نش رهنمود گردان‌) و روزهای خوشی و ناخوشی و نعمت و نقمتی را به یادشان بیاور که خدا بر سر گذشتگان آورده است‌. در این کار (‌که بیان سرگذشت نیکان و بدان پپشین است‌) برای هر شکیبای (‌بر مصائب و بلایای آسمانی و) سپاسگزار (بر انعام و عطایای الهی‌)‌، دلائل بزرگی (‌و نشانه‌های سترگی بر وحدانیت خدا) است‌. (‌ای پیغمبر! برای عبرت قوم خود بیان کن‌) وقتی را که موسی به قوم خود گفت: نعمت دادن خدا به خویشتن را به یاد آرید، آن زمان که شما را از فرمان فرعونیان که بدترین شکنجه‌ها را به شما می‌رساندند و پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را زنده نگاه می‌داشتند نجاتتان داد، و در آن (‌عذاب و نجات‌) آزمایش بزرگ شما نهفته بود. و (‌ای بنی‌اسرائیل‌! به یاد آورید) آن زمان را که پروردگارتان موکدانه اعلام کرد که اگر (‌از نعمتهای خدادادی‌، به وسیله ثبات بر ایمان و تلاش در عبادت‌) سپاسگزاری کردید، هرآینه (‌نعمتهای خود را) برایتان افزایش می‌دهم‌، و اگر کافر (‌و ناسپاس‌) شدید (‌شما را به عذاب دردناکی گرفتار می‌سازم و بدانید که‌) بی‏گمان عذاب من بسیار سخت است‌. و موسی گفت‌: اگر شما و همه کسانی که در زمین هستند کافر شوید و ناسپاس گردید، به خدا زیانی نمی‌رسد، چرا که خداوند بی‌نیاز (‌از ایمان ایمانداران و سپاس سپاسگزاران است‌، و اگر کسی هم بدو ایمان نیاورد و شکر انعامش را نگزارد، او ذاتاً‌) ستوده است‌.

تعبیر قرآنی واژه‌های دستور به موسی و دستور به محمّد - علیهما صلاة‌الله و سلامه - را همسان می‌گرداند، همان‌گونه‌که همگام با طرز اداء سخن در سوره است‌، و چندی پیش از آن صحبت‌کردیم‌. چه دستور در آنجا این چنین بود:

(لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ).

تا این که مردمان را (‌در پرتو تعلیمات قرآن‌) از تاریکیها (‌و گمراهیهای کفر و نادانی‌) به سوی نور (‌و روشنائی ایمان و دانائی‌) بیرون بیاوری‌. 

و دستور در اینجا این چنین است‌:

(أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ).

(‌بدو دستور دادیم‌) که قوم خویش را از تاریکیهای (‌کفر و جهل‌) بیرون بیاور (‌و) به سوی نور (‌ایمان و دانش رهنمود گردان‌)‌.

دستور نخستین به جملگی مردمان است‌، و دسور دوم فقط به قوم موسی است‌، ولی هدف یکسان است‌:

(أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ... وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ).

(‌بدو دستور دادیم‌) که قوم خویش را از تاریکیهای (‌کفر و جهل‌) بیرون بیاور (‌و) به سوی نور (‌ایمان و دانش رهنمود گردان‌) ... و روزهای خوشی و ناخوشی و نعمت و نقمتی را به یادشان بیاور که خدا بر سر گذ‌شتگان آورده است‌.

همه روزها روز خدا است‌. ولیکن در اینجا مقصود به یاد ایشان آوردن روزهائی است‌که در آنها برای انسانها یا برای گروهی از آنان کار برجسته یا خارق‌العاده و معجزه‌ای با نعمت یا نقمت روی داده است و روزهای خوشی یا ناخوشی برای آنان بوده است، همان‌گونه‌که در داستان تذکر موسی به قوم خود خواهد آمد. موسی ایشان را به روزهائی‌که داشته‌اند تذکر می‌دهد، و روزهائی را خاطرنشان ایشان می‌سازد که اقوام نوح و عاد و ثمود وکسانی پس از آنان داشته‌اند. روزها اینها بوده است‌.

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ).

