 مند شوید در این جهان تا سررسید عمری فرامی‌رسد که یزدان آن را مقدر و مقرر فرموده است‌. فرجام کار هم روشن و شناخته است‌:

(فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ).

بازگشت شما به سوی آتش دوزخ است‌.

آن‌گاه ایشان را رهاکن‌، و از آنان برگرد به سوی‌:

(عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا).

بندگان مومن من‌.

از آنان‌که مشرکند برگرد به سوی پند و اندرز دادن کسانی که پند و اندرز در ایشان می‌گیرد و سودمند واقع می‌شود. آن‌کسانی‌که نعمت خدا را می‌پذیرند و آن را برنمی‌گردانند، و آن را با کفر معاوضه نمی‌کنند. 

به سوی بندگان مومن برگرد و بدیشان بیاموزکه چگونه با عبادت و اطاعت و نیکی‌، و با نیکو‌کاری به بندگان یزدان شکرگزاری‌کنند و سپاسگزار الطاف خدا شوند‌.

(قُلْ لِعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَلا خِلالٌ).

(‌ای محمد!) بگو به بندگان مومن من‌: باید نماز را به گونه شایسته بخوانند و از آنچه بدیشان داده‌ایم مقداری را در پنهان و آشکار ببخشند پیش از آن که روزی فرارسد که در آن معامله و دوستی نیست (‌تا کسی بتواند سودی به وسیله خرید و فروش یا این که به سبب همنشینی و دوستی فراچنگ آورد و با رشوه یا رابطه از چنگال کیفر خدا رهائی یابد)‌.

بگو به بندگان مومن من‌: از پروردگارشان با خواندن نماز سپاسگزاری کنند، چه نماز ویژه‌ترین نمادهای سپاسگزاری از خدا است‌. و از رزق و روزی و چیزهائی‌که بدیشان داده‌ایم پنهانی و آشکارا ببخشند، پنهانی در جائی‌که کرامت‌گیرندگان و مروت‌دهندگان محفوظ و مصون می‌ماند، و بذل و بخشش و صدقه و احسان مایه به خود بالیدن و تظاهر نمودن و بر دیگران نازیدن نمی‌گردد، و آشکارا زمانی‌که با بذل و بخشش و صدقه و احسان موجب اعلان طاعت و عبادت می‌گردد و فریضه و واجبی با آن اداء‌، و سرمشق خوبی در جامعه می‌شود. پنهانی و آشکارا بذل و بخشش و صدقه و احسان‌، هر دو به حساسیت دل مومن‌، و به سنجش و برداشت او از اوضاع و احوال‌، واگذارگردیده است.

بدیشان بگو: بذل و بخشش و صدقه و احسان‌کنند تا پشتوانه اندوخته آنان افزایش یابد و رشد و نمو پیدا کند، پیش از آن‌که روزی فرارسدکه در آن اموال با تجارت و بازرگانی فزونی پیدا نمی‌کند، و همچنین بذل و بخشش و صدقه و احسان در آن سودی نمی‌بخشد و فائده‌ای ندارد. بلکه تنها در آن روزاندوخته اعمال و پشتوانه افعال سودمند می‌افتد و نفع می‌رساند:

(مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَلا خِلالٌ).

پیش ازآن که روزی فرارسد که در آن معامله و دوستی نیست‌. 

*
در اینجاکتاب هستی باز می‌شود و سطرهای عظیم آن زبان به نعمتهای بی‌شمار یزدان می‌گشاید، و صفحه‌های بزرگ و پهن آن‌، انواع و اقسام این نعمتها پیاپی تا چشم‌کار می‌کند به همگان می‌نماید: آسمانها، زمین‌، خورشید، ماه‌، شب‌، روز، آبی‌که از بالا میبارد، میوه‌هائی که از زمین می‌روید، دریائی که‌کشتیها دل آن را میشکافد، رودبار و رودخانه‌هائی که پر از ارزاق‌، روان می‌گردد ... همه و همه اینها صفحه‌های هستی وگشوده در برابر دیدگانند، ولیکن انسانها در جاهلیت خود نمی‌نگرند و نمی‌خوانند و نمی‌اندیشند و سپاسگزاری نمی‌کنند ... انسان واقعاً ستمکار و ناسپاس است‌. نعمت خدا را به‌کفر تبدیل می‌کند، و برای خدا انبازها می‌سازد، خدائی‌که او روزی‌رسان است و سراسر این جهان را مسخر انسانهاکرده است و به سود او به گشت وگذار انداخته است‌:

(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأنْهَارَ. وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ. وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوهَا إِنَّ الإنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ).

