 الله علیه و سلم) آ‌ن را به مردمان ا‌رمغان داشته است‌، حق است و بدان پاسخ می‌گویند و آن را می‌پذیرند، همچون کسانی در زمین به اصلاح می‌پردازند، و زندگی در پرتو ایشان پاک و پاکیزه می‌گردد و اوج می‌گیرد:

(أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الألْبَابِ. الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ. وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ. وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ.).

آیا کسی که می‌داند که آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است حق است (‌و برابر آن رندگی می‌کند و هم بر آن می‌میرد، سزا و جزای او) همانند (‌سزا و جزای‌) کسی خواهد بود که (‌به سبب انحراف از حق و کفر مطلق‌، انگار) نابینا است‌؟‌! تنها خردمندان (‌حق را و عظمت خدا را) درک می‌کنند (‌و فرق میان دو گروه مومن و کافر را می‌فهمند. خردمندان‌، یعنی‌) آن کسانی که به عهد (‌تکوینی و تشریعی‌) خدا وفا می‏‎کنند، و پیمان (‌موجود میان خود و بندگان‌) را نمی‌شکنند. و کسانی که برقرار می‌دارند پیوندهائی را که خدا به حفظ آنها دستور داده است‌، (‌از قبیل‌: رابطه انسان با آفریینده جهان‌، پیوند انسان با جامعه انسانیت‌، و رابطه او با همنوعان به‌ویژه خویشان و نزدیکان‌) و از پروردگارشان می‌ترسند و از محاسبه بدی (‌که در قیامت به سبب گناهان داشته باشند) هراسناک می‌باشند. و کسانی که (‌در برابر مشکلات زندگی و اذیت و آزار دیگران‌) به خاطر پروردگارشان شکیبائی می‌ورزند، و نماز را چنان که باید می‌خوانند و از چیزهائی که بدیشان داده‌ایم‌، به گونه پنهان و آشکار می‌بخشند و خرج می‌کنند، و با انجام نیکیها بدیها را از میان برمی‌دارند. آنان (‌با انجام چنین کارهای پسندیده‌ای‌) عاقبت نیک دنیا (‌که بهشت است‌) ازآن ایشان است‌.   (‌رعد/١٩-22)

(وَالَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأرْضِ أُولَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ).

کسانی که پیمان (‌فطری و تکوینی‌) خدا را می‌شکنند که (‌با اعطای عقل و شعور) با ایشان بسته است‌، و پیوندی را می‌گسلانند که خدا به حفظ و نگاهداشت آن دستور 

داده است‌، و در روی زمین به فساد و تباهی می‌پردازند، نفرین بهره ایشان است و پایان بد جهان (‌که دوزخ سوزان است‌) ازآن ایشان است‌.   (‌رعد/٢٥)

قطعا زندگی مردمان خوب نمی‌گردد و اصلاح نمی‌پذیرد، مگر این‌که رهبری زندگی را بینایان خردمندی بر دست گیرند که می‌دانند آنچه بر محمّد (صلی الله علیه و سلم) نازل‌گردیده است حق است‌. بدین جهت به عهدی‌که یزدان با فطرت انسان بسته است‌، و به عهدی‌که یزدان با آدم و نسل او بسته است‌، وفاکنند، عهدی‌که چکیده محتوای آن این است‌: تنها خدا را بپرستند، و تنها برای اوکرنش ببرند و پرستش بکنند، و از غیر او مقاصد و مطا‌لب و وظائف و تکالیفی را دریافت ندارند، و از اوامر و نواهی ‌کسی جز اوامر و نواهی او پیروی نکنند. بدین جهت چیزی را پیوند دهند و برقرار دارندکه یزدان دستور فرموده است‌که پیوند بخورد و برقرار باشد، و از پروردگارشان بهراسند، و بترسند از این که چیزی از سوی ایشان انجام‌گیردکه خدا دستور داده است‌که از آن دوری شود و اگر انجام بگیرد موجب خشم اومی‌گردد، و از محاسبه بدی‌که در قیامت به سبب‌گناهان داشته باشند بهراسند، و برای این کار در هر حرکت و سکون وگمان و اندیشه‌ای آخرت را پیش چشم دارند، و بر استقامت و ماندگاری بر عهد خدا - ‌با همه مشکلات و مشقاتی‌که استقامت و ماندگاری دارد - ‌شکیبائی ورزند، و نماز را بخوانند و چنان که باید برپای دارند، و از چیزی‌که خدا بدیشان داده است پنهان و آشکار ببخشند و خرج‌کنند، و با اصلاح و احسان و خوبی و نیکی‌، فساد و تباهی و زشتی و بدی را از میان بردارند.

