 که در آنها قلم‌موی نقاش نوآفرین جهان‌، یزدان سبحان‌، خط و خطوطی را هماهنگ با رویکرد نعمتها به انسان ترسیم می‌کند: خط و خطوط آسمانها و زمین را می‌کشد. خط و خطوط آبی که از ابر آسمان بر زمینیان می‌بارد به دنبال آن می‌آید. آن‌گاه خط و خطوط میوه‌ها و ثمراتی نقش می‌بندد که با این آب از زمین می‌رویند. پس از آن خط و خطوط دریائی جلوه‌گر می‌آیدکه‌کشتیها در آن به حرکت درمی‌آیند. و خط و خطوط رودخانه‌هائی ترسیم می‌گردد که ارزاق و روزیها را با خود بدین سو و آن سو می‏‎برد ... آن‌گاه قلم‌مو با خط و خطو‌ط نوینی به تابلوی آسمان برمی‌گردد و سرگرم آن می‌شود: خط و خطوط خورشید و ماه‌. پس از آن خط و خطوط دیگری بر تابلوی زمین نقش می‌بنددکه متصل به خورشید و ماه با خط و خطوط شب و روز است ... و آن‌گاه خط و خطوط فراگیر واپسینی می‌آغازد که همه صفحه را رنگ‌آمیزی می‌کند و می‌آراید و بر آن سا یه‌روشنهائی می‌اندازد:

(وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوهَا).

و به شما داده است هرآنچه که خواسته باشید. و اگر بخواهید نعمتهای خدا را بشمارید (‌از بس که زیادند) نمی‌توانید آنها را شمارش کنید.

این اعجاز است‌، اعجازی که در آن هر پسوده‌ای و هر خط و خطوطی و هر رنگ و هر سایه‌ای هماهنگ می‌گردد، و در صحنه کیهان و در نمایشگاه نعمتهای یزدان‌، جلوه‌گر می‌آید. آیا همه اینها مسخر برای انسان است‌؟ آیا همه این جهان بزرگ شگفت‌انگیز به سود این آفرید‌ه کوچک درگشت و گذار است‌؟ آسمانهائی‌که آب از آنها میبارد، و زمینی‌که این آب را دریافت می‌دارد و در خود اندوخته می‌کند، و میوه‌ها و ثمراتی که با این آب و از این خاک سر برمی‌آورد و میروید، ودریائی‌که‌کشتیها به فرمان یزدان در آن در حرکت هستند و به سود انسانها درگشت وگذارند، و رودخانه‌هائی‌که از زندگی و حیات موج می‌زنند و ارزاق و روزیها را برای مصلحت انسان به جریان درمی‌آورند، و خورشید و ماه بدون‌کمترین وقفه و سستی پیوسته درکارند، و شب و روزکه به دنبال یکدیگرمی‌آیند ... آیا همه‌اینها برای انسان و به خاطر انسان است‌؟ و آن‌گاه انسان سپاسگزاری نمی‌کند و یادآور نمی‌گردد؟!

(إِنَّ الإنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ) .

واقعاً انسان ستمگر ناسپاسی است (‌اگر نعمتهای خدا را نادیده بگیرد و به جای پرستش دهنده نعمتها چیز دیگری را پرستش بکند و سر از خط فرمان آفریدگار برتابد)‌.

(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ) .

خدا کسی است که آسمانها و زمین را آفریده است‌. با این وجود، برای خدا انبازها و همگو‌نها قرار می‌دهند، پس فراتر از این ستم‌کدام است‌؟ آیا ستمی بزرگتر از این ستم است‌که انسان آفریده‌ای از آفریدگان یزدان را بپرستد، چه این آفریده در آسمانها باشد و چه در زمین‌؟

(وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ) .