خدا کسی است که آسمانها و زمین را آفریده است و از (‌ابر) آسمان آب را پائین آورده است‌، و با آن میوه‌ها و دانه‌ها را پدیدار کرده است و روزی شما گردانده است‌، و کشتیها را مسخر شما نموده است تا در دریا با اجازه و اراده او حرکت کنند، و رودخانه‌ها را در اختیار شما قرار داده است (‌تا در آبیاری زمینها و نوشیدن آب آنها مورد استفاده قرار گیرند)‌. و خورشید و ماه را مسخر شما کرده است که دائما به برنامه (‌نورافشانی و تربیت موجودات زنده و ایحاد جزر و مد در اقیانوسها و دریاها و خدمات دیگر) خود ادامه می‌دهند. و شب را (‌برای آسایش‌) و روز را (‌برای تلاش‌) مسخر شما ساحته است‌. و به شما داده است هرآنچه که خواسته باشید، و اگر بخواهید نعمتهای خدا را بشمارید (‌از بس که زیادند) نمی‌توانید آنها را شمارش کنید. واقعا انسان ستمگر ناسپاسی است (‌اگر نعمتهای خدا را نادیده بگیرد و به جای پرستش دهنده نعمتها چیز دیگری را پرستش بکند و سر از خط فرمان آفریدگار برتابد)‌.

اینها تاخت و یورش است‌. اینها تازیانه‌هائی است‌که بر وجدان فرود می‌آید و آن را برمی‌تابد و بسان مار بر آن نیش می‌زند ... تاخت و یورشی است که وسائل عظیم آن‌، آسمانها، زمین‌، خورشید، ماه‌، شب‌، روز، دریاها، رودخانه‌ها، بارانها و میوه‌ها است ... تازیانه‌هائی است که دارای صداها، طنینها، و نشیبهائی برای انسان ستمکاره ناسپاس است‌!

از جمله معجزات این‌کتاب این است‌که همه صحنه‌های هستی و همه دغدغه‌ها و خاطره‌های نفس انسان را به عقیده یکتاپرستی ربط و پیوند می‌دهد، و همه درخششها و پرتوهای‌کیهان یا درون دل انسان را به دلیلی یا الهامی تبدیل می‌کند ... بدین منوال جهان را با هرچه و هرکه در آن است به نمایشگاه نشانه‌های خداشناسی تبدیل می‌سازد که در آن دست قدرت یزدان ابداع و نوآوری می‌کند، و آثار آن قدرت در هر صحنه‌ای و در هر منظر‌ه‌ای و در هر تصویری و در هر سایه‌ای جلوه‌گر می‌آید ... این کتاب مساله الوهیت و عبودیت را به صورت یک جدال ذهنی و به شکل لاهوت مستقل و به‌گونه یک فلسفه «‌متافیزیکی‌» مطرح نمی‌کند. مطرح‌کردن این مسائل بدین نحو مطرح‌کردن مرده خشکی است‌که به دل انسان نمی‌نشیند و چنگی بدان نمی‌زند و در آن تاثیری نمی‌گذارد و بدان پیامی الهام نمی‌دارد ... بلکه این کتاب این مساله را در جولانگاه تاثیرگذارها و الهام‌بخشهای واقعی صحنه‌های هستی‌، و در جولانگاه‌های آفرینش و آفریدگان‌، و در جولانگاه‌های پسوده‌های فطرت و در بدیهیات ادراک و شعور، و بالاخره در جولانگاه‌های زیبائی و دلکشی و هماهنگی‌، عرضه می‌دا‌رد.

صحنه بس شگفت و لبریز از جنب و جوش‌، در اینجا قدرتها و نعمتهای خدا را نشان می‌ده