وزد (‌و آن را در هوا پخش و پراکنده کند و چیزی از آن برجای نگذارد. چنین کافرانی هم در روز قیامت‌) به چیزی از آنچه در دنیا (‌از اعمال نیک‌) انجام داده‌اند دست نمی‌یابند. (‌چرا که گردباد کفر بر خاکستر اعمالشان وزیده است و آن را به غارت برده است‌) این (‌تلاش و کوشش بیراهه و بی‌بهره‌) گمراهی سختی‌، (‌و حاصل سرگردانی و سرگشتگی شگفتی‌) است‌. (‌ابراهیم‌/١٨) 

و امّا آن دو حقیقتی‌که بر فضای سوره سایه می‌اندازند، و با سایه‌روشن ابراهیم‌: پدر پیغمبران، بسیار سپاسگزار، توبه‌کار، و بر‌گردنده به سوی دادار، همآهنگ و همآوا می‌گردند، وآنها حقیقت یگانگی رسالت و رسولان‌، و یگانگی دعوت ایشان‌، و موضعگیری آنان به عنوان امّت واحده و ملت یگانه‌، در رویاروئی با جاهلیت تکذیب‌کننده‌، و حقیقت اعطای نعمت یزدان به جملگی مردمان‌، به‌طور خاص به برگزیدگان ایشان است‌. در اینجا از این دو حقیقت سخن می‌گوئیم‌.

روند قرآنی حقیقت نخستین را در نمایش شیوه بیان منحصر به فردی آشکار و نمودار می‌سازد. روند برخی از سوره‌های پیشین این حقیقت را در تصویر یگانگی دعوتی آشکار و نمودارکرده است‌که هر پیغمبری آن را با خود به ارمغان آورده است‌. هر پیغمبری به قوم خود سخن خود را می‌گوید و می‌رود و ازدنیا بار سفر برمی‌بندد. سپس پیغمبری پس از پیغمبری می‌آید، و همگان همان سخن را می‌گویند، و همان پاسخ را به تکذیب‌کنندگان می‌دهند، و به تکذیب‌کنندگان در دنیا آنچه باید برسد می‌رسد، و به برخی از آنان مهلت و فرصت داده می‌شود تا مدت روزگاری‌که باید در دنیا باشند یا تا روز حساب وکتاب قیامت‌. ولیکن روند قرآنی در آنجا سرگذشت هر پیغمبری را در صحنه‌ای نشان می‌داد، و سرگذشت ایشان به نوار متحرکی می‌ماندکه از نخستین رسالتها به‌گردش و چرخش درآمده است و کار می‌کند. نزدیک‌ترین مثال برای این روش‌، سوره اعراف و سوره هود است‌.

ولی سوره ابراهیم - پدر پیغمبران - همه انبیاء را در یک صف‌، و همه پیروان جاهلیتها را در یک صف دیگری‌گرد می‌آورد. پیکار میان آن دو صف در زمین درمی‌گیرد، سپس در اینجا پایان نمی‌پذیرد، و بلکه گامهای آن به دامنه روز حساب وکتاب هم می‌رسد) صحنه را ورانداز می‌کنیم‌. با وجود دوری زمان و مکان‌، ملت پیغمبران، و ملت جاهلیت را در سرزمین واحدی می‏‎بینیم، زیرا زمان و مکان عارضی و زوال‌پذیر هستند، و اما حقیقت بزرگی‌که در این هستی است - حقیقت ایمان وکفر -‌ستبرتر و برجسته‌تر از عارضیهای زمان و مکان هستند:

 (أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا يَعْلَمُهُمْ إِلا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ. قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ. قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. وَمَا لَنَا أَلا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ. وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ. وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الأرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ. وَاسْتَفْتَحُوا وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ. مِنْ وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِنْ مَاءٍ صَدِيدٍ. يَتَجَرَّعُهُ وَلا يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ.).

آیا به شما نرسیده است خبر کسانی که پیش از شما بوده‌اند؟ (‌از قبیل‌) قوم نوح و عاد و ثمود و کسان دیگری که پس از ایشان آمده‌اند و جز خدا کسی (‌تعداد بیشمار) آنان را (‌نمی‌داند و ایشان را چنان که باید) نمی‌شناسد. پیغمبرانشان دلائل روشن و معجزات آشکاری برایشان آوردند (‌و بدیشان نمودند)‌. ولی آنان دستهایشان را بر دهانهای پیغمبران گذاشتند (‌و از تبلیغ آنان جلوگیری نمودند و سد راه رسالت آسمانی و دشمن دعوت الهی شدند و) گفتند: ما ایمان نداریم به چیزی که به همراه آن فرستاده شده‌اید (‌و دلائل و معجزاث شما را قبول نمی‏‎کنیم و رسالتتان را تصدیق نمی‌نمائیم‌) و درباره چیزی که ما را بدان می‌خواند سخت در شک و گمانیم (‌و به یکتاپرستی و قانون آسمانی یقین و باور نداریم‌)‌. پیغمبرانشان بدیشان گفتند: مگر درباره وجود خدا، آفریننده آسمان‌ها و زمین‌، بدون مدل و نمونه پیشین‌، شک و تردیدی در میان است‌؟ (‌مگر عقل شما کتاب باز هستی را نمی‌نگرد و به مولف آن راه نمی‌برد؟‌)‌. او شما را فرامی‌خوابد تا گناهانتان را ببخشاید و (‌از گذشته ناپاکتان صرف نظر نماید، و بدین زودیها هلاکتان نسازد و بله‌) تا مدت مشخصی (‌که در آن مرگتان فرامی‌رسد) شما را برجای و محفوظ دارد. آنان (‌‌مسخره‌کنان در پاسخ پیغمبران‌) گفتند: شما جز انسانهائی همچون ما نیستید (‌و فضیلتی بر ما ندارید تا از میان ما شما را برگزینند و پیام‌آوران آسمانی برای مردمان زمینی کنند) و شما می‌خواهید ما را از چیزهائی منصرف و به دور دارید که پدرانمان آنها را می‌پرستیده‌اند. (‌ذکر خلقت آسمانها و زمین فائده‌ای ندارد. اگر راست می‌گوئید) برای ما دلیل روشنی بیاورید (‌و معجزه‌هائی بنمائید که ما پیشنهاد می‌کنیم‌)‌. پیغمبرانشان بدیشان گفتند: (‌همان‌گونه که گفتید) ما جز انسانهائی همچون شما نیستیم، ولیکن خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منت می‌نهد (‌و او را با لطف خود می‌نوازد و پیغمبرش می‌سازد) و ما را نسزد که دلیلی برایتان بیاوریم (‌و معجزه‌ای به شما بنمائیم‌) مگر با اجازه خدا (‌و توفیق او)‌. و مومنان باید به خدا توکل کنند و بس (‌و ما هم در برابر دشمنانگی شما بدو توکل می‌کنیم‌)‌. آخر چرا نباید به خدا توکل کنیم، و حال آن که او ما را به راهمان رهنمود کرده است‌؟ (‌راهی که خودش آن را پدید آورده است و همگان را به پیمودن آن دعوت فرموده است و آئی