دبختی و پریشانی‌ای را به خود دیده‌اند ... چرا که همه اینها یکسان ساخته و پرداخته کورانی هستندکه نمی‌دانندکه تنها آنچه بر محمّد (صلی الله علیه و سلم) از سوی پروردگارش نازل گردیده است حق است و بس‌. همچنین به همین جهت همچو‌ن مکتبهائی خود را ملتزم به عهد و شرع خدا نمی‌دانند، و در زندگی خود بر برنامه و هدایت خدا ماندگار نمی‌مانند و راه راست او را درپیش نمی‌گیرند. مسلمان چون ایمان به یزدان دارد و می‌داند که تنها آنچه بر محمّد (صلی الله علیه و سلم) نازل‌گردیده است حق است و بس‌، هر برنامه‌ای غیر برنامه خدا را رها می‌کند و مردود می‌شمارد، و هر نوع مکتب اجتماعی یا اقتصادی‌، و هر قسم وضع سیاسی را نیز رها می‌سازد و به ترک آن می‌گوید، غیر از برنامه یگانه‌، و مکتب یگانه‌، و شرع یگانه‌ای‌که خدا آن را تهیه و تنظیم و ارسال فرموده است و برای بندگان صالح و بایسته خود پسندیده است و بدان رضایت داده است‌.

انسان همین که به قانونی بودن برنامه‌ای یا وضع و حالتی و یا حکم و فرمانی از ساختار غیرخدا اعتراف و اقرار کند، خود این کار بیرون رفتن از دائره اسلام‌، یعنی تسلیم خدا شدن است‌. چه اسلا‌م‌که تسلیم خدا شدن است عبارت است از یگانگی کرنش بردن و پرستش‌کردن خدا، بدون شرکت دادن‌کسی و چیزی در آن.

این اعتراف و اقرارگذشته از این‌که به طور ضروری با مفهوم اساسی اسلام مخالفت دارد، در عین حال خلافت در این زمین را به کورانی می‌سپاردکه عهد خدا را پس از بستن پیمان می‌شکنند، و آنچه راکه خدا بدان دستور داده است که محفو‌ظ بماند و پیوند بخورد می‌گسلند و پاره می‌کنند، و در زمین فساد و تباهی می‌ورزند ... پس این تباهی و فسادی‌که در زمین است کاملا با رهبری کوران ا‌رتباط دارد!..

انسانها در سراسر تاریخ خود بدبخت بوده‌اند، در آن حال که میان برنامه‌ها و اوضاع و شریعتها و قانونهای گوناگون‌، با رهبری آن چنان کورانی‌، دست و پا زده‌اند، آن اشخاص کوری‌که در طول قرون و اعصار جامه‌های فیلسوفان و اندیشمندان و قانونگذاران و سیاستمداران را به تن می‌کنند. انسانها هرگز روی خوشبختی را به خود ندیده‌اند، و «‌انسانیت‌» ایشان هرگز اوج نگرفته است و والا نرفته است‌، و انسانها در زمین هرگز در مرتبه خلافت و جانشینی خدا قرار نگرفته‌اند و نبوده‌اند، مگر آن‌گاه‌که در ادوار و اوقاتی به سوی این برنامه راست و درست الهی برگشته‌اند و در زیر سایه آن زیسته‌اند.[7]