و از (‌ابر) آسمان آب را پائین آورده است‌، و با آن میوه‌ها و دانه‌ها را پدیدار کرده است و روزی شما گردانده است‌.کشت و زرع نخستین محل روزی است‌، ومنبع ظاهری نعمت است‌. باران و رویاندن هر دو از سنت و قانونی پیروی می‌کنندکه یزدان این جهان را بر آن سرشته است‌، و از سنت و قانونی پیروی می‌کنندکه اجازه می‌دهد باران ببارد، وکشت و زرع بروید، و میوه‌ها و دانه‌ها پدیدار آیند. هماهنگی و همکاری همه اینها برای مصلحت و خیر و صلاح انسان است‌. رویاندن یک دانه نیازمند قدرتی است که سراسر این جهان را می‌پاید و از آن مراقبت می‌نماید، و اجرام آسمانی و پدیده‌های جهانی را برای رویش یک دانه مسخر می‌گرداند، و دانه را با عو‌امل حیات از قبیل خاک و آب و نور و هوا مدد و یاری می‌رساند ... مردمان واژه «‌رزق‌» را می‌شنوند، ولی جز تصویرکسب مال متبادر به عقل و شعو‌رشان نمی‌شود. امّا مدلول و مفهوم «‌رزق‌» بسیار فراخ‌تر از این‌، و بسی ژرف‌تر از این است ...کمترین «‌رزق‌» و روزی‌ای‌که یزدان به انسان در این جهان عطاء می‌فرماید، مقتضی به حرکت در انداختن اجرام و کرات این جهان برابر قانون و سنتی است‌که لازمه صدها هزار هماهنگی و همگامی متوالی و همیاری و همسوئی پیاپی است‌که اگر آنها در میان نبودند این پدیده انسان نام پیش از هر چیز وجود نمی‌داشت‌، و اگر هم وجود می‌داشت زندگی و ادامه حیات برایش میسر نمی‌گردید. این اندازه‌که از تسخیر کرات و از پدیده‌هائی‌که به سود انسان در این جهان به گردش و چرخش درآمده است و در این آیه‌ها بدانها اشاره شده است‌، خودش به تنهائی‌کافی است‌که انسان درک و فهم‌کندکه تحت‌کفالت و قیمومت خدا است‌، و این دست یزدان است‌که چرخه حیات انسان را می‌گرداند و بدو روزی می‌رساند و از او نگاهداری و نگهبانی می‌کند.

(وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ).

و کشتیها را مسخرشما نموده است تا در دریا با اجازه و اراده او حرکت کنند.

خداوند ویژگیهائی در عناصر به ودیعت نهاده است‌که این ویژگیهاکشتیها را بر سطح آبها به حرکت درمی‌آورد، و ویژگیهائی به انسان بخشیده است‌که در پرتو آنها قانون اشیاء را فهم و درک می‌کند. همه اینها به فرمان یزدان مسخر انسان است‌.

(وَسَخَّرَ لَكُمُ الأنْهَارَ).

و رودخانه‌ها را در اختیار شما قرار داده است (‌تا در آبیاری زمینها و نوشیدن آب آنها مورد استفاده قرار گیرند )‌.

رودخانه‌ها جاری می‌شوند و با جاری شدن آنها حیات جاری می‌شود و زندگی راه می‌افتد، و خیر و برکت موج می‌زند و جوشان و خروشان می‌شود، و با خود ماهیها وگیاه‌ها و خیرات و برکات به ارمغان می‌آورد ... همه اینها برای منافع و مصالح انسان درگشت وگذار است‌، و در خدمت چیزهائی است که انسان آنها را به کار می‌گیرد، از قبیل‌: پرندگان و حیوانات ...

(وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ).

و خورشید و ماه را مسخر شما کرده است که دائما به برنامه (‌نورافشانی و تربیت موجودات زنده و ایجاد جزر و مد در اقیانوسها و دریاها و خدمات دیگر) خود ادامه می‌دهند.

انسان خورشید و ماه را مستقیما به کار نمی‌گیرد، بدانگونه که از آبها و میوه‌ها و دریاها وکشتیها و رودخانه‌ها استفاده می‌کند ... بلکه انسان از آثار خورشید و ماه سود می‌برد، و مواد زندگی و نیروهای آن را به کمک آن دو مورد بهره‌برداری قرار می‌دهد. پس خورشید و ماه برابر قانون هستی مسخرند تا از آن دو برجوشد و بردمد چیزهائی‌که انسان در زندگی خود، و بلکه در ترکیب‌بند سلولهای خود و تجدید و تبدیل یاخته‌های بدن از آنها استفاده می‌کند و بهره‌مند می‌شود.

(وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ).

و شب را (‌برای آسایش‌) و روز را (‌برای تلاش‌) مسخر شما ساخته است‌. 

شب و روز را نیز مسخر انسان‌کرده است تا برابر نیاز انسان و ترکیب‌بند وجودیش و