بی‏گمان در این کار (‌که سرگذشت نیکان و بدان پیشین است‌) برای هر شکیبای (‌بر مصائب و بلایای آسمانی و) سپاسگزار (‌بر انعام و عطایای الهی‌) دلائل بزرگی (‌و نشانه‌های سترگی بر وحدانیت خدا) است‌.

در میان این روزها روزهای سخت و دشوار و ناخوشی بوده است‌که شکیبائی را می‌طلبیده است و شکیبائی را به محک آزمایش زده است‌. و در میان آنها روزهای آسایش و آرامش و خوشی و نعمت بوده است‌که سپاسگزاری و شکر خدا را می‌طلبیده است و شکر نعمت را به محک آزمایش زده است‌.کسی‌که شکیبا و سپاسگزار باشد آن کسی است که معنی این آزمایشها را درک و فهم می‌کند، و فراسوی آنها را می‌خواند و می‌داند، و در آنها پند و اندرزی برای خود می‌یابد، همان‌گونه‌که در آنها دلداری و یادآوری می‏‎بیند.

موسی شروع به ادای رسالت خود می‌کند، و قوم خود را تذکر می‌دهد و به یاد آن روزگاران می اندازد:

(وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنْجَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ).

(‌ای پیغمبر! برای عبرت قوم خود بیان کن‌) وقتی را که موسی به قوم خود گفت‌: نعمت دادن خدا به خویشتن را به یاد آرید، آن زمان که شما را از فرمان فرعونیان که بدترین شکنجه‌ها را به شما می‌رساندند و پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را زنده نگاه می‌داشتند نجاتتان داد، و در آن (‌عذاب و نجات‌) آزمایش بزرگ شما نهفته بود.

موسی قوم خود را به یاد نعمت خدا بدیشان می‌اندازد، نعمت رهائی از بدترین عذابی که از فرعونیان می‌دیدند. فرعونیان عذاب را بر سرشان می‌آوردند و پیوسته برایشان می‌خواستند. بدین سبب عذابشان سستی نمی‌گرفت وگسیخته نمی‌شد. از انواع برجسته عذابشان سر بریدن پسرانشان و زنده نگاه داشتن دخترانشان بود. تا بدین وسیله نیروهای بازدارنده را در میانشان بگسلند، و ضعف و خواریشان را بر دوام و بر قرار نگاه دارند. نجات دادن ایشان از این حال نعمت قابل ذکری است‌. تذکر داده می‌شود تا شکر و سپاس آن گفته شود.

(وَفِي ذَلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ)‌.

و در آن (‌عذاب و نجات‌) آزمایش بزرگ شما نهفته ا ست .

نخست آزمایش با عذاب است‌. امتحان شکیبائی‌، پایداری‌، خویشتنداری‌، اراده استوار برای نجات، و به کار پرداختن و به تلاش ایستادن در راه نجات است‌. شکیباثی هم تحمّل خواری و پستی و شکنجه نیست و بس‌. ولیکن شکیبائی تاب آوردن در برابر عذاب‌، بدون کرنش‌کردن و خواری نمودن و شکست روانی نشان دادن است‌. شکیبائی استمرار اراده قوی بر نجات یافتن است‌. شکیبائی آمادگی پیدا کردن برای رویاروئی با ستم و طاغیان و سرکشان است‌. در غیر این صورت شکیبائی آن شکیبائی نیست‌که مورد سپاس قرارگیرد، بلکه تسلیم خواری و پستی شدن است ... دومی آزمایش با شکر و سپاس‌، و اعتراف به نعمت خدا، و استقامت بر هدایت به پاس نجات و رهائی است‌.

موسی در بیان رسالت و تبلیغ آن به قوم خود به پیش می‌رود، بعد از آن که ایشان را به یاد روزگاران خود انداخته بود، و ایشان را از هدف عذاب و نجات آگاه کرده بود، و بدیشان فهمانده بودکه باید در برابر عذاب شکیبائی و استقامت نشان داد، و در برابر نجات و رهائی شکر و سپاسگزاری‌کرد ... موسی به پیش می‌رود تا برای قوم خود بیان داردکه خدا چه پاداشی یا پادافره‌ای را بر شکر کردن و ناشکری نمودن مترتب فرموده است‌:

(وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