آن‌»‌.
3- برای  اطلاع  بـیشتر  مراجعه  شود  به‌ کـتاب  «‌الاسلام  و  مشکـلات  الحضارة‌»  فصل‌:  «‌تخبط  و  اضطراب‌»‌.  چاپ  دارالشروق‌.
4- برای  اطلاع  بیشتر مراجعه  شود  به‌کتاب:  «‌التصویر  الفنی  فی  القرآن‌»  فصل‌های  «‌التخییل  الحسی‌ و  التجسیم‌»‌و  «‌طریقة  القرآن‌»‌...<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:401.xml">رهنمودهاي سوره‌ي ابراهيم</a><a class="folder" href="w:html:404.xml">سوره‌ي ابراهيم آيه‌ي 27-1</a><a class="folder" href="w:html:410.xml">سوره‌ي ابراهيم آيه‌ي 52-28</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:402.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:403.txt">قسمت دوم</a></body></html>بسم الله الرحمن الرحيم
رهنمودهاي سوره‌ي ابراهيم
سوره ابراهیم ٥٢ آیه و مکی است.

این سوره‌، سوره ابراهیم و مکی است‌. موضوع اساسی آن موضوع اغلب سوره‌های مکی است‌. یعنی‌: عقیده‌، با اصول و ارکان بنیادین و بزرگی‌که وحی و رسالت و توحید و رستاخیز و حساب وکتاب و سزا و جزا است‌. امّا روند قرآنی در این سوره شیوه ویژه‌ای را در عرضه این موضوع و حقائق اصلی آن درپیش می‌گیرد، شیوه منحصر به فردی‌که این سوره را - همسان‌کار در هر سوره‌ای از سوره‌های قرآنی - از سائر سوره‌های دیگر جدا و ممتاز می‌کند. این‌ را جدا و ممتاز می‌گرداند از لحاظ فضا و نحوه اداء مطالب و مقاصد سوره‌، و از نظر پرتوها و سایه‌روشنهای ویژه‌ای که در آنها حقائق بزرگ سوره عرضه می‌شود. رنگ این حقائق هرچندکه گاهی از لحاظ موضوع از حقائق سوره‌های دیگر همسان خود جدا نیست‌، ولیکن از زاویه خاصی عرضه می‌گردد، و با پرتوهای خاصی آراسته و پیراسته می‌شود و الهامهای خاصی را می‌رساند و پیام می‌گرداند. از لحاظ گستره‌ای که در پهنه سوره و فضای آن نیز به خود اختصاص می‌دهد، بر اطرافی می‌افزاید و از اطرافی می‌کاهد، و خواننده احساس می‌کند چیز تازه‌ای را می‌بیند و می‌خواند. چرا که در این سوره «‌تصویرهای هنری‌» تازه‌ای در آن است‌. ما تعبیر «‌تصویرهای هنری‌» را به کار می‌بریم‌، چون تصویرهای هنری به شکل معجزه‌انگیزی در شیوه اداء قرآنی ملاحظه می‌گردد!

به نظر می‌آید فضای سوره از نام سوره بهره‌ای برده باشد ... ابراهیم ... پدر پیغمبران ... ابراهیم مبارک و سپاسگزار و توبه‌کار و برگردنده به سوی دادار. هر سایه روشنی‌که این صفتها به تصویر می‌کشند در فضای سوره دیده می‌شود، و در حقائقی به چشم می‌خورد که سوره آنها را نمودار و پدیدار می‌سازد. این سایه‌روشنها در شیوه اداء مطالب و مقاصد، و در تعبیر و بیان‌، و در آهنگ و نوا، جلوه‌گر و هویدا است‌. این سوره تعدادی از حقائق اصلی عقیده را دربرگرفته است‌، ولیکن دو حقیقت بزرگ بر سراسر فضای سوره سایه می‌اندازند. آنها دو حقیقت هماهنگ و همآوائی با سایه‌روشن ابراهیم در فضای سوره است‌: حقیقت وحدت رسالت و رسولان‌، و وحدت دعوت ایشان‌، و موضعگیری و استقرار پیغمبران در جبهه‌ای به نام امّت واحده و ملت یگانه‌ای که رو در روی جاهلیت تکذیب‌کننده آئین خدا در امکنه و ازمنه گوناگون می‌ایستند و می‌رزمند. و دیگری حقیقت نعمت یزدان بر مردمان که بر شکر و سپاسگزاری می‌افزاید، ولی بیشتر مردمان نعمت خدا را انکار می‌نمایند و کفران نعمت می‌کنند.