* 
اینها برخی از نشانه‌های برجسته در این سوره بود. در کنار آنها ایستادنها و نگرشهائی داشتیم‌، ولی نتوا‌نستیم چنان‌که باید ادای مطلب‌کنیم و آنچه باید تا نهایت بگوئیم، ولیکن اشاره‌گذرائی بدانها بود و بس.
حمد و سپاس خدائی را سزا است‌که ما را بدین‌کار هدایت و رهنمود فرمود، و اگر او ما را هدایت و رهنمود نمی‌فرمود ما نمی‌توانستیم بدان هدایت یابیم و رهنمود شویم‌. 
--------------------------------------------------------------------------------
1- ‌مراجعه شود به تفسیر آیه ١٧٢ سوره اعراف‌. (‌مترجم‌)
2- این معنی معلوم این نص است‌، نه معنی و مفهومی‌که ادعاء‌کنندگان «‌تفسیر علمی قرآن‌»‌ در آن‌کورکورانه دست و پا می‌زنند و می‏‎گویند این آیه بر آن دلالت داردکه دو قطب زمین فرورفتگی پیدا می‌کند، و خط استواء زمین برآمدگی پیدا می‌نماید! و غوغاها و جنجالهائی از این قبیل‌. روند قرآنی مدلول و مفهوم عبارات را در قرآن معلوم و مشخص می‌کند. پس کسانی‌که در همچون جولانگاهی بدون آگاهی و اطلاع از سرشت این قرآن‌کورکورانه دست و پا می‌زنند، از خدا بترسند و از خشم و عذاب او خویشتن را برحذر دارند.
3 - برخی از روایتها درباره تفسیر قرآن با احادیث، چنین می‌گویندکه مراد از این فرموده یزدان سبحان‌: (و من عنده علم الکتاب). وکسی‌که ازکتاب (‌خدا) آگاه باشد.
گواهی کسانی از اهل کتاب است‌که ایمان آوردند به این‌که این قرآن حق است‌. این معنی با ا‌ستناد به ا‌بن آیه‌ای است‌که در سوره قبلا گذشت‌:
(و الذین آتیناهم الکتاب یفرحون بما أنزل إلیک).
کسانی‌که کتاب (‌آسمانی‌) بدیشان داده‌ایم (‌و منصف هستند) از آنچه بر تو نازل شده است خوشحالند.
این چبزی بودکه عملا در مکه‌، و سپس در مدینه روی داد. ما این معنی را نفی نمی‌کنیم‌، و چه بسا مراد همین باشد.
4 - ‌ترجمه این آیه چندی پیش‌گذشت‌.
5 - برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به کتاب‌: «‌خصائص التصور الاسلامی و مقوماته‌» جلد دوم‌، فصل «‌حقیقه الانسان‌»‌.
6 - مراجعه شود به کتاب‌: «‌معالم فی‌الطریق‌» فصل‌: «التصور الاسلامی و الثقافة‌»
7 - برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به کتاب‌: «‌الاسلام و مشکلات الحضارة‌» فصل‌: «‌تخبط و اضطراب‌»‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5.xml">رهنمودهاي سوره‌ي انعام</a><a class="text" href="w:text:15.txt">سوره‌ي انعام آيه‌ي 3-1 </a><a class="folder" href="w:html:16.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 11-4</a><a class="folder" href="w:html:21.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 19-12</a><a class="folder" href="w:html:26.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 32-20</a><a class="folder" href="w:html:32.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 39-33</a><a class="folder" href="w:html:37.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 49-40</a><a class="folder" href="w:html:41.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 55-50</a><a class="folder" href="w:html:46.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 65-56</a><a class="text" href="w:text:53.txt">سوره‌ي انعام آيه‌ي 70-66</a><a class="text" href="w:text:54.txt">سوره‌ي انعام آيه‌ي 73-71</a><a class="folder" href="w:html:55.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 94-74</a><a class="folder" href="w:html:61.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 110-95</a><a class="folder" href="w:html:68.xml">رهنمودهاي جزء  هشتم</a><a class="folder" href="w:html:72.xml">سوره‌ي انعام آيه 113-111</a><a class="folder" href="w:html:75.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي  127-114</a><a class="folder" href="w:html:81.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 135-128</a><a class="folder" href="w:html:84.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 153-136</a><a class="folder" href="w:html:93.xml">سوره‌ي انعام آيه‌ي 165-154</a></body></html>این  ملتها  نمی‌د‌انند که  سنّت  و  قـانونی  در  مـیان  است‌.  آنان  نمی‌دانند  که  یزدان  ایشان  را  برابر  ایـن  سـنّت  و  قانون  دچار  استدراج  می‌نماید  و  پله  پله  به  سوی  عذاب  می‌کشاند  و  به  دوزخ  گرفتارشان  می‌گرداند.  کسانی  که  در  دائرۀ‌ گرداب  ایشان  مـی‌چرخند،  برق  زر  و  زیـور  چشمانشان  را  خیره  می‌سازد  و  ایشان  را  شیفته  و  شیدای  خود  می‌کند.  رفاه  و  قدرت  در  برابر  دیدگانشان  بزرگ  و  شکوهمند  جلوه‌گر  می‌آید.  این‌که  خدا  بدین  ملتها  مهلت  ماندن  و  فرصت  زیستن  می‌دهد،  ایشان  را گول  می‌زند.  گول  این  را  می‌خورند که  می‏بینند  با  وجود  این‌که  چنین  ملتهائی  خدا  را  نمی‌پرستند،  یا  اصلًا او  را  نـی‌شناسند،  و  بر  سلطۀ  یـزدان  می‌شورند  و  سرکشي  مـی‌کنند،  و  ویژگیهای  الوهیت  خدا  را  برای  خود  ادعاء  می‌نمايند،  و  در  زمین  به  فساد  و  تباهکاری  دست  می‌یازند،  وگذشته  از  شوریدن  بر  سلطۀ  یـزدان،  بر  مردمان  نـیز  سـتم  می‌ورزند،  امّا  با  وجود  همۀ  اینها  هلاک  نـمی‌