوشیار می‌گردد، و به جهان پیرامون خود می‌نگرد، جهان را مسخر خود می‏‎بیند، چه به صورت مستقیم‌، و چه با هماهنگی و همگامی قانون جهان با زندگی و نیازمندیهای انسان‌. انسان چون به چیزهای پیرامون خود بنگرد و درباره آنها بیندیشد، آنها را در پرتو مرحمت خدا دوست خود می‏‎یابد، و آنها را در پرتو قدرت خدا یار و مددکار خویش می‏‎بیند. خدا همه را رام اوکرده است و به سود او به گشت وگذار انداخته است ... وقتی‌که دل انسان بیدار و هوشیار می‌گردد و پدیده‌ها و موجودات جهان را ورانداز می‌کند و درباره آنها می‌اندیشد و پژوهش می‌کند، قطعا باید بر خود بلرزد وکرنش ببرد و به سجده بیفتد و شکر و سپاسگزاری بکند، و پیوسته به الطاف پروردگار نعمت‌دهنده و عطاء‌بخش خود چشم بدوزد، تا اگر به سختی و شدتی‌گرفتار است‌، آن را برای او به آسانی و آسایش تبدیل کند، و اگر در خوشی و رفاه است‌، نعمت او را حفظ و بر دوام دارد. نمونه کامل انسان ذکرکننده و شکرکننده‌، پدر انبیاء ابراهیم است‌. آن‌کسی‌که راه و روش او بر این سوره سایه می‌اندازد، بدانگونه که نعمت و شکر نعمت یا ناشکری نعمت بر این سوره سایه می‌اندازد ... از اینجا است‌که روند قرآنی او را در صحنه فروتنانه‌ای ذکر می‌کندکه شکر و سپاسگزاری بر آن سایه می‌اندازد، و تضرع و زاری سراسر آن را فرامی‌گیرد، و در آن دعا با نغمه نرم و طنین‌انداز همآوا و همصدا می‌گردد و به سوی آسمان بالا می‌رود:

(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الأصْنَامَ . رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ . رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ . رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الأرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ . الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ . رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ . رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ).

(‌ای پیغمبر! برای قوم خود بیان کن‌) آنگاه را که ابراهیم (‌پس از بنای کعبه‌) گفت‌: پروردگارا! این شهر (‌مکه نام‌) را محل امن و امانی گردان، و مرا و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاهدار. پروردگارا! این بتها بسیاری از مردم را گمراه ساخته‌اند. (‌خداوندا! من مردمان را به یکتاپرستی دعوت می‌کنم‌) پس هرکه از من پیروی کند، او از من است‌، و هرکس از من نافرمانی کند (‌تو خود دانی‌، خواهی عذابش فرما و خواهی بر او ببخشا) تو که بخشاینده مهربانی‌. پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را (‌به فرمان تو) در سرزمین بدون کشت و زرعی‌، در کنار خانه تو، که (‌تجاوز و بی‌توجهی نسبت به‌) آن را حرام ساخته‌ای سکونت داده‌ام‌، تا این که نماز را برپای دارند، پس چنان کن که دلهای گروهی از مردمان (‌برای زیارت خانه‌ات‌) متوجه آنان گردد و ایشان را از میوه‌ها (‌و محصولات سائر کشورها) بهره‌مند فرما، شاید که (‌از الطاف و عنایات تو با نماز و دعا) سپاسگزاری کنند. پروردگارا! تو آگاهی از آنچه پنهان می‌داریم و از آنچه آشکار می‌سازیم (‌لذا به مصالح ما داناتری و آن کن که ما را به کار آید) و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا مخفی نمی‌ماند. سپاس خدائی را که با وجود پیری و سن زیاد، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. بی‏گمان پروردگار من دعا (‌و نیایش همگان‌) را می‌شنود. پروردگارا! مرا و کسانی از فرزندان مرا نمازگزار کن‌. پروردگارا! دعا و نیایش مرا بپذیر. پروردگارا! مرا و پدر و مادر مرا و مومنان را بیامرز و ببخشای در آن روزی که حساب برپا می‌شود (‌و حسابرسی می‏‎گردد و به دنبال آن پاداش و پادافره داده می‌شود )‌.

روند قرآنی ابراهیم (علیه السلام) را درکنار خانه خدا کعبه به تصویر می‌کشد. خانه‌ای‌که خودش آن را در شهری بنا کرده است‌که سرانجام به دست قریش افتاده است و بدیشان واگذارگردیده است‌. هم اینک قریش در آنجا به خدا کفر می‌ورزد، در حالی‌که متکی به خانه‌ای است که سازنده‌اش آن را برای پرستش خدا ساخته است‌! روند قرآنی ابراهیم را در این صحنه به تصویر می‌کشد که فروتنانه به تضرع و زاری و ذکر و شکر باری 