برجستگی این دو حقیقت‌، یا این دو سایه‌روشن‌، نفی این نمی‌کندکه حقائق بزرگ دیگری در روند سوره باشد. ولی این دو حقیقت بیشتر بر فضای سوره سایه می‌اندازند. مراد ما هم اشاره بدین امر است‌.

این سوره می‌آغازد با بیان وظیفه پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و چه کتابی بدو داده شده است ... این وظیفه بیرون آوردن مردمان با اجازه خدا از تاریکیها و بردن ایشان به میان نور است‌:

(كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ). 

(‌این قرآن‌) کتابی است که آن را برای تو فرستاده‌ایم تا این که مردمان را (‌در پرتو تعلیمات آن‌) با توفیق و تفضل پروردگارشان‌، از تاریکیها (‌و گمراهیهای کفر و نادانی‌) به سوی نور (‌و روشنائی ایمان و دانائی‌) بیرون بیاوری (‌یعنی که‌) به راه خدای چیره ستوده (‌درآوری )‌. (‌ابراهیم/‌١)

سوره ختم می‌شود با این معنی و با این حقیقت بزرگی که رسالت آن را در برابر داردکه حقیقت توحید است‌:

(هَذَا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَلِيُنْذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الألْبَابِ).

این (‌قرآن‌) به عموم مردم ابلاغ می‏‎گردد تا ترسانده شوند و بدانند که خداوند یکی بیش نیست و خردمندان (‌از خواندن قرآن‌) پند و اندرز گیرند (‌و خویشتن را در پرتو آن از آتش دوزخ دور کنند و به بهشت برسانند)‌.   (‌ابراهیم/52‌)

در لابلای سوره ذکر این می‌رودکه موسی (علیه السلام) همراه با همسان چیزی به میان مردمان روانه‌گردیده است‌که محمّد (صلی الله علیه و سلم) با آن و همسان آن به میان مردمان روانه گردیده است‌. حتی این پیام در الفاظ تعبیر نیز یکی است:

(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ).

موسی را همراه با آیات (‌و موید به معزات‌) خود فرستادیم (‌و بدو دستور دادیم‌) که قوم خویش را از تاریکیهای (‌کفر و جهل‌) بیرون بیاور (‌و) به سوی نور (‌ایمان و دانش رهنمود گردان‌)‌.      (‌ابر‌اهیم/‌٥)

هبچنین تذکر می‌دهدکه وظیفه پیغمبران به طورکلی بیان مطالب و پیام مقاصد بوده است‌:

(وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ).

(‌ای محمد) ما هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ایم مگر این که به زبان قوم خودش (‌متکلم بوده است‌) تا برای آنان (‌احکام الهی را) روشن سازد (‌و حقائق را تبیین و تفهیم کند)‌.                (ابراهیم/4)

درکناروظیفه رسول‌، بیان حقیقت بشری او قرار می‌گیرد. این حقیقت بشری وظیفه او را معین می‌سازد. رسول‌، پیام‌رسان و ترساننده و اند‌رزگو و دلسوز و بیانگر است‌. ولیکن نمی‌تواند خارق‌العاده و معجزه‌ای را بیاورد و ارائه دهد مگر با اجازه خدا، و زمانی‌که خدا بخواهد، نه زمانی‌که او یا قوم او بخواهند. رسول هچنبن نمی‌تواند قوم خود را هدایت یا ایشان راگمراه سازد. چه هدایت و ضلالت متعلق به سنت و قانون خدا است‌، سنت و قانونی‌که اراده و مشیت مطلقه خدا آن را اقتضاء کند.

آدمیزد بودن پیغمبران همیشه مورد اعتراض از طرف همه اقوام در جاهلیت بوده است‌. این سوره در اینجا گفتار جملگی آنان را نقل می‌کند:

(قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ).

گفتند:‌شما جز انسانهائی همچون ما نیستید (‌وفضیلتی بر ما ندارید تا از میان ما شما را برگزینند و پیام‌آوران آسمانی برای مردمان ز