زندگی مردمان در زمین اصلاح نمی‌شود و راه صلاح و فلاح نمی‌گیرد مگر با همچون رهبری بینا و آگاهی‌که تنها در پرتو هدایت خدا راه می‌رود، و سراسر زندگی را برابر برنامه خدا و هدایت او می‌سازد و خوشایند می‌گرداند ... قطعا زندگی مردمان با رهبریهای گمراه کور اصلاح نمی‌شود و راه صلاح و فلاح نمی‌پوید. رهبریهائی‌که نمی‌دانند تنها آنچه‌که بر محمّد (صلی الله علیه و سلم) نازل‌گردیده است حق است و بس. بدین خاطر از برنامه‌های دیگری جدای از برنامه خدا پیروی می‌کنند، برنامه‌ای که خدا آن را پسندیده است و خشنو‌د بوده است که برنامه بندگان صالح و بایسته او گردد ... قطعاً زندگی اصلاح نمی‌شود و راه ترقی و تعالی نمی‌پوید با مکتبهای‌: فئودالیسم و ارباب رعیتی‌‌،‌کاپیتالیسم و سرمایه‌داری‌، دیکتاتوری و استبدادی‌، و سوسیالیسم و جامعه‌گرائی علمی‌!‌.. همه اینها از جمله برنامه‌های کورانی هستندکه نمی‌دانند تنها آنچه بر محمّد (صلی الله علیه و سلم) نازل گردیده است حق است و بس، وکناره‌گیری و دوری از این آئین حق درست نیست‌، و تغییر و تعدیلی هم در آن جائز نمی‌باشد ... زندگی مردمان با حکو‌مت مذهبی و مذهب‌گرایی‌، و با دیکتاتوری و خودکامگی‌، و یا با دمکراسی و مردم سالاری نیز اصلاح و روبراه نمی‌شود، چه همه اینها در این‌که از جمله برنامه‌های کورانند برابرند، کورانی که از پیش خود اربابان و خداگونه‌هائی بجای خدا برپا و برجا می‌دارند، اربابان و خداگونه‌هائی که برنامه‌های فرامانروائی را و برنامه‌های زندگی را وضع می‌کنند، و برای مردمان شریعتها و قانونهائی تهیه و تنظیم می‌کنندکه خدا بدانها اجازه و رضایت نداده است‌، و مردمان را بنده شریعتها و قانونهائی می‌سازند که خودشان آن را تدوین و تنظیم کرده‌اند و ساخته و پرداخته نموده‌اند، و بدین وسیله کرنش بردن و پرستش نمودن مردمان را متوجه غیرخدا می‌سازند.

نشانه این چیزی‌که ما - باکمک و یاری از نص قرآنی -‌می‌گوئیم‌، این تباهی و فساد فراگیر و همه‌جاگستری است‌که امروزه در قرن بیستم روی زمین را دربر گرفته است و آن بدبختی نامبارکی است‌که انسانها در مشرق و مغرب و همه جای زمین رنج و درد آن را می‌چشند ... در این بدبختی اوضاع همه یکسان است‌، چه فئودالیسم‌، و چه‌کاپیتالیسم‌، و چه‌کمونیستی‌، و چه سوسیالیسم علمی‌!‌.. و چه اشکال و انواع حکومتهای دیکتاتوری یا دموکراسی‌!.. همه اینها یکسانند در این که انسانها در لابلای آنها چه تباهی و فسادی‌، و چه بی‌بند و باری و افسارگسیختگی‌ای‌، و چه 